× بستن تبلیغات

پایان نامه روایت شناسی داستان‌های فارسی

و در صورت نیاز به متن کامل آن می توانید از لینک پرداخت و دانلود آنی برای خرید متن کامل این پایان نامه اقدام نمائید.

مقدمه
تحقیق حاضر قصد دارد به مطالعه ساختار شناسانه روایت در مجموعه داستان «یکی بود و یکی نبود»، نوشته سید محمد علی جمالزاده، بپردازد. جمالزاده، پدر داستان‌نویسی معاصر ایران محسوب می‌شود و مجموعه، تأثیر بسیاری بر شکل‌گیری و گسترش داستان کوتاه‌نویسی به شیوه غربی داشت ومطالعه آن، چه از خطر تأثیر پذیری از داستان‌های کهن ایران، چه منظوم و چه منشور، و چه از نظر اثرگذاری بر آثار داستانی پس از خود مفید است این نکته که نخستین داستان‌های کوتاه فارسی، چگونه روایت شده‌اند، ما را در درک بهتر ادبیات داستانی معاصر یاری می‌کند.
تحقیق حاضر به نه فصل تقسیم شده است. فصل اول به بررسی و نقد نظریات روایت شناسانه معروف پراز فصل سوم تا فصل هشتم که مهم‌ترین بخش تحقیق محسوب می‌شود، به بررسی داستان‌های مجموعه «یکی بود و یکی نبود»، از دیدگاه روایت شناسی ساختار گرایانه اختصاص دارد. این مجموعه حاوی شش داستان کوتاه به نام‌های «فارسی شکر است»، «رجل سیاسی»، «دوستی خاله خرسه»، «درد دل ملا قربانعلی»، «بیله دیگ بیله چقندر» و «ویلان‌الدوله» است این داستان‌ها هر کدام در فصلی جداگانه مورد بررسی قرار گرفته‌اند.
بخش اول هر فصل به خلاصه داستان اختصاص دارد، در بخش بعدی داستان به صورت مختصر نقد شده است و ارزش‌های ادبی آن مورد سنجش قرار گرفته‌ است. بخش بعدی که مفصل‌ترین بخش هر فصل است به تحلیل روایی داستان می‌پردازد. در این بخش ابتدا داستان به واحدهای کوچک روایی تقسیم شده است. درباره هر واحد توضیحاتی داده شده است و کارکرد روایی آن هم به صورت مستقل و هم در زمینه روایی کل داستان و نقش آن در پیشبرد طرح (Plot) داستان مشخص شده است.
امروزه، روایت شناسی با نقد و تحلیل داستان در آمیخته است و روایت شناسی، از ساختارگرایی صرف، به سمت معناگرایی سوق پیدا کرده است. در واقع این معنای هر بخش از داستان، چه ظاهری و چه تلوینی است که کارکرد ساختاری آن را در کل مجموعه مشخص می‌کند. از این رو در تحلیل روایی واحدها، به مسائل مربوط به نقد و تحلیل داستان نیز توجه شده است و سعی بر این بوده که کار، حالت ساختار شناسانه خشک به خود نگیرد.
در بخش بعدی، ساختار روایی داستان توضیح داده شده است،‌ جدول کارکردهای آن، براساس نظریه پروپ مشخص شده است و با یک نمودار، سعی شده است شکل‌روایی داستان نشان داده شود. پس تقابل‌های دو قطبی موجود در کارکردهای داستان و همچنین تقابل‌های دو قطبی موجد در بین شخصیت‌های داستان‌ها نیز، براساس نظریه سوسور و یاکوبسن در دو جدول جداگانه مشخص شده است.
فصل نهم و آخر این تحقیق به جمع‌بندی و نتیجه‌گیری اختصاص دارد و یافته‌های این تحقیق در آن به صورت فشرده آورده شده است.
نظر به این که در زمینه روایت شناسی داستان‌های فارسی، چه داستان‌های کلاسیک و چه داستان‌های سبک جدید، کار قابل ملاحظه‌ای تاکنون صورت نگرفته است، این تحقیق می‌تواند الگویی برای تحقیقات بعدی باشد.
ادبیات داستانی آمریکایی لاتین با تکیه بر ارزش‌های زیباشناسانه و شگردهای روایی خاص خود، امروزه در تمامی دنیا شناخته شده است و علاقمندان بسیاری دارد. ادبیات فارسی نیز ذخایر بسیاری دارد که تاکنون کشف شده یا مورد بررسی جدی قرار نگرفته است درست است که داستان‌نویسی معاصر ما به تقلید از اسلوب داستان‌نویسی غربی شکل گرفته است، اما اگر مبانی روایت شناسانه داستان‌های کهن منظوم و منشور ما، که در نوع خود بی‌نظیرند، به خوبی شناخته شده و در داستان‌ها، البته با تکیه بر نوآوری، به کار گرفته شود، دور از انتظار نیست که داستان‌نویسی ما نیز عالمگیر شود. مردم ما، نسل اندر نسل، از این داستان‌ها لذت برده‌اند و ناخودآگاه جمعی ما این‌گونه داستان‌ها را می‌پسندد این منظور، جز با مطالعه توأمان ساختار و معنی ادبیات داستان کهن ایران و نه صرفاً مطالعه معناگرایانه، چنان که مرسوم است، محقق نمی‌شود.
در خاتمه، لازم می‌دانم از زحمات اساتید محترم، آقای دکتر علی دانشور کیان، که استاد راهنمای این پایان‌نامه بودند، آقای دکتر علیرضا حاجیان‌نژاد، که استاد مشاور بودند و کلیه کسانی که مرا در اتمام این تحقیق یاری رساندند، تشکر کنم.

پایان نامه بررسی رابطه بین تمایل به مهاجرت از آبادان با رضایت از زندگی

در ادامه مطلب می توانید تکه هایی از ابتدای این پایان نامه ر

عنوان:

بررسی رابطه بین تمایل به مهاجرت از آبادان با رضایت از زندگی

استاد راهنما:

دکتر ابوالقاسم فاتحی

استاد مشاور:

 دکتر نقیب السادات

نگارش:

تابستان۹۰

فهرست مطالب
عناوین                                                                                                                 صفحه
فصل اول : کلیات تحقیق
مقدمه ۲
بیان مسأله ۴
اهمیت و ضرورت پژوهش ۸
اهداف پژوهش ۹
سوالات اصلی و فرعی تحقیق ۱۰
فرضیه ها ۱۱
معرفی متغیرها ۱۱
تعریف مفاهیم ۱۲
فصل دوم : چهارچوب نظری و ادبیات تحقیق
نظریه های گرایش. ۱۹
نظریه نظریه فیش باین و آیزن ۲۰
نظریه های رضایت از زندگی . ۲۱
نظریه­ های مهاجرت. ۲۴
نظریه کارکردگرایی. ۲۴
نظریه محرومیت نسبی . ۲۵
مدل موریسون. ۲۶
نظریه تودارو   . 27
نظریه سرمایه انسانی ۳۰
نظریه اورت لی ۳۱
نظریه شبکه ۳۳
پیشینه تجربی تحقیق . ۳۵
تحقیقات انجام گرفته در داخل کشور . ۳۶
تحقیقات انجام گرفته در خارج از کشور ۳۹
مدل نظری پژوهش . ۴۱
فصل سوم : روش پژوهش
روش پژوهش ۴۴
سطح مشاهده (واحد تحلیل) ۴۵
جامعه آماری ۴۶
نمونه آماری ۴۷
روش نمونه گیری . ۴۸
ابزار اندازه گیری ۴۹
تعریف مفاهیم ۴۹
روش­های تجزیه و تحلیل داده ها ۵۸
فصل چهارم : یافته های پژوهش
یافته های توصیفی (تحلیل یک متغیره) . ۶۱
یافته های استنباطی (تحلیل دو متغیره و آزمون فرضیه ­های تحقیق)     69
تحلیل چند متغیره (رگرسیون چند متغیره) ۷۸
فصل پنجم : نتیجه گیری و پیشنهادات
بحث و نتیجه گیری ۸۳
پیشنهادات ۸۵
محدودیت های پژوهش. ۸۶
منابع و مآخذ
منابع فارسی. ۸۷
منابع لاتین . ۹۲
پیوست ها
پرسشنامه
تکه هایی از متن به عنوان نمونه :
1-1 مقدمه
مهاجرت قدمتی به اندازه زندگی بشر دارد. انسان اولیه همچون انسان امروزی برای دست یافتن به امکانات بهتر زندگی و رضایت هر چه بیشتر اقدام به مهاجرت می­کرده است. این مساله با رشد جوامع تبدیل به یک مساله اجتماعی شده است.
مهاجرت در کشورهای توسعه یافته موجب بهبود شرایط زندگی افراد در دو نقطه مهاجر پذیر و مهاجر فرست می­شود. در حالی که در کشور های جهان سوم به دلیل محدودیت امکانات رفاهی، شغلی و نیروی انسانی متخصص مهاجرت بیشتر مشکل­زاست.
در سطح داخلی تعداد زیادی از افراد دارای تخصص به دلیل عدم تعادل در توزیع منابع و امکانات داخلی کشور از بخش­های مواجه با کمبود امکانات به سمت مادر شهر ها و مناطق مرفه­تری که از امکانات نسبی بیشتری برخوردارند مهاجرت می­ کنند (افشانی، ۱۳۸۱: ۱۲).
استان خوزستان در دهه­های گذشته به دلیل مسایل مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی و همچنین وقوع ۸ سال جنگ تحمیلی با نقل و انتقالات شدید جمعیتی روبرو بوده است. آبادان از جمله شهرهای استان خوزستان است که ظهور و شکل گیری آن ارتباط تنگاتنگی با پدیده مهاجرت دارد و اگر بگوییم این شهر زاده مهاجرت است گزاف نگفته­ایم. این شهر به دنبال تاسیس پالایشگاه نفت ایجاد گردید و در فاصله زمانی محدودی توسعه فزاینده ای پیدا کرد و به یکی از مهمترین مناطق اقتصادی و توریستی کشور تبدیل گشت. صرف نظر از آمار و ارقام در سطح عموم همیشه این مقوله مطرح می­شود که به علت عدم بازسازی کامل و اصولی این شهر، ظهور پدیده­های نامطلوب جوی مانند گرو و غبار، شوری آب شرب، بروز مشکلات فرهنگی اجتماعی مانند اعتیاد، بیکاری و نبودن امنیت در سطح شهر، نبود امکانات رفاهی نسبت قابل توجهی از مردم آبادان در حال مهاجرت به دیگر شهرهای توسعه یافته و خوش آب و هوای کشور می­باشند که یکی از مهم­ترین دلایل این مهاجرت ها عدم رضایت مردم از زندگیشان است. بنابراین در تحقیق حاضر بر آن شدیم تا تاثیر مقوله رضایت از زندگی بر تمایل به مهاجرت از شهر آبادان را مورد بررسی قرار دهیم.
1-2 بیان مساله
مهاجرت بعنوان یکی از موضوعات محوری رشته جمعیت‏شناسی شناخته شده و از زمینه‏هائی است که در مطالعات جمعیت‏شناسی جایگاه ویژه‏ای پیدا کرده است. مهاجرت از عوامل اصلی تغییر و تحول جمعیت و مهمترین عامل خارجی تغییر تعداد و ساخت جمعیت می‏باشد.
طبق تئوری گزینشی بودن مهاجرت، همراه با هرگونه فرصتی که به‏وجود می‏آید، بعضی از افراد مهاجرت را برمی‏گزینند و برخی ماندن را، این امر برحسب تصادف نیست. معمولاَ مهاجران ویژگی­هایی دارند که موجب می‏شود زمینه‏های رفتن یا ماندن را در مقایسه با آنهایی که می‏مانند متفاوت ارزیابی کنند (اوبرای، ۱۳۷۰: ۸۲). مطابق با این تئوری، حداقل در ابتدا مهاجرت گرایش دارد افراد نسبتاَ آموزش دیده، ماهر، خلاق و دارای انگیزه‏های بالای کاری را از جوامع فرستنده جذب کند. بررسی‏های داخلی و خارجی که درباره مهاجرت انجام شده توافق دارند که تمایل و تصمیم‏گیری برای مهاجرت با سن، جنس، تحصیلات و رضایت از زندگی بستگی دارد. مطابق بررسی اسکلدون[۱]، کسانی­که مهاجرت می‏کنند معمولاَ از بین افراد تحصیل‏کرده‏تر جامعه هستند، یعنی از خانوارهائی که توان صرف‏نظر کردن از نیروی کار خانوادگی فرزند خود را داشته و آنها را به دانشگاه می‏فرستند. افراد باسوادتر موقعیت­های شغلی را که در دیگر مناطق وجود دارد بهتر شناسایی کرده و با موقعیت­های جدید بهتر برخورد می‏کنند. اولین مهاجران از هر جامعه‏ای به نحو تقریباَ تغییرناپذیری از نخبگان آن محل هستند (اسکلدون، ۱۳۸۰: ۱۱۵).
مبدأهای مهاجرین که اکثراَ از نقاط کوچک و محروم هستند، سرمایه‏گذاری عظیمی برنیروی انسانی خود نموده ولی به دلیل نداشتن سیستم­های جذب افراد تحصیلکرده همانند؛ دانشگاه­ها، ادارات و صنایع بزرگ و غیره، بسیاری از نیروهای انسانی ماهر خود را از دست می‏دهند، که این امر مسائل مختلفی را در سطح جامعه به وجود می‏آورد. از نظر تحلیل ساختاری، مسائل ناشی از این الگوی مهاجرت را می‏توان در سه سطح؛ محیط مبدأ، محیط مقصد و مهاجر و خانواده مهاجر بررسی نمود. گرچه بیشترین مسائل دامنگیر مبدأ می‏باشد، ولی نباید مسائل مربوط به مقصد و مهاجر را از نظر دور داشت.
مساله‏آمیزترین جنبه این الگوی مهاجرت، محروم شدن مناطق فرستنده از نیروی انسانی ماهر با تحصیلات عالی می‏باشد. نیروی انسانی متخصص و ماهر در توسعه اقتصادی و اجتماعی هر جامعه‏ای نقش اساسی دارد. سرمایه مادی در هر جامعه‏ای با نیروی انسانی متخصص و کارآمد است که به جریان افتاده و به توسعه اجتماعی و اقتصادی جامعه می‏انجامد.
درخصوص اهمیت نیروی انسانی ماهر، ادوارد دانشن از کارشناسان اقتصاد آمریکا در تحقیقی راجع به عوامل موثر بر پیشرفت صنعتی کشورها بیان داشته که: از میان ۳۱ عامل مؤثر در امر پیشرفت صنعتی، مهمترین عامل، پرورش نیروی انسانی متخصص می‏باشد. به نظر وی، پیشرفت نیروی انسانی مهمترین عامل رشد اقتصادی و پیشرفت تحقیقات و علوم عامل دوم در رشد اقتصادی می‏باشد (شعبانلو، ۱۳۸۰: ۸). این الگوی مهاجرت به نوعی تداعی کننده مسئله فرار مغزها می‏باشد. گرچه اصطلاح «فرار مغزها» برای نخستین بار به مهاجرت عظیم مهندسین انگلیسی به ایالات متحده آمریکا نسبت داده شده بود، ولی با این اصطلاح می‏خواستند به اهمیت مهاجرت متخصصین و تحصیل‏کرده‏ها اشاره نمایند.
همچنین مهاجرت جوانان موجب کاهش نیروی جوان و رشد جمعیت، افزایش نسبت سالخوردگی و در نتیجه افزایش نسبت وابستگی در مبدأ می‏گردد. طبق بررسیهای وزارت امور اقتصادی و دارایی (۱۳۷۵: ۲۵)، در روستاها و شهرهای کوچک، نرخ رشد جمعیت پایین‏تر از نرخ طبیعی می‏باشد. بنابراین، این الگوی مهاجرت، برای مبدأ چیزی جز فقر، عقب‏ماندگی و وابستگی نمی‏تواند به‏همراه داشته باشد.
علاوه ‏بر مسائل یاد شده، مهاجران و خانواده‏هایشان در محیط جدید با مسائل بی‏شماری مواجه می‏شوند. مسائل روانی، عاطفی‏، اقتصادی و فرهنگی می‏تواند ازجمله این مسائل باشد. مطالعه ‏ای که در زمینه اثر مهاجرت بر مرگ‏و‏میر در هند صورت گرفته بود نشان داد که مسکن مهاجرین اغلب بهداشت و تسهیلات بهداشتی رسمی ندارند. شرایط چنین مساکنی برای امید زندگی کودکان زیان‏آور نشان داده شده بود. پایین بودن اقتصاد مهاجران، آنها را مجبور کرده بود که زمین را در مجاورت صنایع سنگین بدست آورند، که این امر آنها و خانواده‏هایشان را در معرض بیماری عفونی و تنفسی قرار می‏داد (Stephenson etal., 2003).
رضایت از زندگی به عنوان ارزیابی کلی کیفیت زندگی بر اساس ملاک­های انتخاب شده عبارت است از مقایسه بین شرایط زندگی با ملاک­های شخصی. افراد هنگامی سطوح بالای رضایت از زندگی را تجربه می­ کنند که شرایط زندگی آن­ها با ملاک­هایی که برای خود تعیین کرده­اند، مطابقت داشته باشند. رضایت از زندگی را می­توان به عنوان جامع­ترین ارزیابی افراد از شرایط زندگی خود در نظر گرفت.
رضایت از زندگی، یک فرایند داوری است که افراد، کیفیت زندگی خود را بر اساس ملاک­های منحصر به فرد خود ارزیابی می­ کنند. رضایت از زندگی، یک صفت پایدار و عینی نیست بلکه به تغییرات موقعیتی، حساس بوده و بر اساس برداشت و دیدگاه خود افراد در نظر گرفته می شود.
عوامل متفاوتی در رضایت از زندگی مشارکت دارند. برای مثال گیبسون (۱۹۸۶) تعامل اجتماعی، امونس و دینر (۱۹۸۵) عوامل شخصیتی، جورج (۱۹۸۱) سطح درآمد و طبقه اجتماعی، ویلیتس و کرایدر (۱۹۸۸) مذهب را در میزان رضایت از زندگی موثر دانسته ­اند. از طرفی رابطه رضایت از زندگی با عوامل گوناگونی مورد بررسی قرار گرفته: حمید (۱۳۸۹)رابطه رضایت از زندگی با پیشرفت تحصیلی، کشاورز و دیگران (۱۳۸۸) پیش بینی کننده­های روانشناختی رضایت از زندگی، صادق مقدم و دیگران (۱۳۸۵) رضایت از ندگی در زنان شاغل و خانه دار و. ملاحظه می­شود که بررسی­های مختلف از یک سو به نقش متغیرهای متعددی در رضایت از زندگی و از سوی دیگر به تاثیر رضایت از زندگی بر پدیده­های دیگر پرداخته­اند، اما پژوهشی­هایی که تاثیر رضایت از زندگی بر تمایل به مهاجرت را مورد بررسی قرار دهند کمتر مورد توجه قرار گرفته­اند. لذا در پژوهش حاضر تلاش می­شود تا با رویکردی بین رشته­ای به بررسی رابطه بین رضایت از زندگی و تمایل به مهاجرت پرداخته شود.
شهرستان آبادان در دهه های گذشته به دلایل مختلف سیاسی، اقتصادی،  اجتماعی و فرهنگی از جمله افزایش زیر ساخت های صنعتی و کشاورزی و همچنین وقوع ۸ سال جنگ تحمیلی با نقل و انتقالات شدید جمعیتی روبرو شده است. بطوری که روند مهاجرت در این استان از روند ویژه ای برخوردار بوده است. این شهرستان در ۵۰ سال گذشته از نظر مهاجر پذیری و مهاجر فرستی تغییرات عمده ای داشته است. شهرستان آبادان امروزه نیز نقش قابل ملاحظه ای در فرهنگ، اقتصاد، تاریخ و جغرافیای ایران دارد چرا که با داشتن پتانسیل های مساعد طبیعی و منابع معدنی بی شمار توانسته همواره نقشی مهم و سازنده در پویایی اقتصاد ایران بازی کند. با توجه به آنچه در بالا گفته شد می توان نتیجه گرفت که افراد به دنبال رضایت بیشتر از زندگی دست به مهاجرت می زنند. بر این اساس مساله محوری تحقیق حاضر این است که چه رابطه­ایی بین تمایل به مهاجرت از آبادان و رضایت از زندگی وجود دارد؟
1-3 اهمیت وضرورت تحقیق
مهاجرت به‏عنوان یک واقعه اجتماعی با بسیاری از وقایع اجتماعی که منبعث از عوامل اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، جمعیتی و غیره جوامع هستند، در ارتباط بوده و حالتی تأثیرگذار و تأثیرپذیر (تعامل)‏ی با آنها دارد. شناخت این تأثیرپذیری از محرک­های اصلی آن منجمله؛ تحصیلات، جنسیت، پایگاه اجتماعی– اقتصادی، ویژگی­های روانی و شخصیتی، تجربه مهاجرتی و تجربه اقامتی افراد، دافعه مبدأ، جاذبه مقصد، هزینه‏ های مهاجرت و شبکه مهاجرتی می‏تواند به برنامه‏ ریزی درجهت استفاده مطلوب از این تأثیر‏پذیری بیانجامد و مسائل ناشی از این الگوی مهاجرت که جامعه بطور عام و جمعیت‏شناسی بطور خاص با آن مواجه است را تعدیل نماید.
اصولاَ هدف از مطالعه نگرش­ها و گرایش­ها تأثیرگذاری بر رفتار است، بدلیل اینکه انواع گرایش­ها به‏عنوان شاخص­ها یا عوامل پیشگویی رفتار شناخته شده ‏اند. در پیمایش­های گرایش به مهاجرت، بیشترین هدف دستیابی به آستانه مهاجرتی است. «آستانه مهاجرتی» نقطه‏ای است که فرد احتمالاَ در آن نقطه از نظر روحی، روانی و دیگر ویژگی­های فردی از موطن خویش- حداقل از نظر پیوندهای فکری– گسسته شده و از آن به بعد در تلاش برای بوم‏گزینی جدید است. شاید بتوان با مسامحه گفت که جهت اندیشه و پیوند فکری‏‏-‏ معنوی فرد در آستانه مهاجرتی تغییر کرده و وی را به مهاجرت راغب می‏سازد (کاظمی‏پور، ۱۳۸۴: ۳۲ ؛ رجبی،۱۳۸۰: ۹ ؛ شریفی، ۱۳۷۶: ۱۵). بنابراین، با مطالعه گرایش به مهاجرت و بررسی عوامل مؤثر بر آستانه مهاجرتی افراد، می‏توان از احتمال وقوع رفتاری در آینده باخبر شد و فرصت کافی بدست آورد تا بتوان این موج رفتاری را به نحو احسن سازمان داد.
بالان[۲] در خصوص افزایش مطالعات مهاجرت اظهار داشته که: افزایش در مطالعات مهاجرت از دهه ۱۹۶۰ به بعد شاید پاسخی برای گسترش علاقه در میان سیاستگذاران و برنامه‏ریزان در مورد رشد جمعیت و مخصوصاَ شهرنشینی باشد. پیمایش­های شهری هم‏اکنون به اهمیت اقامت­های کوتاه مدت در شهرها حساس بوده، درحالیکه قبلاَ نادیده گرفته می‏شد (Balan1981). پیمایش صمدی ملا‏یوسفی (۱۳۸۲) در زمینه تأثیر مهاجرت بر شهرنشینی کشور نشان داد که طی دو دوره ۶۵– ۱۳۵۵ و ۷۵–‏ ۱۳۶۵، مهاجرت مهمترین عامل رشد جمعیت شهری سه استان هرمزگان، همدان و یزد بوده است. از بین عواملی که باعث رشد جمعیت شهری شده ‏اند، سهم مهاجرت ۰۴/۴۹ درصد بوده است.
در ایران سازمان و نهادی که مسئول ثبت اطلاعات مورد نیاز محققین درباره مهاجرت و مهاجران باشد وجود ندارد. بنابراین، از مشکلاتی که برای پیمایش­های مهاجرت پیش می‏آید سخت بودن دسترسی به جامعه مهاجران بوده و این امر، وقت و هزینه‏ زیادی را برای محقق تحمیل می‏کند. بدین‏طریق، اکثر تحقیقات مهاجرتی به صورت اسنادی و کتابخانه‏ای صورت گرفته و از طرح­های پیمایشی و قرار دادن شخص بعنوان واحد تحلیل صرف‏نظر می‏شود. در این بررسی، از طریق سنجش گرایش به مهاجرت این فرصت به وجود می‏آید تا بتوان در مورد مهاجران بالقوه و به عبارتی مهاجران آتی برنامه‏ ریزی نموده و سیاستگذاران و برنامه‏ریزان بتوانند از نیروهای حرکتی آنها به طور مطلوبی استفاده نمایند.
۱-۴ اهداف تحقیق     
چنانچه از عنوان طرح بر‏می‏آید، هدف عمده و اصلی در این تحقیق بررسی رابطه بین تمایل به مهاجرت از آبادان با رضایت از زندگی می­باشد.  تعیین اهداف جزئی تحقیق موجب می‏شود که هدف کلی بیشتر قابل دسترس بوده و دستیابی به آن میسر گردد. اهداف جزئی و ویژه که در این تحقیق به آن پرداخته شده به شرح ذیل می باشد:
۱- تعیین میزان رضایت­ از زندگی افراد و  تاثیر آن بر تمایل مهاجرت از آبادان.
۲- شناخت نگرش پاسخگویان نسبت به دافعه‏های مبدأ و تأثیر آن برتمایل به مهاجرت از آبادان.
۳- تعیین میزان تمایل افراد برای مهاجرت از آبادان بر حسب ویژگی­های فردی آنان.
۴- تعیین میزان رضایت از زندگی افراد بر حسب ویژگی­های فردی آنان.
۵-  تعیین میزان تمایل افراد برای مهاجرت از آبادان بر حسب پایگاه اقتصادی-اجتماعی شان.
۶- تعیین میزان تمایل افراد به مهاجرت بر حسب نگرش آنان به پدیده مهاجرت.
1-5 سوالات تحقیق
۱- رضایت از زندگی در یک محیط چه تاثیری می ­تواند بر تمایل به مهاجرت از آن محیط داشته باشد؟
۲- ویژگیهای فردی (همانند: سن، جنس، محل سکونت، مقطع تحصیلی و .) و دافعه مبدأ چه تأثیری می‏توانند در تمایل به مهاجرت افراد داشته باشند؟
۳-  چه رابطه­ای بین ویژگی­های فردی (همانند: سن، جنس، محل سکونت، مقطع تحصیلی و .) و میزان رضایت از زندگی افراد وجود دارد؟
۴- آیا پایگاه اقتصادی-اجتماعی افراد بر میزان تمایل به مهاجرت آنان تاثیر دارد؟
۵- چه رابطه­ایی بین نگرش فرد به مهاجرت و تمایل به مهاجرت وجود دارد؟
۶- آیا رضایت از زندگی بر نگرش فرد به مهاجرت تاثیر دارد؟
1-6 فرضیات تحقیق

  • به‏نظر می‏رسد بین میزان رضایت از زندگی و تمایل به مهاجرت رابطه وجود دارد.
  • به­نظر می­رسد بین میزان رضایت از زندگی و نگرش فرد به مهاجرت رابطه وجود دارد.
  • بین رضایت از زندگی و ویژگی­های فردی (جنس، سن، مقطع تحصیلی، وضعیت تأهل، وضع فعالیت و قومیت) رابطه وجود دارد.
  • بین میزان تمایل به مهاجرت و پایگاه اقتصادی-اجتماعی رابطه وجود دارد.
  • بین تمایل به مهاجرت از آبادان و نگرش افراد نسبت به میزان دافعه‏های مبدأ رابطه مستقیم وجود دارد.
  • بین تمایل به مهاجرت و ویژگی­های فردی (جنس، سن، مقطع تحصیلی، وضعیت تأهل، وضع فعالیت و قومیت) رابطه وجود دارد.

1-7 متغیر وابسته
متغیر وابسته در پژوهش حاضرتمایل به مهاجرت از شهر آبادان می باشد.
 
1-8 متغیرهای مستقل
متغیر های مستقل در پژوهش حاضر که تاثیر آنها بر تمایل به مهاجرت از شهر آبادان  مورد بررسی قرار می گیرند عبارتند از: میزان رضایت از زندگی، پایگاه اقتصادی-اجتماعی، سن، جنس، تحصیلات، شغل، دافعه مبدا و قومیت.
1-9 تعریف مفاهیم (نظری- عملیاتی)
در این قسمت مفاهیم اصلی بکارگرفته شده در پیمایش از منظر نظری و عملیاتی مورد بررسی قرار می‏گیرند تا در درک مفاهیم و شاخص‏سازی آنها مشکلی پیش نیآید. مفاهیم اصلی عبارتند از: رضایت از زندگی، تمایل به مهاجرت، دافعه مبدا و سایر متغیر های مستقل که در ذیل به تعاریف نظری و عملیاتی هر یک از مفاهیم یاد شده پرداخته می‏شود.
 
1-9-1 رضایت از زندگی
تعریف نظری
مراد از رضایت از زندگی نگرش فرد، ارزیابی عمومی نسبت به کلیت زندگی خود و یا برخی از جنبه های زندگی، هم چون زندگی خانوادگی و تجربه آموزشی است. در واقع رضایت از زندگی یعنی این­که در شرایط کنونی فرد از نظر جسمی، از نظر تحصیلی، شغلی و مادی چیزهایی را که دارد با آرزوهایش تطبیق می­ کند.

  1. Skeldon
  2. Jorge Balan

گرایش جمعیت : پایان نامه درباره محرومیّت تحصیلیِ فرزندان

«بررسی تأثیر ویژگیهای اجتماعی – جمعیتی خانواده بر محرومیّت تحصیلیِ فرزندان در ایران»

در ادامه مطلب می توانید تکه هایی از ابتدای این پایان نامه را بخوانید

دانشگاه تهران

دانشکده علوم اجتماعی

گروه جمعیّت شناسی

پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد در رشته جمعیت شناسی

   عنوان :

«بررسی تأثیر ویژگیهای اجتماعی – جمعیتی خانواده بر محرومیّت تحصیلیِ فرزندان در ایران»

 

استاد راهنما :

 دکترحسین محمودیان

 

استاد مشاور :

دکتر محمود قاضی طباطبایی

 

 

نگارش :

 

 
تکه هایی از متن به عنوان نمونه :
«فهرست مطالب»
عنوان                                                                                           صفحه
فصل اول : طرح مسئله ، ضرورت و اهمیت
۱-۱ طرح مسئله و ضروت تحقیق ۲
۱-۲ اهداف تحقیق .۱۰
فصل دوم : مباحث نظری و تجربیِ تحقیق
۲-۱ چارچوب و مباحث نظری . ۱۱
۲-۱-۱ دیدگاه کارکرد گرایی . ۱۱
۲-۱-۲ دیدگاه ستیز ۱۲
۲-۱-۲-۱ طبقه اجتماعی و آموزش . ۱۴
۲-۱-۲-۲ برابری فرصتهای آموزشی ۱۹
۲-۱-۳ بُعد خانواده و پیشرفت فرزندان . ۲۱
۲-۱-۴ ساختار و کارکرد خانواده ۲۷
۲-۲ مدل تحلیلیِ تحقیق ۳۲
فصل سوم : روش تحقیق
۳-۱ فرضیات تحقیق ۳۴
۳-۱-۱ فرضیات کلی تحقیق . ۳۴
۳-۱-۲ فرضیات جزئی تحقیق . ۳۴
۳-۲ روش تحقیق و ابزار جمع آوری اطلاعات ۳۶
۳-۳ دوره مطالعاتی . ۳۷
۳-۴ جامعه آماری . ۳۷
۳-۵ روش نمونه گیری . ۳۷
۳-۶ حجم نمونه آماری . ۳۸
۳-۷ تعاریف نظری و عملی متغیرها . ۳۸
۳-۷-۱ متغیر وابسته . ۳۸
۳-۷-۲ متغیرهای مستقل .  39
3-8 تعیین سطح سنجش متغیرها . ۴۴
۳-۹ پردازش و آماده سازی داده ها ۴۵
فصل چهارم : تحلیل داده ها
۴-۱ متغیرهای اصلی تحقیق . ۵۰
۴-۲ یافته های توصیفی تحقیق . ۵۱
۴-۲-۱ توصیف متغیرهای وابسته . ۵۱
۴-۲-۲ توصیف متغیرهای مستقل ۵۵
۴-۳ تحلیلهای دومتغیره و آزمون فرضیات تحقیق . ۷۰
۴-۳-۱ آزمون فرضیات مربوط به وضعیت تحصیل فرزندان . ۷۱
۴-۳-۲ آزمون فرضیات مربوط به تعدادفرزندان محروم ازتحصیل درهر خانوار. ۹۱
۴-۴ تحلیل چند متغیره . ۱۰۰
۴-۴-۱ مدل رگرسیون لوجیستیک مربوط به وضعیت تحصیل فرزندان ۱۰۱
۴-۴-۱-۱ وضعیت تحصیل تنها فرزندان ۱۷تا۳۰ساله درخانوار . ۱۰۱
۴-۳-۱-۲ وضعیت تحصیل اولین فرزندان واقع در رده سنی ۱۷تا۳۰ساله ۱۰۹
۴-۳-۲ مدل رگرسیون لوجیستیک مربوط به داشتن یا نداشتن فرزندِ محروم از
تحصیل درخانواده ۱۱۳
 
فصل پنجم : خلاصه ، بحث و نتیجه گیری
۵-۱ خلاصه یافته های توصیفی تحقیق . ۱۲۱
۵-۲ خلاصه یافته های مربوط به تحلیلهای دو متغیره . ۱۲۲
۵-۳ خلاصه یافته های مربوط به تحلیلهای چندمتغیره ۱۲۴
۵-۴ بحث و نتیجه گیری . ۱۲۶
فهرست منابع و مآخذ   132
«فهرست جداول»
شماره وعنوان جدول                                                                           صفحه
 
1-1 درصد بیسوادان درکل کشوربه تفکیک جنس و محل سکونت۱۳۵۵ ، ۱۳۶۵ ، ۱۳۷۵ ۴
۱-۲ میزان رشد و کاهش بی سوادی در قبل و بعد ازانقلاب . ۴
۱-۳ درصد بی سوادی برحسب سن ، جنس و محل سکونت دربین گروه های سنی ۱۵تا۳۴ سال ، ۱۳۷۵ . ۵
۱-۴ درصد باسوادانی که درحال حاضر تحصیل نمی کنندبرحسب سن، دوره تحصیلی و محل سکونت ۱۳۷۵ . ۶
۱-۵ درصد باسوادانی که درحال حاضرتحصیل نمی کنند برحسب سن، جنس و دوره تحصیلی ، ۱۳۷۵ ۷
۴-۱ توزیع فرزندان ۱۷تا۳۰ساله برحسب سطح سواد وتحصیلات ۵۰
۴-۲ میزانهای محرومیت تحصیلی فرزندان برحسب دوره تولد ۵۲
۴-۳ توزیع فرزندان واقع درفاصله سنی ۱۷تا۳۰سال برحسب وضعیت تحصیل ۵۳
۴-۴ توزیع خانوارها برحسب تعدادفرزندان محروم ازتحصیل به تفکیک محل سکونت . ۵۴
۴-۵  توزیع کل خانوارها،خانوارهای دارای فرزندمحروم ازتحصیل و خانوارهای بدون فرزندمحروم ازتحصیل برحسب
تعداداعضا (بعد خانوار). ۵۶
۴-۶ توزیع کل خانوارها، خانوارهای دارای فرزندمحروم ازتحصیل و خانوارهای بدون فرزندمحروم ازتحصیل برحسب
تعداد فرزندان . ۵۷
۴-۷ توزیع خانوارها برحسب جنس سرپرست و محل سکونت . ۵۸
۴-۸ توزیع خانوارها برحسب وضع زناشویی سرپرست . ۵۸
۴-۹ توزیع خانوارها برحسب محل سکونت ۵۹
۴-۱۰ توزیع خانوارها برحسب زبان محلی و قومی ۶۰
۴-۱۱ توزیع خانوارها برحسب نوع ساختار خانواده ۶۱
۴-۱۲ توزیع خانوارها برحسب وضع شغلی سرپرست ۶۱
۴-۱۳ توزیع خانوارها ، فرزندان محروم ازتحصیل وبهره مندازتحصیل برحسب سطح تحصیلات سرپرست . ۶۲
۴-۱۴ توزیع کل خانوارها، خانوارهای دارای فرزندمحروم ازتحصیل و خانوارهای بدون فرزندمحروم ازتحصیل
برحسب میزان درآمد خالص سالانه ۶۴
۴-۱۵ توزیع خانوارها برحسب نحوه تصرف محل سکونت . ۶۵
۴-۱۶ توزیع کل خانوارها، خانوارهای دارای فرزند محروم ازتحصیل و خانوارهای بدون فرزندمحروم ازتحصیل
برحسب تعداداتاق دراختیارخانوار. ۶۶
۴-۱۷ توزیع کل خانوارها، خانوارهای دارای فرزندمحروم ازتحصیل و خانوارهای بدون فرزندمحروم ازتحصیل
برحسب سطح زیربنای دراختیارخانوار.۶۷
۴-۱۸ توزیع کل خانوارها، خانوارهای دارای فرزندمحروم ازتحصیل و خانوارهای بدون فرزندمحروم ازتحصیل
برحسب مقدار هزینه سالانه خدمات فرهنگی ۶۸
۴-۱۹ توزیع فرزندان ۱۷تا۳۰ساله برحسب جنسیت . ۶۹
۴-۲۰ توزیع فرزندان ۱۷تا۳۰ساله برحسب نحوه رفتار والدین با آنان ۶۹
۴-۲۱ توزیع فرزندان محروم ازتحصیل و بهره مندازتحصیل برحسب متغیرهای مستقل اسمی ۷۲
۴-۲۲ رابطه وضعیت تحصیل اولین فرزندان ۱۷تا۳۰ساله بامحل سکونت خانواده ۷۷
۴-۲۳ رابطه وضعیت  تحصیل تنها فرزندان ۱۷تا۳۰ساله با محل سکونت خانواده ۷۸
۴-۲۴ رابطه وضعیت تحصیل اولین فرزندان ۱۷تا۳۰ساله با نوع زبان محلی و قومی ۷۹
۴-۲۵ رابطه وضعیت تحصیل تنها فرزندان ۱۷تا۳۰ساله با نوع زبان محلی و قومی ۷۹
۴-۲۶ رابطه وضعیت تحصیل اولین فرزندان ۱۷تا۳۰ساله با نوع ساختار خانواده . ۸۰
۴-۲۷ رابطه وضعیت تحصیل تنها فرزندان ۱۷تا۳۰ ساله با نوع ساختار خانواده . ۸۰
۴-۲۸ رابطه وضعیت تحصیل اولین فرزندان ۱۷تا۳۰ساله با وضع شغلی سرپرست ۸۱
۴-۲۹ رابطه وضعیت تحصیل تنها فرزندان ۱۷تا۳۰ساله با وضع شغلی سرپرست . ۸۲
۴-۳۰ رابطه وضعیت تحصیل اولین فرزندان ۱۷تا۳۰ساله با نوع مالکیت مسکن خانوار. ۸۲
۴-۳۱ رابطه وضعیت تحصیل تنها فرزندان ۱۷تا۳۰ساله با نوع مالکیت مسکن خانوار ۸۳
۴-۳۲ رابطه وضعیت تحصیل اولین فرزندان ۱۷تا۳۰ساله با نحوه رفتار پدر. ۸۴
۴-۳۳ رابطه وضعیت تحصیل تنها فرزندان ۱۷تا۳۰ساله با نحوه رفتار پدر ۸۴
۴-۳۴ رابطه وضعیت تحصیل اولین فرزندان ۱۷تا۳۰ساله با نحوه رفتار مادر . ۸۵
۴-۳۵ رابطه وضعیت تحصیل تنها فرزندان ۱۷تا۳۰ساله با نحوه رفتار مادر ۸۵
۴-۳۶ رابطه وضعیت تحصیل اولین فرزندان ۱۷تا۳۰ساله با سطح سواد تحصیلات سرپرست ۸۶
۴-۳۷ رابطه وضعیت تحصیل تنها فرزندان ۱۷تا۳۰ساله با سطح سواد و تحصیلات سرپرست . ۸۷
۴-۳۸ رابطه متغیرهای مستقل فاصله ای با وضعیت تحصیل فرزندان ۸۸
۴-۳۹ رابطه متغیرهای مستقل مقوله ای با تعداد فرزندان محروم ازتحصیل درهرخانوار. ۹۳
۴-۴۰ رابطه سطح سواد و تحصیلات سرپرست خانوار با تعداد فرزندان محروم ازتحصیل ۹۷
۴-۴۱ رابطه متغیرهای مستقل فاصله ای با تعداد فرزندان محروم ازتحصیل در خانواده . ۹۸
۴-۴۲ طبقه بندی متغیر وابسته برای تنها فرزندان ۱۷تا۳۰ ساله براساس معادله لوجیستیک . ۱۰۲
۴-۴۳ شاخصهای برازش مدل پیش بینی وضعیت تحصیل تنهافرزندان ۱۷تا۳۰سال درخانواده ۱۰۳
۴-۴۴ تأثیرمتغیرهای مستقل بروضعیت تحصیل تنها فرزندان ۱۷تا۳۰ساله درمدل نهایی لوجیستیک ۱۰۵
۴-۴۵ طبقه بندی متغیر وابسته برای اولین فرزندان ۱۷تا۳۰ساله ، براساس معادله لوجیستیک .۱۱۰
۴-۴۶ شاخصهای برازش مدل پیش بینی وضعیت تحصیل اولین فرزندان ۱۷تا۳۰ ساله . ۱۱۰
۴-۴۷ تأثیر متغیرهای مستقل بروضعیت تحصیل اولین فرزندان ۱۷تا۳۰ ساله ۱۱۱
۴-۴۸ طبقه بندی خانوارها ازلحاظ داشتن یا نداشتن فرزندمحروم ازتحصیل براساس معادله لوجیستیک .۱۱۴
۴-۴۹ شاخصهای برازش مدل پیش بینی وضعیت خانوارها درداشتن یا نداشتن فرزند محروم ازتحصیل ۱۱۴
۴-۵۰ تأثیر ویژگیهای سطح خانوار برداشتن یا نداشتن فرزند محروم از تحصیل ۱۱۶
چکیده :
دراین پژوهش، مسئله محرومیّت تحصیلیِ فرزندان درایران و عوامل تعیین کننده آن با رویکردی جامعه شناختی و جمعیت شناختی در دو سطح فرد و خانوار مورد بررسی قرار گرفته است. در سطح فردی، تأثیر ویژگیهای اجتماعی – جمعیتی خانواده و برخی عوامل فردی بروضعیت تحصیل هریک از فرزندان واقع درسنین ۱۷تا۳۰سال و در سطح خانوار، نقش عوامل مربوط به سطح خانوار در تعیینِ تعداد فرزندان محروم ازتحصیل درخانوار، مورد اندازه گیری قرار گرفته است.
روش تحقیق در این پژوهش ازنوع تحلیل ثانویه داده ها و اطلاعاتِ مربوط به طرح «آمارگیری از ویژگیهای اقتصادی – اجتماعی خانوار» در ایران است که توسط مرکز آمار ایران درسال ۱۳۸۰ به اجرا درآمده است. تحلیلهای دومتغیره و چندمتغیره تحقیق حاضر به کمک آزمونها و تکنیکهای آماری نظیر؛ آزمونهای کای اسکوئر و تحلیل واریانس، ضرائب همبستگی پیرسون، V کرامر ، اِتا و. ، و مدلهای رگرسیونی لوجیستیک صورت گرفته است .
نتایج تحلیلی داده ها بیانگر آنست که ازمیان عوامل متعدّد جمعیت شناختی در خانواده ها؛ در درجه اول بُعد خانوار و سپس تعداد فرزندان در خانواده ، در تعیین وضعیت تحصیل فرزندان از اهمیت خاصی برخوردارند و ازبین عوامل گوناگون اقتصادی و اجتماعی خانوارها؛ محل سکونت خانوار، میزان تحصیلات سرپرست خانوار، هزینه خدمات فرهنگیِ خانوار و تاحدودی تعلّقات قومی و نیز کیفیت مسکن خانوار، بیشترین میزان تأثیر رابربختِ بهره مندی فرزندان از تحصیلات بالاتر داشته اند. علاوه برمتغیرهای مذکور، وضعیت زناشویی سرپرست خانوار نیز براحتمال داشتن یا نداشتن فرزند محروم ازتحصیل در خانواده مؤثر بوده است . همچنین ازمیان عوامل فردی مورد مطالعه در این تحقیق؛ نحوه رفتارِ مادر بافرزند درمقایسه با رفتارِ پدر، دارای بیشترین تأثیر برعملکرد تحصیلی فرزندان ایرانی بوده و نقش چشمگیری در تعیین سطح تحصیلات فرزندان داشته است.
مقدمه :
از وظایف اساسی آموزش و پرورش عمومی در هر کشور انتقال میراث فرهنگی جامعه،پرورش استعدادهای دانش آموزان و آماده سازی آنها برای شرکت فعال در جامعه است. هیچ بخشی از فعالیتهای اقتصادی ،اجتماعی،سیاسی و فرهنگی دیده نمی شود که عملکرد آنها بی ارتباط با وضع سواد، سطح معلومات، مهارت، دانش وآگاهیهای جمعیت انسانی باشد. به سخن دیگر آموزش رسمی وکسب مهارتهای علمی یکی از نیاز های اصلی مرتبط با توسعه درهرجامعه است.
در آغاز هزاره سوم، بخشی از جوانان و نوجوانان کشورمان که قرار است توسعه و پیشرفت کشور به دست آنان رقم بخورد، نه تنها در سطوح اولیّه تحصیلات متوقف شده اند بلکه توفیق ثبت نام در پایه اول  دبستان را نداشته و از نعمت خواندن و نوشتن نیز بی بهره اند. در جامعه ای مانند ایران ، که توسعه همه جانبه ا ز آرزوهای صد ساله آن می باشد، کم سوادی و بی سوادی جوانان هردومسئله است.
دراین تحقیق مسئله محرومیت تحصیلی فرزندان، با نگاهی جامعه شناختی و جمعیت شناختی مورد پژوهش قرارمی گیرد و برای این منظور خانواده و خصوصیات اجتماعی-جمعیتیِ آن به عنوان مهمترین عامل و زمینه برای پرورش و رشد کیفی فرزندان، مدّ نظر قرار گرفته است. خانواده های ایرانی در فاصله سالهای ۱۳۳۵ تا ۱۳۶۵ بیشترین زاد و ولد و بیشترین رشد در بُعد خانواده را تجربه کرده اند. تعدادِ زیاد فرزندان در یک خانواده علاوه بر تقلیل منابع مادّی خانواده، توجه و حمایت والدین به هر یک از فرزندان را نیز کاهش میدهد و به قول جمعیّت شناسان، کمیّت فرزندان بر کیفیّت آنان برتری می یابد. یکی از جنبه های رشد کیفی فرزندان، فراهم کردن زمینه و شرایط مناسب جهت تحصیل و علم آموزی آنان با توجه به توانمندیشان تا سطوح مناسب و در خور جامعه ای خواهان توسعه می باشد.
در این پژوهش تئوریها و دیدگاههایی از قبیل،کارکردگرایی، دیدگاه ستیز، نابرابری اجتماعی و مدارس، بُعد خانواده و پیشرفت فرزندان، به عنوان چارچوپ نظری تحقیق و مبنایی برای انتخاب متغیر ها وآزمون فرضیه ها مورد استفاده قرارمی گیرند.
روش تحقیق دراین پژوهش از نوع تحلیل ثانویه داده ها واطلاعات است. داده های مورد استفاده در این تحقیق مربوط به طرح « آمارگیری از ویژگیهای اقتصادی- اجتماعی خانوار» می باشد که در سال ۱۳۸۰ توسط مرکز آمار ایران به اجرا درآمده است. واحد تحلیلِ این تحقیق را فرد و خانوار تشکیل می دهد. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه خانوارهای معمولی ایرانی ساکن در نقاط شهری و روستایی کشور است که دارای فرزندان ۱۷ تا ۳۰ سال تمام می باشند.
تحقیق حاضر در پنج فصل تدوین شده است. در فصل اول مسئله اصلی تحقیق و ضرورت و اهمیت انجام این پژوهش مطرح گردیده است ، در فصل دوم به بیان دیدگاه ها و مبانی نظری و همچنین پیشینه تحقیقات انجام شده در ارتباط با مسئله تحقیق، در فصل سوم مباحث روش شناختی این تحقیق، در فصل چهارم نتایج تحلیلهای توصیفی و استنباطی داده های تحقیق، و در نهایت بحث و نتیجه گیری پایانی تحقیق در فصل پنجم ارائه شده است .
این تحقیق ماحصلِ راهنماییها، همفکرییها و زحمات بی‌دریغ و ارزشمند، اساتید گرانقدرم، آقای دکتر حسین محمودیان، استاد راهنما و آقای دکتر محمود قاضی طباطبایی، استاد مشاور، است. دراینجا سپاس و امتنان قلبی خود را نسبت به این دو استاد بزرگوار ابراز می دارم. همچنین از استاد عزیزم آقای دکتر محمد میرزائی، استاد داور، که با پیشنهادات اصلاحی خود بر غنای این تحقیق افزودند و نیز خانم دکتر ماری – لادیه فولادی از انجمن ایران شناسی فرانسه که در تهیه طرح « آمارگیری از ویژگیهای اقتصادی-  اجتماعی خانوار در ایران » با مرکزآمار ایران مشارکت داشته و و با پیشنهاد شایسته خود زمینه به کارگیری داده های طرح مذکور را ایجاد کردند، ممنون و سپاسگزارم.
۱-۱ طرح مسئله و ضرورت تحقیق :
مسئله اصلی و محوری در این تحقیق بررسی نقش و تأثیر شرایط اقتصادی ،اجتماعی و جمعیتی خانواده بر احتمال محرومیّت از تحصیل و یا بهره مندی تحصیلی فرزندان می باشد.
جامعه ای را در دنیا سراغ نداریم که بدون گسترش افقی و عمودی وضعیت باسوادی ،دانش وآگاهی بتواندبه درجاتی از شکوفایی اقتصادی ،فرهنگی، سیاسی و.درطول تاریخ نسبت به زمان ومکان خود دست یافته باشد.درشرایط کنونی ودر عصری که هر سه سال ، دانش و اطلاعات بشری ، دو برابر می شود،نه تنها بی سوادی بلکه کم سوادی و ترک تحصیل زود هنگام نیز به عنوان محرومیّت تحصیلی قلمداد می شود ودر جامعه ای مانند ایران که خواهان توسعه و پیشرفت می باشد ،بی سوادی وکم سوادی هر دو مسئله است.
«در گرد همایی وزرای آموزش وپرورش کشورهای آسیایی در توکیو در سال ۱۹۶۲ میلادی ، این هدف که کلیه کشورهای آسیا تا سال ۱۹۸۰ پوشش تحصیلی ابتدایی خود را به صد در صد برسانند مطرح وپذیرفته شد.هر چند تلاشهای ارزشمندی برای نیل به این هدف در عموم کشورها انجام گرفته ولی تعداد قابل ملاحظه ای از کشورهای این قاره در پایان قرن بیستم میلادی هنوز به هدف پوشش کامل در سطح تحصیلات ابتدایی نرسیده اند . عدم موفقیت در نیل به این هدف عمدتاً ناشی از میزان بالای رشد جمعیت این کشورها در نیم قرن اخیر بوده است .ایران نیز از جمله کشورهایی است که در نیم قرن اخیر به ویژه در فاصله سالهای ۱۳۳۵ تا ۱۳۶۵ با رشد جمعیت شتابان و بی سابقه ای روبه رو بوده است.»(زنجانی و دیگران ، ۱۳۸۱ :۸۱).
با اینحال میزان مدرسه روی در سطح ابتدایی ، از سال ۱۹۷۰ تا آغاز دهه ۹۰ در کشورهای کم درآمد و متوسط افزایش زیادی یافته است ، به گونه ایکه می توان نتیجه گرفت که اهداف مدرسه روی ابتدایی عمومی تقریباً تحقق یافته است ( کلود شستلند و کلود شنه ،۱۳۸۰ :۱۴۳).
در ایران نیز طی سالهای اخیر پوشش ثبت نام افزایش چشمگیری  داشته است به طوریکه پوشش واقعی تحصیلات ابتدایی از ۷۸ درصد در سال ۱۳۶۵ به ۹۲ در صد در سال ۱۳۷۵ رسیده است(زنجانی ودیگران، ۱۳۸۱ :۸۲).
اگر چه در سالهای اخیر موفقیت قابل توجهی از لحاظ پوشش ثبت نام در مدارس ابتدایی ، حتّی در دور افتاده ترین نقاط روستایی کشور ، بدست آمده و این موفقیت خود عاملی
در جهت کاهش میزان بی سوادی در سالهای آینده خواهدشد،با این حال مسئله ایکه که از آن به عنوان کم سوادی یادشد،همچنان باقیست.
کم سوادی، محصول ترک تحصیل زود هنگام دانش آموزان به خصوص در مقاطع تحصیلی پایین می باشد. ترک تحصیل زود رس یا عدم ارتقاء به مقاطع بالاتر ، حتی تا مقطع راهنمایی ،موجباتِ بازماندگی و محرومّیت بخشی عظیمی از نوجوانان و جوانان کشور را ازحقّ کسب دانش و مهارتهای بالاتر وبهتر فراهم کرده است.علاوه براین ترک تحصیل زودرس ، یکی از ضایعات تربیتی و اتلاف در سرمایه های آموزش و پرورش یک کشور محسوب می شود.
در غالب کشورها از جمله ایران ،در حالیکه هنوز همه کودکان لازم التعلیم به مدارس راه نیافته اند و هنوز تعدادی از بزرگسالان و جمعیت فعّال آنها بی سواد مانده اند ،مسئله افت تحصیلی که ترک تحصیل زودرس و مردودی از شاخصهای اصلی آن می باشد،یکی از مهمترین مسائل و مشکلات کنونی نظام آموزش وپرورش است. این معضل در ایران هر سال ده ها میلیارد ریال بودجه کشور را به هدر میدهد و نیروهای بالقوه انسانی جامعه را از آموزش وپرورش خارج می کند و به این ترتیب عظیم ترین سرمایه های جامعه که همان نیروی انسانی است، بی ثمر می ماند.آمارهای بدست آمده از تحقیقات در مدارس کشور نشان دهنده آن است که افت تحصیلی به صورت مردودی ، ترک تحصیل ویا صور دیگر ، مقدار زیادی از منابع مالی و استعدادهای انسانی جامعه ما را تلف کرده و آثار زیانباری بر جای می گذارد (گلشن فومنی ، ۱۳۸۰ :۱۶۶-۱۶۵ ).
ارائه آموزش و پرورش یکسان برای همه دانس آموزان به رغم تفاوتهای فردی و تفاوت اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی خانواده ها می تواند یکی از عوامل مؤثربرافت تحصیلی محسوب شود.
طی چند دهه گذشته ، پیشرفتهای چشمگیری نیز در زمینه سواد آموزی بی سوادان در سطح جهان مشاهده شده است .در ایران نیز اسناد و شواهد آماری مؤید آن است که پس از انقلاب در آموزش بزرگسالان موفقیتهای چشمگیری بدست آمده است.در تأیید این ادّعا ، جدول ۱-۱زیر تنزّل در صد بی سوادان (اکثریت بالای ۱۵ سال) را بر حسب شهر و روستا ، قبل وبعد از انقلاب اسلامی مشخص می سازد.

پایان نامه مدیریت توسعه (علوم اجتماعی) درباره توانمندسازی اقتصادی زنان سرپرست خانوار روستایی

موضوع:

بررسی پیامدهای اعتبارات خرد روستایی برتوانمندسازی اقتصادی زنان

سرپرست خانوار روستایی با تاکید بر طرح حضرت زینب کبری (س)

 

«مطالعه موردی در روستاهای تحت پوشش این طرح در شهرستان بوئین زهرا از توابع استان قزوین»

۱-۱- مقدمه:
در دنیای کنونی نیل به اهداف توسعه بدون به حساب آوردن نیمی از جمعیت جامعه که زنان آن را تشکیل می
دهند، شدنی نیست. این در حالی است که زنان به ویژه در مناطق روستایی، نقش عمده
ای در تولید محصولات برعهده دارند که بدون مشارکت آنها دستیابی به توسعه ناممکن به نظر می
رسد البته در میان این زنان نیز، قشری وجود دارد که سرپرست مرد خانوار خود را به دلایل گوناگونی از دست داده
اند که نقش آنها را در خانوار مضاعف کرده است. در بسیاری از کشورهای جهان سوم، راهبردهایی برای مشارکت عملی زنان در توسعه و برطرف شدن موانع اتخاذ شده است که یکی از این راهبردها، توانمندی زنان است که صرفاً به مفهوم بهره
مندی آنان از مزایا و نتایج برنامه
های توسعه نیست، بلکه آنان باید در اجرای برنامه
ها و طرح
های توسعه مشارکت فعالانه داشته باشند که یکی از طرق آن پرداخت اعتبارات خرد به زنان سرپرست خانوار روستایی برای انجام فعالیت
های کوچک در جهت افزایش درآمد، عدالت اجتماعی و اشتغال آنان می
باشد. تلاش در جهت فراهم آوردن امکانات زندگی بهتر برای افراد بسیار تهی دست به خصوص زنان سرپرست خانوار، از طریق معرفی راهنمای جدید پس
انداز و دریافت اعتبار، گرچه بسیار مهم است لیکن همواره با مشکلاتی روبرو است. امروزه اهمیت نقش زنان توسط صاحبنظران گوشه و کنار دنیا و در معاهده
های رفع تبعیض و معاهده ژنو گوشزد می
شود و بسیاری از دست
اندرکاران به این مسئله که باید توسعه از روستاها شروع شود، اذعان دارند. لذا با توجه به عقب نگه داشتن این زحمت کشان، به نظر می
رسد که در درجه اول، وجود تشکل
هایی در روستاهای کشور برای تشویق زنان روستایی به کار اظهار نظر و حل مشکلات و ارائه راه
حل

ها توسط خودشان ضروری است. اما بدون وجود سرمایه و اعتبارات لازم به فعلیت در آوردن استعدادها و بهره
برداری از توان
های طبیعی و انسانی توسعه پایدار امکان پذیر نیست. تامین مالی زنان، نقش بسیار موثری در آگاهی، احساس عزت و کرامت انسانی، احساس هویت، پویایی، تحرک، شادی و احساس مسئولیت فردی و جمعی، احساس برابری با مردان، رونق اقتصادی خانواده و جامعه، سرمایه
گذاری اشتغال، مشارکت، مبارزه با فقر را در پی دارد. بدون تردید، درک کردن زنان، واگذاری بعضی از نقش
ها به آنان و درگیر کردن آنها در فرآیند توسعه، منجر به پویایی فرهنگی شده و بدین طریق از بسیاری از بحران
های انسانی، اجتماعی و محیطی می
توان ممانعت به عمل آورد.
از آنجا که توانمندسازی ابعاد گسترده و وسیعی دارد و در مجال این تحقیق نمی
گنجد: در این پژوهش سعی شده است که بیشتر از بعد اقتصادی قضیه به این مسئله نگاه شود ولی برای آشنایی بیشتر به طور خلاصه انواع توانمندسازی در ذیل آورده می
شود.
توانمندی سیاسی – آموزشی: از طریق آموزش برای خود اتکایی یا آموزش برای آگاهی
های ضروری، ظرفیت و قابلیتی را در مردم ایجاد می
کنند تا به موضوعاتی نظیر دموکراسی و عدالت تمسک جسته و به احساس استقلال در تفکرات و نوع نگرش به جهان (جهان
بینی) و سطح مطلوب بهزیستی و رفاه دست پیدا کند.
توانمندی تکنولوژیکی: از طریق شناخت دانش و مهارت
های درونی که با همکاری بین
المللی تکمیل می
شود جهت حل مسائل رشد، زیست محیط و رفاه انسانی ضرورت دارد. این امر مستلزم گسترش و سهیم کردن تکنولوژی
هایی است که بهره
وری نیروی کار را افزایش داده، نیروی بالقوه کسب درآمد را بالا ببرد، رفاه انسانی را افزایش بخشیده و تاثیرات منفی زیست محیطی را کاهش دهد
توانمندی فرهنگی و روحی / معنوی: فرهنگ و معنویت آگاهانه اساس موجودیت انسان و بنیان جوامع سالم انسانی بسیاری را تشکیل می
دهد. اخیراً در مباحث مربوط به توسعه بسیاری از محققین در مورد مسائل زیست محیطی و توسعه، از فرهنگ و معنویت به عنوان عوامل بنیادین در راستای تغییر جهت به سوی توسعه پایدار یاد می
کنند. (شادی طلب الف، ۱۳۸۱، ۲۰-۱۹)
توانمندی اقتصادی: که از طریق آن، افراد، جوامع، دولت با دریافت اعتبارات و به کارگیری آنها در فعالیت
های مختلف مدیران توسعه خود می
شوند که منجر به افزایش رفاه و اشتغال و درآمد می
گردد.
در این تحقیق زنان سرپرست خانوار تحت پوشش طرح حضرت زینب کبری (س) مورد نظر قرار گرفته شده است که از طرف کمیته امداد امام خمینی (ره) به بانک کشاورزی معرفی شدند. شایان ذکر است که این تسهیلات اعطایی از طرف بانک کشاورزی فقط با معرفی این نهاد صورت نمی
گیرد بلکه نهادهای مختلفی مانند سازمان بهزیستی، سازمان زندان
ها، جهاد کشاورزی و در این مهم دخیل هستند ولی در اینجا آن بخش از زنانی که در روستاهای بویین زهرا (به عنوان یکی از شهرستان
های قزوین) تحت پوشش این طرح با معرفی کمیته امداد امام خمینی (ره) قرار گرفته
اند مورد پژوهش قرار می
گیرد تا پیامد این اعتبارات خرد بر توانمندی اقتصادی آنان بررسی گردد.
۱-۲- طرح مسئله:
در ایران، در بسیاری از روستاهای کشور، شکل غالب تولید، سازمان خانوادگی تولید است که این می
تواند نمایانگر اهمیت نقش افراد خانواده در فعالیت
های موجود در روستاها باشد. با ژرف شدن در تقسیم کار جنسیتی در این واحدها می
توان به وظایف بی
شمار و آشکار و پنهان زنان پی برد. بطور کلی زنان در کنار کارخانه و پرورش کودکان و وظیفه همسری به صورت مستقیم و غیرمستقیم در تولید نقش دارند، هرچند که کمتر به عنوان شاغل محسوب می
شوند و عمدتاً این وظایف با امور خانه
داری تلفیق شده و جزو وظایف روزانه آنان به حساب می
آید. بنابراین، نقش تولیدی زنان روستایی کمتر تجلی اقتصادی و حتی اجتماعی یافته است.
از دیرباز، زنان در روستاها به فعالیت
هایی نظیر بذرکاری، نشاء صیفی
جات، تنک، وجین کردن چغندر قند و پنبه، کوبیدن حبوبات و کمک در بوجاری محصولات مزرعه – جمع و جور کردن امور دامداری و خشک کردن گوشت برای مصرف در فصل سرما می
پردازند و در واقع توانمندی آنان می
تواند در رفع نگرانی مردان خانوار که همواره نگران تامین حامی و یار و یاوری برای انجام کارهای مزرعه هستند، بسیار مثمرثمر باشد. (شهبازی، ۱۳۸۱)
و یا اداره سازمان
هایی مانندواره که بیشتر زنانه و با کارکردهای نهان و نمایان می
باشد از جمله فعالیت
های زنان را شامل می
شود که برای افزایش سودمندی دامداری معیشتی و نیمه معیشتی برای تولید فراورده
های شیری (کافی کردن میزان شیر و نیروی کار و صرفه
جویی در این دو عامل) تا به امروز، تداوم یافته است. (فرهادی، ۱۳۷۰)
در این میان ، زنانی وجود دارند که به دلایل مختلف سرپرست خانوار خود را از دست داده
اند و بار بیشتری را به دوش می
کشند.
از آنجا که توسعه مفهومی کیفی و چند بعدی است که هدف عمده آن کاهش فقر و بیکاری و توزیع مناسب ثروت و درآمد است و همه گروه
های جامعه را مدنظر قرار می
دهد، در راه رسیدن به توسعه، همه افراد جامعه و حتی فقیران باید مشارکت داشته باشند، اما آنچه مورد توجه است، این است که فقرا چگونه می
توانند در امر توسعه مشارکت کنند. این مسئله به خصوص در مورد زنان سرپرست خانوار روستایی که از امکانات اجتماعی محدودتری برخوردارند، بسیار مورد توجه است. زن روستایی، گرچه در فعالیت
های اقتصادی روستا نقش عمده
ای ایفا می
کند، ولی ارزش اقتصادی فعالیت
های او در محاسبات ملی دیده نمی
شود و این از آن رو است که در اغلب موارد، فعالیت
های اقتصادی زنان روستایی جزو وظایف آنها در تامین نیاز خانوار به شمار می
رود. به دیگر سخن، فعالیت
های اقتصادی زنان روستایی، فعالیت
های مربوط به بخش غیررسمی اقتصاد است. بدین ترتیب وقتی ارزش اقتصادی برای فعالیت زن روستایی در نظر گرفته نشود، درآمدی هم برای او ایجاد نمی
شود و در چرخه اقتصادی شکافی به وجود می
آید. تولید صورت گرفته است ولی درآمدی به دست نیامده است و این مسئله منجر به فقیر شدن زنان روستایی می
شود. یکی از مهمترین راهکارها در جهت از بین بردن فقر زنان، توانمندسازی آنان است. توانمندسازی زنان که اغلب با بهره گرفتن از ابزار تامین مالی خرد صورت می
گیرد، راهی برای هدایت زنان به سمت انجام فعالیت
های تولیدی و درآمدزا است.
امروزه با توجه به مهاجرت جوانان و یا مردان خانواده
ها به شهرهای کوچک و بزرگ اهمیت فعالیت زنان، خصوصاً زنان سرپرست خانوار بیشتر نمایان می
شود و ضرورت اعتبارات خرد در ایجاد فعالیت
های کوچک برای توانمندساختن زنان سرپرست خانوار روستایی، بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. بطوری
که، سال ۲۰۰۵ میلادی را سال اعتبارات خرد نامیده
اند که هدف فقرزدایی، عدالت اجتماعی و ایجاد اشتغال را دنبال می
کند.
در این راستا، بانک کشاورزی با کمک سایر نهادها مانند کمیته امداد خمینی (ره)، سازمان بهزیستی، سازمان زندان
ها و جهاد کشاورزی و. با مد نظر داشتن اهدافی خاص، سعی در توانمندسازی زنان سرپرست خانواده نموده است. یکی از مکانیزم
های بانک کشاورزی و کمیته امداد امام خمینی (ره) درخصوص توانمندسازی زنان، اجرای طرح حضرت زینب کبری (س) است که در این تحقیق سعی شده است تا جایگاه اعتبارات پرداختی توسط بانک کشاورزی که با معرفی واجدین شرایط از طرف کمیته امداد امام خمینی (ره) صورت می
گیرد، مورد بررسی قرار گیرد که آیا طرح حضرت زینب کبری (س) با مکانیسمی که در حال اجرا است، می
تواند براهداف از پیش تعیین شده خود که ایجاد درآمد و اشتغال و توانمندسازی اقتصادی زنان سرپرست خانوار است جامه عمل بپوشاند؟


۱-۳- اهمیت مسئله:
نقش اعتبارات خرد در آغاز هزاره سوم به عنوان یکی از رویکردهای مهم برای رفع فقر و توانمندسازی اقتصادی زنان سرپرست خانوار روستایی قرار گرفته است و به زنان به عنوان نیمی از جمعیت فعال روستا که در توسعه بسیار مؤثرند توجه شده است. در این راستا ردکلیفت[۱] (۱۹۸۷) معتقد است: «در امر توسعه پایدار، مردم در کانون این امر قرار داشته و رشد اقتصادی نه به عنوان یک هدف، بلکه به مثابه یک وسیله تلقی می
شود. در این
گونه از توسعه، فرصت
های زندگی نسل
های آتی همراه با فرصت
های زندگی نسل
های حاضر مورد حمایت قرار گرفته و نظام
های اکولوژیکی را که کل حیات، وابسته به آنها است محترم می
دارند. در این نگرش، حفظ حقوق شهروندی، حقوق سیاسی، افزایش مشارکت، فرصت
های اجتماعی، عدم تبعیض، امنیت و کرامت انسانی و ارزش
های فرهنگی، آگاهی و معرفت و جلوه
گر شدن آثار عقل، آزادی
های انسان، بهبود رفاه مادی و معنوی، افزایش سطح سلامتی و بهداشت، افزایش طول زندگی، مشارکت خلاق هر دو جنس زن و مرد، کیفیت زندگی آینده و. از اهداف اولیه آن تلقی می
شود.» (Redclift 1987 , 1340) به نقل از (حسین رحیمی، ۱۳۸۱، ۳۱۹)
حال اگر منابع اعتباری به عنوان یکی از اصول بنیادین توسعه در دسترس زنان روستایی قرار گیرد و آنان تامین مالی شوند، در این صورت، زنان روستایی افرادی کارآفرین و موفق خواهند بود که در حیات اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و حتی سیاسی روستا تحولی شگرف ایجاد خواهند کرد. برای توانمندسازی زنان روستایی خصوصاً سرپرست خانوار، تدوین برنامه
های دراز مدت و جامع ضروری است. اما یکی از پیش شرط
های آن دسترسی به اعتبارات است.
اهمیت اعتبارات خرد در کاهش فقر به ویژه از آن جهت دارای اهمیت است که اولاً بطور معمول وام
های کلان بخصوص در کشورهای در حال توسعه به دلایل مختلف نصیب افراد فقیر نمی
شوند. ثانیاً، همان
گونه که با دوری (Bhaduri,1983)، رائو (Rao,1980) باردهان (Bardhan,1980) و گات همکاران (Ghate & others,1992) عنوان کرده
اند، عواملی مثل وجود قدرت
های انحصاری و یا بالا بودن نرخ بهره باعث شده که منابع مالی غیررسمی نیز نتوانند اعتبارات لازم را در اختیار قشر فقیر جامعه قرار دهند. نکته مهم آن است که بسیاری از فقرا تنها به این دلیل فقیر مانده
اند که مبالغ اولیه و کوچک را برای رونق دادن به فعالیت
هایشان در اختیار ندارند. آن
گونه که آدام اسمیت بیان می
کند اگر شخصی قادر به دست آوردن مبلغ کوچکی باشد، می
تواند مبلغ بزرگتری را نیز کسب نماید. اما مهم آن است که چگونه آن مبلغ کوچک را در بدو امر به چنگ آورد. همانطور که اسمیت اشاره کرد و ما نیز در ضرب
المثل
های خود داریم، پول، پول را می
سازد. از آنجا که اعتبارات خرد در واقع همان شرایط به دست آوردن مبالغ اولیه را فراهم می
سازد، پس اعتبارات خرد می
تواند فی
النفسه نقش مهمی در کاهش فقر داشته باشند. (بخشوده و سلامی، ۱۳۸۴)
در واقع، اعتبارات خرد، ابزاری پایدار، قدرتمند و کلیدی برای رفع فقر و وسیله
ای برای سازگاری در جهت نیل به جنبه
های فراموش شده عدالت اجتماعی مثل فقر، بیکاری و تبعیض و راهی برای توانمندسازی فقرا و رفع موانع توسعه اقتصادی است.
از آنجا که کاهش فقر و گرسنگی – امکان تحصیل برای کودکان، حداقل تا پایان مقطع دبستان، توانمندسازی زنان، کاهش مرگ و میر کودکان، مبارزه با بیماری
ها، حفظ محیط
زیست، مشارکت جهانی برای توسعه، تامین نیروی جسمانی مادران از اهداف هزاره سوم در نظرگرفته شده است، نقش اعتبارات خرد در این راستا، خصوصاً توانمندسازی زنان روستایی در توسعه روستایی بسیار مهم جلوه می
کند. همچنین با آزمون سازگاری بین برنامه
های اعتبارات خرد با سند چشم
انداز ۲۰ ساله کشور و برنامه چهارم توسعه در سطح کلان، می
توان پی برد که هیچ ناسازگاری مشهودی بین محورهای تعیین شده در برنامه چهارم توسعه و مکانیزم اعتبارات خرد وجود ندارد چراکه اعتبارات خرد کاملاً مردمی هستند و همانطور که الگوی توسعه ایران برحفظ کرامت انسان
ها استوار است، برنامه اعتبار خرد برنامه
ای است گروهی و اجتماعی و در واقع نوعی سرمایه اجتماعی محسوب می
شود. (نوری نائینی، ۱۳۸۴)
بنابراین در کشور بعد از انقلاب، نهادهای مختلفی مانند بانک کشاورزی و کمیته امداد امام خمینی (ره)، وزارت جهاد کشاورزی این ضرورت را احساس کرده و اقدام به پرداخت اعتباراتی تحت عنوان اعتبارات خرد جهت توانمندسازی زنان روستایی نموده
اند که می
توان برتعدادی از آنها اشاره نمود.
مثلاً: در این راستا، طرح
های زیر در بانک کشاورزی در رابطه با زنان طراحی شده و به مرحله اجرا درآمده است.
۱-طرح حضرت زینب کبری (س) (خاص زنان سرپرست خانوار)
۲- طرح تعمیر و بهداشتی کردن کارگاه
های قالیبافی
۳- پرداخت تسهیلات به شرکت
های روستایی زنان
۴- طرح آتیه بانک کشاورزی. (عرب مازار و سعدی، ۱۳۸۳، ۱۹)
۵- طرح ایران با هدف تجهیز منابع و اعتبار برای زنان ایران.
این طرح مختص زنان کشور است. افتتاح
کنندگان هر یک از انواع حساب
های سپرده
ای یا قرض
الحسنه، مشمول استفاده از امتیازات خدمات عمومی این طرح هستند. در این طرح،
 خدمات بانکی برای زنانی که به علت کهولت سن یا بیماری نمی
توانند به شعب بانک مراجعه کنند، در محل سکونت آنان انجام می
شود و موارد مصرف وام قرض
الحسنه برای تامین کمک هزینه جهیزیه، تامین کمک هزینه تحصیلی (دانشگاه)، تامین کمک هزینه خود اشتغالی خود و فرزندان و تسهیلات و تعمیرات مسکن استفاده می
شود. (سلطان محمدی، ۱۳۸۳، ۲۷)
کمیته امداد امام خمینی (ره) نیز چه در زمینه توانمندسازی، چه در زمینه حمایتی اقداماتی برای زنان روستایی انجام داده است. از جمله طرح
های حمایتی، می
توان به طرح مددجویی اشاره کرد که شامل مددجویانی می
شود که معمولاً بنا به عللی از قبیل بی
سرپرستی، از کار افتادگی سرپرست، معلولیت سرپرست، استیصال و درماندگی و بیماری سرپرست تحت پوشش قرار می
گیرند.
کمتیه امداد امام خمینی (ره) در زمینه خودکفایی مددجویان خود نیز فعالیت
های مهمی را انجام داده است.
طرح
ها و فعالیت
هایی که جهت خودکفایی مددجویان تحت حمایت توسط این نهاد انجام می
گیرد، یکی از اصولی
ترین و شایسته
ترین خدمات می
باشد در این راستا، فعالیت
های کمیته امداد در زمینه خودکفایی مددجویان حول چند محور عمده به شرح زیر است:
۱-پرداخت وام خودکفایی، تهیه و واگذاری مواد اولیه و وسیله کار.
۲-رسیدگی و نظارت بر فعالیت
های خودکفایی خانواده
های تحت حمایت
۳-ارائه آموزش
های فنی و حرفه
ای
۴- کاریابی برای مددجویان، ایجاد زمینه لازم برای جذب شدن مددجویان آموزش دیده در بازار کار.
۵- پرداخت وام از محل تسهیلات تبصره
های قانون بودجه.
۶- پرداخت وام به زنان روستایی سرپرست خانوار (طرح حضرت زینب کبری (س)).
۷- تهیه مقدمات لازم برای خودکفایی دسته جمعی و گروهی از طریق کارگاه
های آموزشی و تولیدی.
۸- تامین فضای خود کفایی. (گزارش آماری کمیته امداد – ۱۳۸۳)
دفتر امور زنان روستایی وزارت جهادکشاورزی (از دفاتر تابعه معاونت ترویج و مشارکت مردمی) نیز از سال ۱۳۷۹ تلاش
هایی را برای ایجاد صندوق اعتبار خرد در مناطق روستایی با هدف طراحی یک الگوی بومی از اعتبار خرد که منطبق با شرایط کشور باشد، آغاز نمود. هدف اصلی این صندوق توسعه منابع انسانی و تشکیل نهادهای اجتماعی رسمی برای زنان با هدف ایجاد و تقویت سرمایه اجتماعی در جوامع روستایی با محوریت اعتبار و پس
انداز است.
از میان طرح
های در حال اجرای نهادهای مختلف، برای بررسی پیامد اعتبارات خرد، ابتدا تصمیم به پژوهش در زمینه صندوق
های اعتبارات خرد گرفتم و در این زمینه به روستای شادمهن از توابع فیروزکوه مراجعه شد تا پیامد این صندوق
ها که در واقع نوعی بانک زنان روستایی است بر توانمندسازی زنان بررسی شود، ولی به دلیل اینکه یک تحقیق جامع در زمینه بانک
پذیری روستاییان در روستای حصاربن توسط خانم دکتر شادی طلب (۱۳۸۰) اجرا شده بود، تصمیم به بررسی پیامد طرح حضرت زینب کبری (س) در فعالیت دامداری در زمینه توانمندسازی اقتصادی زنان سرپرست خانوار در بویین زهرا گرفته شد.
علت انتخاب طرح
 حضرت زینب کبری (س) این بود که این طرح خاص زنان سرپرست خانوار روستایی است و این قشربه عنوان فقیرترین فقرا شناخته شده
اند و بکارگیری صحیح اعتبارات خرد در ایجاد شرایطی برای افزایش درآمدشان مهم به نظر می
رسید. هرچند که چالش
هایی بر سر انتخاب زنان سرپرست خانوار به عنوان فقیرترین فقرا وجود دارد از جمله اینکه شاید توسط فرزندان بزرگسال آنها تحت حمایت قرار گرفته و وضعیت بدی نداشته باشند و یا به این علت که چون فرهنگ کارکردن در چنین خانواده
هایی وجود دارد حتی دختران آنها نیز به فعالیت مشغول بوده و وضعیت خانواده از نظر مالی چندان نامناسب نباشد و یا اینکه زنان سرپرست خانوار در وضعیتی باشند که فردی تحت تکفل آنها نباشد و درآمد آنها کفاف زندگی
شان را بدهد ولی با توجه به موارد گفته شده نظر غالب براین است که آنان فقیرترین فقرا هستند.
۱-۴- سوالات:
در این تحقیق سعی می
شود به سوالات زیر پاسخ داده شود:
۱-نحوه دسترسی زنان به اعتبارات خرد چگونه است و مشکلات موجود در این زمینه چیست؟
۲- آیا طرح اجرا شده (طرح حضرت زینب کبری (س)) توانسته در ایجاد فرصت
های شغلی و افزایش درآمد زنان سرپرست خانوار موثر باشد؟
۳- آیا مقدار اعتبارات پرداختی به زنان سرپرست خانوار برای ایجاد فعالیت یا گسترش آن مناسب بوده است؟
۴- آیا اگر میزان اعتبارات پرداختی به زنان سرپرست خانوار افزایش یابد، توانمندسازی آنان را تسریع می
کند؟
۵- نارسایی
های احتمالی طرح حضرت زینب کبری (س) چیست؟


۱-۵- دیدگاه انتخابی تحقیق:
با توجه به اینکه اعتبارات خرد به عنوان رهیافتی در کاهش فقر و توسعه مناطق روستایی از دهه
های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ مورد توجه قرار گرفته است، دیدگاه
های مختلفی در این زمینه که ملهم از مباحث عمده در اقتصاد نئولیبرال است، مطرح شده است که از آن جمله می
توان به دیدگاه بازارگرا، دیدگاه دولت
گرا و دیدگاه جامعه
گرا اشاره کرد.
در دیدگاه بازارگرا، بازار مالی، بازار رقابت کامل است و توجه خاصی به کاهش دخالت دولت دارد چراکه معتقد است روستاییان نظیر سایر واحدها قادرند نیازهای خود را از طریق مکانیسم بازار برطرف کنند.
در دیدگاه دولت
گرا، ۳ رهیافت خود پایداری مالی، رهیافت کاهش فقر و رهیافت فمنیستی وجود دارد.
در این دیدگاه، بازار مالی بازار انحصاری است و نرخ بهره بسیار بالا است و اعتقاد براین است وام
هایی که در اختیار روستاییان قرار می
گیرد نه تنها مشکلات آنها را حل نمی
کند، بلکه آنها را فقیرتر می
نماید.
پس دولت از طریق سیستم بانکی منابع مالی و اعتباری را با بهره کم در اختیار روستاییان فقیر (که در این تحقیق منظور زنان سرپرست خانوار روستاهای بویین زهرا هستند) قرار می
دهد.
در دیدگاه جامعه
گرا، هرگونه دخالت دولت باید با مشارکت و همکاری روستاییان هم در ابعاد مالی و هم غیرمالی صورت گیرد. در این تحقیق که هدف بررسی پیامد اعتبارات خردپرداختی توسط طرح حضرت زینب کبری (س) که هدف خود را توانمندسازی اقتصادی زنان سرپرست خانوار از طریق پرداخت وام
هایی با کارمزد پایین عنوان کرده است با دیدگاه دولت
گرا و پارادایم مطرح شده در این دیدگاه یعنی پارادایم خود پایداری مالی زنان نگریسته می
شود هرچند که در مواردی با بافت روستاهای ایران تفاوت
های بنیادی دارد که در جای خود به آن پرداخته می
شود.


۱-۶- اهداف تحقیق:
هدف
هایی که در این تحقیق دنبال می
شوند عبارتند از:
– اهداف عمومی تحقیق:

  • بررسی نقش و جایگاه اعتبارات خرد پرداختی توسط طرح حضرت زینب کبری (س) در توانمندسازی اقتصادی زنان سرپرست خانوار در روستاهای بویین زهرا.
  • بررسی نحوه عملکرد طرح حضرت زینب کبری (س) در ایجاد فرصت
های شغلی.
  • یافتن عوامل احتمالی بازدارنده برای رسیدن به اهداف از پیش طراحی این طرح (طرح حضرت زینب کبری (س))

– اهداف اختصاصی تحقیق:
۱- بررسی تاثیر سن و میزان تحصیلات زنان سرپرست خانوار در توانمندسازی اقتصادی آنها
۲- بررسی نقش تعداد افراد تحت تکفل زنان سرپرست خانوار در توانمندسازی اقتصادی آنها.
۳- بررسی تاثیر نوع مصرف و مبلغ تسهیلات در توانمندسازی اقتصادی زنان سرپرست خانوار روستایی.


۲-تعریف مفاهیم

۲-۱ تعاریفی از اعتبار و انواع آن:

کلمه اعتبار معانی زیادی دارد، اما در لغت به معنی اعتماد و تکیه کردن، قول، اطمینان، منزلت و آبروست.
معنی اصطلاحی آنعبارت است از اطمینانی که بانک یا موسسه
ای به شخص ابراز نموده تا مبلغی از سرمایه خود را در اختیار او قرار دهد.

پایان نامه علوم اجتماعی گرایش مدیریت توسعه درباره توانمندسازی اقتصادی زنان سرپرست خانوار روستایی

در ادامه مطلب می توانید تکه هایی از ابتدای این پایان نامه را بخوانید

و در صورت نیاز به متن کامل آن می ت

 

گرایش مدیریت توسعه

 

موضوع:

بررسی پیامدهای اعتبارات خرد روستایی برتوانمندسازی اقتصادی زنان

سرپرست خانوار روستایی با تاکید بر طرح حضرت زینب کبری (س)

 

«مطالعه موردی در روستاهای تحت پوشش این طرح در شهرستان بوئین زهرا از توابع استان قزوین»

 

استاد راهنما:

جناب آقای دکتر مهدی طالب

استاد مشاور:

سرکار خانم دکتر ژاله شادی طلب

استاد ناظر:

جناب آقای دکتر منصور وثوقی

دانشجو:

تکه هایی از متن به عنوان نمونه :
چکیده:
از آنجا که فعالیت اقتصادی زنان به عنوان فعالیت بخش غیر رسمی اقتصاد است، در محاسبات ملی دیده نمی‏شود . بدین ترتیب، وقتی ارزش اقتصادی برای فعالیت زن روستایی در نظر گرفته نشود، درآمدی هم برای او ایجاد نمی
شود و در چرخه اقتصادی، شکافی بوجود می
آید. در این راستا، یکی از مهمترین راهکارها در جهت از بین بردن فقر زنان، توانمندسازی آنان است. توانمندسازی زنان که اغلب با بهره گرفتن از ابزار تأمین مالی خرد صورت می
گیرد، راهی برای هدایت زنان به سمت انجام فعالیت
های تولیدی و درآمدزا است. در این راستا، بانک کشاورزی، با کمک سایر نهادها، (کمیته امداد امام خمینی (ره) در این بررسی) سعی در توانمندسازی زنان سرپرست خانوار کرده است. یکی از مکانیسمهای بانک کشاورزی و کمیته امداد امام خمینی (ره) درخصوص توانمندسازی زنان، اجرای طرح حضرت زینب کبری (س) است.
در این پایان‏ نامه دیدگاه‏های بازار گرا، دولت‏گرا و جامعه‏گرا مطرح می‏شود که تحت عنوان دیدگاه دولت‏گرا  سه پارادایم خود پایداری مالی زنان، کاهش فقر زنان و فمنیستی عنوان می‏شود.
نظریه
هایی که موضوع مطرح شده را حمایت می
کنند دیدگاه دولت
گرا همراه با پارادایم خودپایداری مالی است.
روش تحقیق انتخابی این بررسی، روش کمی – کیفی است .
به عنوان نتیجه ‏گیری این تحقیق، طبق مشاهدات صورت گرفته به نظر می
رسد تنها زنانی به انجام فعالیت
های تولیدی مبادرت کرده
اند که قبل از تحت پوشش قرار گرفتن این طرح از امکانات اولیه
ای برخوردار بوده
اند از این رو، بسیاری از زنان سرپرست خانوار، این تسهیلات را در موارد مصرفی به کار برده
اند.
در مرحله انتخاب زنان سرپرست خانوار نیز به عنوان تحت پوششین این طرح، تنها به بدهکار نبودن آنان و داشتن ضامن معتبر توجه می
شود تا بازپرداخت اقساط تسهیلات، تضمین شود و این مسئله باعث می
شود که بسیاری از زنان که جزء”فقیرترین فقرا“ هستند حذف شوند.
به نظر می
رسد برخلاف اهداف تعیین شده طرح، این اعتبارات بیشتر تقویت کننده بوده تا توانمند کننده و بیشتر حالت حمایتی به خود گرفته است تا زمینه
سازی برای ایجاد اشتغال زنان.
به نظر می
رسد برای مثمرثمر بودن این طرح، باید به شناسایی دقیق وضعیت زنان سرپرست خانوار پرداخت و با ارائه طرح
هایی که از مرحله آموزش حرفه، تامین وسایل مورد نیاز تا پشتیبانی حداقل کوتاه مدت را در برداشته به این مهم یاری رساند. چراکه پرداخت اعتبار به تنهایی نمی
تواند مشکلی را حل کند. بلکه باید روحیه کارآفرینی در زنان ایجاد شود و این اتفاق نمی
افتد مگر اینکه قبل از ترغیب آنها به فعالیت تولیدی، نیازهای ضروری آنها را پاسخ داده باشیم.
پرداخت تسهیلات در چارچوب ساختارهای تعاونی
ها و اتحادیه
ها، آموزش عمومی متقاضیان در زمینه طرح، همکاری مستمر نهاد معرفی کننده در تمام مراحل اجرای طرح، شناخت دقیق مخاطب از نظر داشتن مهارت و توان کار تولیدی، پرداخت اعتبار مناسب با فعالیت تولیدی و ایجاد انگیزه تولید و رعایت حال مخاطبان با توجه به شرایط مالی و بطور خلاصه داشتن یک دیدگاه جامع و یکپارچه و کلی
نگر از جمله راهکارهایی است که برای توسعه و تقویت طرح، شایان ارائه است و باید مورد توجه مسئولان قرار گیرد
فهرست مطالب
عنوان                                                                          صفحه
فصل اول:
۱- طرح تحقیق (کلیات) ۱
۱-۱- مقدمه: ۱
۱-۲- طرح مسئله: ۳
۱-۳- اهمیت مسئله: ۵
۱-۴- سوالات: ۹
۱-۵- دیدگاه انتخابی تحقیق: ۱۰
۱-۶- اهداف تحقیق: ۱۱
– اهداف عمومی تحقیق: ۱۱
– اهداف اختصاصی تحقیق: ۱۱
۲-تعریف مفاهیم. ۱۲
۲-۱ تعاریفی از اعتبار و انواع آن: ۱۲
۲-۲- تعاریفی از اعتبارات خرد و ویژگی
ها و اهداف آن. ۱۴
۲-۳ تعریف اعتبارات خرد پرداختی طرح حضرت زینب کبری (س) ۱۷
۲-۴- تعاریفی از توانمندسازی زنان: ۱۸
۲-۵- تعریف توانمندسازی اقتصادی زنان سرپرست خانوار روستایی تحت پوشش طرح حضرت زینب کبری (س) ۲۴
۳- چهارچوب نظری: ۲۶
۳-۱- دیدگاه بازارگرا: ۲۷
۳-۱-۱-  نقد بر دیدگاه بازارگرا ۳۰
۳-۲. روش دولت
گرا ۳۱
۳-۲-۱ پارادایم خود پایداری مالی زنان (نهادگرایان) ۳۳
۳-۲-۲- پارادایم کاهش فقر زنان. ۳۴
الف. نقاط اشتراک میان دو پارادایم: خودپایداری مالی زنان و پارادایم کاهش فقر زنان. ۳۴
ب. نقاط افتراق میان دو پارادایم: خودپایداری مالی زنان و پارادایم کاهش فقر.۳۵
پارادایم سیستم مالی/ پایداری ۳۵
ـ اهمیت نهادهالی مالی خرد در توسعه: ۳۵
– پرداخت یارانه به اعتبارات: ۳۶
ـ نقش نهادهای خصوصی در تأمین منابع مالی مورد نیاز : .۳۶
ـ خوداتکایی و پایداری : ۳۶
پارادایم رفاه (کاهش فقر زنان): ۳۶
– افزایش رفاه ذینفعان  36
– نقش دولت و کمک کنندگان  بین المللی۳۷
– خود اتکایی و پایداری۳۷
۳-۲-۳- پاردایم فمنیستی توانمندسازی: ۳۸
۳-۲-۴- نقد به روش دولت
گرا: ۴۰
۳-۳- روش جامعه
گرا : ۴۰
۳-۴- چارچوب عملی تجربه شده در دنیا و ایران: ۴۳
۳-۵- چارچوب مفهومی تحقیق ۴۵

  1. معرفی طرحهای اعتباری برای زنان: ۴۸

۴-۱ معرفی طرح حضرت زینب‏کبری(س) ۴۹
۴-۱-۱ اهداف اجرای طرح حضرت زینب کبری(س) ۵۰
۴-۱-۲ ویژگی‏های طرح حضرت زینب کبری(س) ۵۱
۴-۱-۳ روش اجرای طرح ۵۲
۴-۱-۴ آمار عملکرد طرح حضرت زینب‏کبری(س) از ابتدای اجرای طرح تا پایان شهریور ۱۳۸۴ بر حسب نوع فعالیت   55
4-1-5 تعداد کل تسهیلات اعطا  شده  طرح حضرت  زینب کبری (س) بر حسب فعالیت  در کشور از ابتدای طرح تا پایان شهریور ۱۳۸۴ .۵۷
۴-۱-۶ مبلغ کل تسهیلات  اعطا شده طرح حضرت زینب کبری (س) بر حسب فعالیت  در کشور از ابتدای طرح تا پایان  شهریور ۱۳۸۴  58
4-1-7 سری زمانی تعداد تسهیلات  اعطایی طرح  حضرت  زینب کبری (س ) از سال ۱۳۸۳-۱۳۷۳ .۵۹
۴-۱-۸ سری زمانی مبلغ تسهیلات  اعطایی طرح حضرت  زینب کبری (س) از سال  1383-1373 60.
4-1-9تعداد و مبالغ  وام‏های طرح  حضرت  زینب کبری (س) طی سالهای ۱۳۸۳-۱۳۷۹ در کل کشور۶۱
۴-۱-۱۰ تعداد تسهیلات  اعطایی طرح حضرت  زینب کبری (س) به فعالیت  دامداری به تفکیک استانی از ابتدای طرح تا پایان  شهریور ۱۳۸۴ .۶۲
۴-۱-۱۱ مبلغ  تسهیلات  اعطایی طرح حضرت  زینب کبری(س) به فعالیت  دامداری به تفکیک استانی از ابتدای طرح تا پایان  شهریور ۱۳۸۴ .۶۲
۵- متغیر‏های تحقیق: ۶۳
۱- متغیر‏های مستقل: ۶۳
۲- متغیر وابسته: ۶۳
۶- گزاره‏های تحقیق: ۶۳
۷- جامعه آماری و ویژگی‏های آن. ۶۴
۷-۱ نقشه استان  قزوین  به تفکیک شهرستان  .67
7-2 جدول تعداد زنان سرپرست  خانوار تحت  پوشش طرح  حضرت  زینب کبری (س) در فعالیت‏های مختلف در استان  قزوین.۶۸
۷-۳ تعداد زنان سرپرست خانوار تحت  پوشش طرح  حضرت  زینب کبری (س) در فعالیت  دامداری در شاخه‏های مختلف استان  قزوین  طی سالهای ۱۳۸۳-۱۳۷۹.۶۸
۷-۴ نمودار دایره‏ای سهم  تسهیلات  اعطایی طرح  حضرت  زینب کبری (س) بر حسب نوع  فعالیت  در استان  قزوین از سال ۱۳۸۳-۱۳۷۳  .69
7-5 نمودار دایره‏ای سهم  مبلغ  تسهیلات  اعطایی طرح  حضرت  زینب کبری (س) بر حسب نوع فعالیت  در استان  قزوین. از سال ۱۳۸۳-۱۳۷۳  .  70
8- قلمرو مکانی تحقیق ۷۰
۸-۱ نقشه توزیع خطوط ارتباطی در بخش بوئین  زهرا.۷۱
۸-۲. منوگرافی مختصری از روستای قشلاق‏ چرخلو، خیارج و شهر سگزآباد.۷۲
۹- قلمرو زمانی تحقیق: ۷۳
۱۰- روش نمونه‏گیری و حجم نمونه: ۷۳
۱۱- روش تجزیه و تحلیل داده‏ها: ۷۶
۱۲- محدودیت‏های تحقیق: ۷۶
۱۳- شرح واژه‏ها و اصطلاحات بکار رفته در تحقیق: ۷۶
فصل دوم:مروری بر ادبیات موضوع
مروری بر ادبیات موضوع: ۷۸
الف – مروری بر پیشینه تحقیق: ۷۸
ب ـ مروری بر پیشینه موضوع: ۸۰
۱- روند پیدایش برنامه‏های توسعه: ۸۰

  1. توسعه با تأکید بر نقش زنان: ۸۳

۳- مبانی نظری رهیافت‌های تجربه شده: ۸۷
۱- رهیافت رفاهی ۸۸
۲- رهیافت فقرزدایی: ۹۰
۳- رهیافت کارایی: ۹۱
۴- رهیافت عدالت: ۹۲
۵- رهیافت توانمندسازی: ۹۳
۴- تجارب کشورهای مختلف در زمینه اعتبارات خرد: ۹۴
۵- روند  تحولات  برنامه‏های اعتبارات  خرد در ایران  .97
فصل سوم.

  1. روش تحقیق ۱۰۲
  2. ابزارهای جمع
آوری داده
ها: ۱۰۳
  3. بررسی (مراجعه) به مدارک و اسناد. ۱۰۳

الف. داده
های موجود در اسناد تحقیقات گذشته: ۱۰۳
ب. آمارهای رسمی : ۱۰۳
ج. مدارک و اسناد سازمانی: ۱۰۴

  1. مشاهده: ۱۰۴
  2. مصاحبه. ۱۰۴
  3. پرسشنامه. ۱۰۴

فصل چهارم

  1. تحلیل آماری یافته
های تحقیق: ۱۰۶

۱-۱-تحلیل توصیفی . ۱۰۶
۱-۲- تحلیل استنباطی: ۱۰۸
۴-۱ جدول فراوانی نوع فعالیت  زنان  سرپرست  خانوار ، میانگین  ، انحراف استاندارد و انحراف استاندارد  میانگین .۱۰۹
۴-۲ آزمون لون وt .109
4-3 جدول بررسی اثر سن  بر  نوع  فعالیت  زنان سرپرست  خانوار ۱۱۱
۴-۴ جدول ادغامی سن  بر نوع فعالیت  زنان  سرپرست  خانوار ۱۱۲
۴-۵ جدول بررسی آزمون خی – دو وF 112
4-6 جدول بررسی اثر تحصیلات  بر نوع فعالیت  زنان  سرپرست  خانوار۱۱۳
۴-۷ جدول ادغامی بررسی اثر تحصیلات  بر نوع  فعالیت  زنان  سرپرست  خانوار .۱۱۴
۴-۸ جدول بررسی آزمون  خی –  دو و F.114
4-9 جدول بررسی اثر تعداد افراد تحت  تکفل زنان  سرپرست  خانوار بر نوع فعالیت.۱۱۶
۴-۱۰ جدول ادغامی بررسی اثر تعداد افراد تحت  تکفل بر  نوع فعالیت .۱۱۷
۴-۱۱ جدول آزمون خی – دو وF 117

  1. تحلیل کیفی: یافته
های تحقیق ۱۱۸

۲-۱- مواردی از مشاهدات و مصاحبات صورت گرفته در چند روستای بوئین زهرا ۱۱۸
فصل پنجم.
۱) نتیجه
گیری: ۱۲۳
۲) مشکلات و نارسایی
های طرح حضرت زینب کبری (س) ۱۲۷
۳) پیشنهادها. ۱۲۹
۳-۱- سخن آخر : ۱۳۲
فهرست منابع.۱۳۳
پیوست
فهرست جداول
جدول ۱: جدول فراوانی مربوط به منابع تأمین معاش زنان سرپرست خانوار.
جدول ۲. جدول فراوانی مربوط به نوع فعالیت زنان سرپرست خانوار.
جدول ۳. جدول فراوانی مربوط به سن زنان سرپرست خانوار.
جدول ۴. جدول فراوانی مربوط به تحصیلات زنان سرپرست خانوار.
جدول۵.  فراوانی مربوط به تعداد افراد تحت تکفل زنان سرپرست خانوار.
جدول ۶. جدول فراوانی مربوط به تعداد محصلین تحت تکفل زنان سرپرست خانوار.
جدول ۷. جدول فراوانی مربوط به علت بی‌سرپرستی زنان سرپرست خانوار
جدول ۸. جدول فراوانی مربوط به تعداد دفعات دریافت وام توسط زنان سرپرست خانوار.
جدول ۹. فراوانی مربوط به نوع فعالیت اعم از مصرفی و تولیدی انجام شده توسط زنان سرپرست خانوار
جدول ۱۰. جدول فراوانی مربوط به مقدار وام دریافتی توسط زنان سرپرست خانوار.
جدول ۱۱: شاخصهای توصیفی مربوط به میزان وام.
جدول ۱۲: جدول فراوانی و درصد مربوط به سن زنان سرپرست خانوار به در طول سالهای ۱۳۸۳-۱۳۷۹
جدول ۱۳. فراوانی و درصد مربوط به تحصیلات زنان سرپرست خانوار  در طول سالهای ۱۳۸۳-۱۳۷۹
جدول ۱۴. فراوانی و درصد مربوط به تعداد افراد تحت تکفل زنان سرپرست خانوار در طول سالهای ۱۳۸۳-۱۳۷۹
جدول ۱۵. فراوانی و درصد مربوط به تعداد محصلین تحت تکفل زنان سرپرست خانوار در طول سالهای ۱۳۸۳-۱۳۷۹
جدول ۱۶. فراوانی و درصد مربوط به علت بی‏سرپرستی زنان سرپرست خانوار در طول سالهای ۱۳۸۳-۱۳۷۹
جدول ۱۷. فراوانی و درصد مربوط به منابع تأمین معاش زنان سرپرست خانوار در طول سالهای ۱۳۸۳-۱۳۷۹
جدول ۱۸. فراوانی و درصد مربوط به تعداد وام پرداختی به زنان سرپرست خانوار به تفکیک سال
جدول ۱۹. فراوانی و درصد مربوط به نوع فعالیت زنان سرپرست خانوار در طول سالهای ۱۳۸۳-۱۳۷۹

پایان نامه بررسی هویت قومی وملی کردها

در چهارچوب فرهنگی. ۱۰

ضرورت و اهمیت تحقیق. ۱۳
اهداف پژوهش ۱۷
سؤالات تحقیق. ۱۸
روش شناسی. ۱۹
محدودیت‌های پژوهش ۲۰
فصل دوم. ۲۳
پیشینه پژوهش و ادبیات نظری ۲۳
پیشینه تحقیق. ۲۴
ادبیات  نظری. ۲۵
قومیت ۲۵
قومیت و نژاد ۳۱
مطالعات قومی در انسان‌شناسی. ۳۴
ملیت ۳۷
مدل‌های روابط قومی – ملی. ۳۹
نظریات کارکرد‌گرا ۴۱
نظریات تضاد ۴۵
هویت ۵۱
هویت اجتماعی. ۵۳
هویت قومی. ۵۵
هویت ملی. ۵۷
رویکرد‌های نظری به هویت قومی. ۶۱
ابعاد اساسی در مطالعه‌ی هویت قومی. ۶۲
روان‌شناسی و هویت اجتماعی. ۶۶
فصل سوم. ۷۰
روش شناسی. ۷۰
روش‌ تحقیق. ۷۱
روش پژوهش :مطالعه موردی. ۷۱
ویژگیهای مطالعه موردی. ۷۲
تکنیک‌های جمع آوری شواهد مطالعه موردی. ۷۶
مصاحبه متمرکز  یا ساختار یافته: ۷۹
مصاحبه شوندگان این پژوهش ۸۳
جمعیت آماری. ۸۳
اعتبار  و پایایی در مطالعه موردی: ۸۴
تحلیل در مطالعه موردی: ۸۸
ارائه تبیین: ۸۹
عملیاتی کردن مفاهیم ۹۰
تعاریف عملیاتی این پژوهش ۹۳
تعاریف نظری مفاهیم ۹۴
فصل چهارم. ۹۶
کلیاتی حول موضوع تحقیق. ۹۶
کردها ۹۷
کردها در خاورمیانه ۹۹
کردها در ایران. ۱۰۰
دین و مذهب ۱۰۱
نژاد کردی. ۱۰۳
وقایع نگاری جنبش‏های کرد ۱۰۳
استان آذربایجان غربی. ۱۰۶
جغرافیا ۱۰۷
تاریخ استان. ۱۰۸
شهرستان‌های استان. ۱۰۸
مهاباد ۱۰۹
تاریخچه. ۱۱۰
ایل‌های منطقه. ۱۱۱
فصل پنجم ۱۱۳
یافته‌های تحقیق. ۱۱۳
توصیف مکان و موقعیت تحقیق. ۱۱۴
هویت ملی ایران. ۱۱۶
هویت دولتی و هویت ملی. ۱۱۹
هویت ملی و مؤلفه‌های آن. ۱۲۱
هویت قومی کرد و مؤلفه‌های آن. ۱۲۳
هویت و احساس تعلق. ۱۲۵
زبان و هویت ۱۲۶
پوشاک و هویت ۱۲۹
موسیقی و هویت ملی – قومی. ۱۳۳
ادبیات و هویت قومی و ملی. ۱۳۶
ادبیات کردی. ۱۳۶
دین و هویت ملی و قومی. ۱۴۲
مؤلفه‌های دیگر هویت قومی. ۱۴۳
سرزمین. ۱۴۳
اوقات فراغت ۱۴۴
نامگذاری. ۱۴۴
تاریخ قومی. ۱۴۵
نگرش‌ها و هویت قومی. ۱۴۶
احساس تبعیض. ۱۴۹
تعصب ۱۴۹
رفتارهای قالبی یا کلیشه‌ای ۱۵۰
هویت قومی در برابر هویت ملی؟ ۱۵۳
هویت فراملی و فرو ملی. ۱۵۴
تحولات عراق و هویت قومی – ملی. ۱۵۵
فصل ششم. ۱۵۸
بحث و نتیجه‌گیری ۱۵۸
نتیجه گیری. ۱۵۹
خلاصه‌ی نتایج به دست آمده ۱۶۱
منابع و مأخذ. ۱۶۳
منابع فارسی. ۱۶۴
منابع لاتین. ۱۶۹

 

فصل اول

کلیات

مقدمه
توجه به هویت در علوم اجتماعی و حتی علوم انسانی امروز به وضوح از گفتگو‌های فلسفی درباره‌ی هویت فراتر رفته است. بحث‌‌های انتزاعی فلسفه در مورد کیستی ما و ” ما هو ” در علوم اجتماعی امروز یا  به کلی فراموش شده یا تنها به عنوان بخشی از مقدمه‌ی بحث‌های می‌آید. علوم اجتماعی امروز فارغ از مفهوم و معنای لغوی یا فلسفی هویت به نقش هویت در زندگی اجتماعی یا حتی هویت فردی می‌پردازند که ناگزیر بر زندگی اجتماعی تأثیر می‌گذارد.
هویت یکی از مفاهیم عمده‌ای است که انسان در سراسر زندگی اجتماعی‌اش با آن درگیر بوده است. در طول زمان علاوه بر هویت‌های فردی و پایه‌ای طبیعی ، افراد انسانی خود را با هویت‌های گوناگون اجتماعی مانند هویت خانوادگی  و خویشاوندی ،‌ هویت شغلی و مالی ، هویت سرزمینی یا نژادی ، هویت قومی یا ملی و . تعریف کرده‌اند.” زندگی اجتماعی انسان بدون وجود راهی برای دانستن اینکه ” دیگران ” کیستند و بدون دانستن ” ما ” کیستیم ، غیر قابل تصور است “.(جنکینز، ۱۳۸۱:۸)
از همین روست که پایه‌ای ترین مفاهیم علم انسان‌ شناسی و حتی پیش از آن، اندیشه‌ی انسان شناختی ( ما قبل تاریخ علم انسان شناسی ) ، مفاهیم “خود” و “دیگری” هستند. اینکه ” من ” کیستم بدون آگاهی از کیستی “دیگری ” ممکن نیست. دو مفهوم “خود”  و “دیگری”  را می‌توان با مفهوم “هویت” و “دیگربودگی”  انطباق داد. (کیلانی ،‌۱۹۹۶ و لمبارد ۱۹۹۴، در فکوهی ۱۳۸۱:۲۲) به زبان دیگر ” تأکید اولیه انسان‌شناسان آنچنان‌که همواره گفته‌اند فهم غیریت [ دیگری ] فرهنگی است.” (  جنکینز در بالمر ، ۱۳۸۱:۱۶۵)
از میان همه ی این هویتها ، بعد از شکل گرفتن اشکال مدرن دولت-ملت، هویت ملی و قومی یکی از اشکال مهم هویت انسان اجتماعی است. این دو هویت ، گرچه همیشه در برابر هم قرار نمی‌گیرند، یعنی تعلق به یکی نشان دهنده ی عدم تعلق به دیگری نیست، اما می توان گفت که همیشه رابطه ی کاملا نزدیک و تنگاتنگی با هم دارند.
پارامترهایی که برای مطالعه و پاسخ به پرسشهای این تحقیق ، بیش از هر چیز مورد توجه است، بررسی هویت ملی، هویت قومی و ویژگیهایی است که در میزان تعلق ملی مهم است.
این پژوهش بر آن است که پیش از همه با یافتن عوامل موثر بر میزان تعلق ملی، و مؤلفه های هویت ملی و قومی جمعیت آماری خود، به این پرسش پاسخ دهد که  آیا شناختی که گفتمان عامه از هویت ملی ، قومی و تعلق ملی دارند، همان شناختی است که گفتمان های موجود دیگر یعنی گفتمان روشنفکری(شامل گفتمان میان انجمن های فرهنگی و نشریات کرد زبان )و یا حتی گفتمان سیاسی –نظامی کردی دارند، یا متفاوت است و اگر متفاوت است چه عواملی این تفاوت را به وجود آورده اند.
” هویت های مختلف به شیوه های پیچیده ای با هم تلاقی می کنند.نهاد ها –همچون هویت ها – فراورده های آنچه مردم به انجام آن مبادرت می کنند، هستند، و در عین حال به عمل آنان شکل می دهند.  با این حال نهادها در هیچ تعبیری ، در هیچ چیز فراتر از عمل مردم موجودیت نمی یابند. در واقع نهادها همان فرآیندهای مستمر نهادینه کردن هستند که به طور جمعی به مثالی بدل شده باشند “.(جنکینز،۱۳۸۱:۲۱۴)
هویت‌ها از نظر روانی برای افراد و ادامه‌ی زندگی‌ اجتماعی مهم‌ و حیاتی‌اند ، اما آن‌چه باعث می‌شود مفهوم هویت برای متفکران علوم اجتماعی دارای اهمیت شود، این است که هویت‌ها در رفتار مردم نقش دارند. مثلاً‌ اگر فردی خودش را یک کرد تصور کند تلاش می‌کند که همانند یک کرد عمل کند ؛ و همین عملکرد اجتماعی فرد است که دانشمندان علوم اجتماعی را تشویق به تحقیق در مؤلفه‌های هویتی افراد، گروه‌های اقتصادی ،‌ سیاسی و اجتماعی می‌کند.” اما مفهوم هویت به همان اندازه که حیاتی است ، مبهم هم هست “( هانتیگتون،‌۱۳۸۴:۴۱) تعریف هویت دشوار است و در بسیاری از روش‌های معمول اندازه‌گیری نمی‌گنجد.
هویت‌ به تصوراتی از خصوصیات فردی و تمایز مربوط می‌شود که توسط یک بازیگر اجتماعی حفظ و القا شده و به واسطه‌ی روابط با ” دیگران ” شکل گرفته اند. (Katzenstein. Peter J ،۱۹۹۶:۵۹)
در این پژوهش ضمن رد واژه‌ی ناسیونالیسم قومی که موجب سردرگمی می‌شود و  کسانی چون کونور (در احمدی ،‌ ۱۳۷۸:۳۸) و یا  دستوره (۱۳۸۰) آن را به کار برده اند، از واژه‌ی قوم‌گرایی  استفاده می‌شود. دلایل رد این اصطلاح که لوئیس اشنایدر نیز (۱۹۶۹) از آن   انتقاد کرده است را در فصل دوم می‌‌آوریم.
آن‌چه قرار است در این پایان نامه بدان پرداخته شود وضعیت قوم کرد است، سیاست‌های کلی و کلانی وجود دارد که دولت‌های ملی خود را ناچار می‌دانند که آ‌ن‌ها را به اجرا در آورند تا مانع تنش‌های قومی شوند. اما سیاست‌های خرد تری نیز وجود دارند که بسته به موقعیت خاص هر قوم باید در نظر گرفته شود ، به عنوان مثال وضعیت اقوام کرد و ترک و بلوچ در ایران از نظر تنش‌ها و تحرکات قومی کاملاً با هم متفاوت است.(احمدی ، ۱۳۷۸) در همین راستا گروه‌های مختلف اقوام کرد از ساکنین استان کردستان گرفته تا کردهای کلهر کرمانشاه و کردهای آذربایجان غربی هر یک نیز وضعیت متفاوتی دارند که سیاست‌های متکثری را می‌طلبد. همین دیدگاه است که در شرایطی که پیشتر نیز هویت قومی و ملی اهالی بخشهایی از مناطق کرد نشین مورد مطالعه قرار گرفته است ،‌ ما به سراغ منطقه‌ی کردنشین دیگری برویم.
در ایران اقوام کردی داریم که هریک با داشتن زبان متفاوت و دینی ، محیط زیست ، محیط اجتماعی و محل زندگی ، رابطه ی منحصر به فردی را با دولت مرکزی و در نتیجه
بقیه اقوام ایجاد می کنند. گروه های قومی که با توجه به شرایط ویژه ای که طی آن خود و هویت قومی و ملی خود را تعریف می کنند، میزان تعلق ملی شان متفاوت است و به همان نسبت هم خواسته ها و تحرکات  قومی متفاوتی دارند. به همین دلیل هم محقق بر آن است ضمن بررسی تعلق ملی آنها، به شناخت آنها از خود و دیگری، هویت قومی و هویت ملی پی ببرد.
طرح مسأله
در چهارچوب سیاسی
ایران کشوری است که به خاطر موقعیت ویژه اش در تنوع قومی[۱] و تحرکات قومی گریزی از مرکزی – که از زمان تشکیل دولت ملی [۲] ، کمابیش همیشه با آن مواجه بوده است ( احمدی ،‌۱۳۷۸:‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌  91-93 ) – نیاز اساسی به شناخت موقعیت خود به عنوان یک جامعه‌ی چند فرهنگی [۳] دارد. شناختی که طی آن از یک سو، بتوان طی آن به حقوق اقلیتهای قومی احترام گذاشت و از سوی دیگر دولت مرکزی یکپارچگی خود را تضمین کند.
گرچه وجود کشوری به نام ایران سابقه‌ی چند هزار ساله دارد ، در حقیقت سابقه‌ی وجود دولت در ایران به هزاره‌ی ششم پیش از میلاد می‌رسد ( فکوهی ‌a . 1380) ( فکوهی در برتون ، ۱۳۸۰:۱۳) و انسجام این مجموعه‌ی اقوام در این تاریخ چند هزار ساله برای حفظ موجودیت سیاسی  کشور کافی بوده است ، اما بعد از شکل گرفتن دولت ملی ایران به مفهوم مدرن آن ، گرایش‌های قومی گریز از مرکز شکل جدیدی به خود گرفته است . این گرایش‌ها به صورت تحرکات قومی مورد نظر ما –” که تا پیش از این بیشتر به صورت تحرکات ایلی و قبیله‌ای بوده است ” ( احمدی ، ۱۳۷۸:۹۲ )-  از سالهای ۱۳۲۰ آغاز شده  است و تا کنون [۴] نیز با شدت‌ و حدت متفاوتی ادامه داشته است.
آنچه مشکلات قومی ایران را دو چندان کرده است ،‌ موقعیت ویژه‌ی ایران در خاورمیانه است . مرز ایران تقریباً‌ در همه جا مرزی است میان اقوامی که در دو طرف مرز اشتراکات قبیله‌ای ، خویشاوندی ، زبانی و فرهنگی دارند . ( ن. ک . به نقشه شماره ۱) اقوامی که از نظر فرهنگی بیشتر خویشاوند اقوام آن سوی مرز‌ هستند تا مردم داخل مرزهای رسمی کشور. در شرق بلوچ‌های سیستان و بلوچستان ، خویشاوند بلوچ‌های پاکستا‌نند، در شمال ترکمن‌ها ، همسایه  کشور ترکمنستان ، در شمال غربی آذری‌ها همسایه‌ی آذربایجان و جنوب غرب اعراب خوزستان در همسایگی فرهنگی و مکانی اعراب به سر می‌برند. همین موقعیت ویژه است که شبکه‌ی خبری عربی الجزیره را وا می‌دارد که طی درگیر‌ی‌های اخیر اهواز در اخبار خود به عنوان یک واقعیت عنوان کند که «اهواز در سال ۱۹۲۵ میلادی ضمیمه‌ی ایران شد
این اقوام که مرزهای سیاسی آن‌ها را از هم جدا کرده است  آن‌قدر انسجام دارند  که یک اتفاق در گروه قومی همسان در کشور همسایه باعث تشنج در همان گروه در ایران می‌شود.[۵]
تحرکات قومی ترکمن‌ها در شمال  کشور به خاطر عدم دخالت همسایه‌ها و ضعف گروه‌های قومی  با برقراری مجدد اقتدار دولت مرکزی ایران بعد از جنگ جهانی دوم  به پایان رسید ( عسکری خانقاه ،‌ ۱۳۷۴) تحرکات شرق کشور نیز به دلیل ضعف گروه‌های قومی آن‌ سوی مرز که محرک اصلی بلوچ‌ها هستند به راحتی آرام شده‌اند (حمدی ، ۱۳۷۸:۱۱۸ )، تحرکات شمال‌ غربی و جنوب غربی نیز با توافق و قراردادها‌ی بین‌الملی [۶]  آرام می‌شوند.
در این میان اقلیت  قومی کرد به دلیل موقعیت ویژه‌اش در خاورمیانه ، در ایران نیز وضعیت ویژه‌ای دارد. آن‌ها  را با قراردادهای بین‌المللی نمی‌توان به آرامش فرا خواند،‌ آنها در عراق ،‌ترکیه ، سوریه نیز بدون دولت و با شدت و حدت متفاوت خواهان خودمختاری هستند. کردها  بزرگترین گروه اقلیت خاورمیانه هستند، کردستان ایران در غرب کشور بخشی  از ناحیه کردنشین بزرگتری است که  جنوب ترکیه ، شمال عراق و شرق سوریه هم شامل‌اش می شود. گرچه فعالیتهای سیاسی –نظامی کردستان ایران در مقایسه با کردستان عراق و ترکیه خشونت کمتری دارد ولی در ایران مسائل زبانی و مذهبی و فرهنگی ودر نتیجه تحرکات قومی کردها در ایران بیش از ترکها ، بلوچ‌ها وعرب‌های ایران است.( احمدی،۱۳۸۳:۷۶) ” کردها را بسیاری ، بزرگترین گروه مردم بدون دولت می‌دانند. ” (برتون،۱۳۸۰:۱۰۵)  قدرت دولت مرکزی ایران مانع شده است که ایران یوگسلاوی یا نزدیکتر برویم  افغانستان دیگری شود ، اما در طول همین دوره به هرحال همیشه تحرکاتی وجود داشته و آنچه در این میان فراموش شده است  تلاش برای یافتن راه حلی فرهنگی برای حفظ حاکمیت ملی و تقویت اتحاد اقوامی است که قرنها با هم زیسته‌اند و تاریخ گواه امکان همزیستی مسالمت‌آمیزشان است.
در چهارچوب فرهنگی
” الگوی فرهنگی- قومی کشور ایران ، الگوی پیچیده‌ای متشکل از گروه‌های قومی ، زبانی ،‌ مذهبی،‌ نژادی، فرهنگی ، و منطقه‌ای را به نمایش می‌گذارد ، تا جایی که به جرأت می‌توان ادعا کرد این تنوع و پیچیدگی،‌ خصیصه‌ی بنیادی جامعه‌ی ایران است “. (مقصودی، ۱۳۸۰:۱۶)
این تنوع به خودی خود یک خصیصه‌ی منفی نیست. ” قومیت آشکار‌ترین شکل و منبع خرده‌ فرهنگ‌هاست ” و خرده فرهنگ‌ها می‌توانند به اعتلای فرهنگ جامعه کمک کنند . اما در برخی موارد ویژگی‌های فرهنگی مانند قومیت یا مذهب باعث جدایی مردم از یکدیگر (گاهی به صورتی بسیار تراژیک ) می‌شود. مثلاً یوگسلاوی سابق در جنوب شرقی اروپا را در نظر بگیرید . از جمله‌ عواملی که آتش ناآرامی‌ها این کشور را در سال‌هیا اخیر دامن زد کثرت و گوناگونی فرهنگی بود. این کشور کوچک که مساحت آن نصف انگلستان است ، قبل از فروپاشی ۲۵ میلیون نفر جمعیت ، دو نوع خط ، س
ه مذهب ، چهار زبان ، پنج ملیت ، و شش جمهوری سیاسی داشت و از جانب هفت فرهنگ مختلف محاصره شده بود. ستیز فرهنگی که این کشور را به سوی جنگ داخلی سوق داد نشان‌ دهنده‌ی آن است که خرده فرهنگ‌های مختلف درون یک جامعه فقط منبعی برای تکامل و رشد فرهنگی نیستند ، بلکه منبعی برای تنش و خشونت نیز می‌باشند.
اما آن‌طور که جنکینز می‌گوید : ” قومیت به شباهت و تفاوت “ما ” و ” آنها ” متکی است. شناسایی قومی به شیوه یا خاص سرنوشت فرد را به جمع گره می زند که ممکن است پیامدهای مهمی داشته باشد .” (جنکینز،‌ ۱۳۸۱:۱۱۰) این پیامدهای مهم گاه می‌تواند پیامدهای مهم سیاسی باشد که گاهی مواقع تا تبدیل شدن به پیامدهای نظامی  هم پیش می‌روند.
با توجه به آن‌چه گفته شد، مسأله‌ی بحران‌های قومی در ایران گرچه به خودی خود یک مسأله‌ی سیاسی و مطرح در علوم سیاسی نیز هستند،‌ اما تقلیل این امر به تنها یک امر سیاسی اشتباهی است که در نه تنها به نادیده گرفتن حقوق اقوام مختلف منجر می‌شود ، تاوانش را در دراز مدت دولت مرکزی نیز پرداخت خواهد کرد. چرا که ” در جوامع چند قومی مانند ایران یکی  از مهمترین عوامل تهدید کننده‌ی یکپارچگی ، رفتار تبعیض آمیز با قومیت‌هاست. تبعیض و بی‌عدالتی از یک سو سبب تشدید تعصبات و پیش‌داوری‌های منفی در بین اقوام می گردد و از سوی دیگر زمینه را برای تشدید تضادها و کشمکش‌های قومی فراهم می‌آورد” (یوسفی ، ۱۳۸۳:۴۹) رفتار تبعیض آمیز با قومیت‌ها در ایران به دلیل این‌که قومیت‌ها در ایران ریشه‌ی نژادی ندارند و تضادها تاریخی نیستند ، در بسیاری از موارد ناخواسته اتفاق می‌افتد.
در شرایط کنونی آن‌چه بیش از هرچیز بر اهمیت و حساسیت مطالعات قومی افزوده است ، انقلاب در عرصه‌ی اطلاعات و ارتباطات است که به مسائل قومی ابعاد برون مرزی منطقه‌ای و بین‌المللی بخشیده است. شرایطی که باعث از بین رفتن مرزهای جغرافیایی ، ارتقای سطح آگاهی‌های عمومی و شناخت بهتر افراد نسبت به هویت‌های فردی و اجتماعی شده است. کم‌رنگ شدن مرزهای جغرافیایی افزایش کمی و کیفی امکان برقراری ارتباط با گروه‌ها و اقوام هم‌ ریشه و هم تبار در آن‌ سوی مرزها شده است.
از سوی دیگر تاریخ درگیری‌ها و گرایش‌های سیاسی کردها نشان می‌دهد که ” روابط فرهنگی میان کردها و فارس‌ها مانع بروز گرایش‌های قوی سیاسی مرکز گریز بوده است ” (احمدی ،‌۱۳۷۸:۹۰)
ضرورت و اهمیت تحقیق
در این بخش لازم است فارغ  از اینکه ما به این موضوع بپردازیم یا نه ، اهمیت و ضرورت کارکردی پرداختن به چنین مسأله‌ای را مورد بحث قرار دهیم . این بحث را باید در چند سطح مورد توجه قرار داد:

  1. اهمیت مسأله‌ی هویت در جهان امروز.

اهمیت هویت در جهان در حال تغییر امروزه ، مسأله‌ای آشکار است ، چرا که فضا( و مکان ) ، زمان و فرهنگ به عنوان عوامل شکل دهنده‌ی هویت ( گل محمدی ، ۲۴۴- ۱۳۸۳:۲۲۸) به سرعت در حال تغییرند.
هانتیگتون در کتاب خود ” چالش‌های هویت در آمریکا” ، ذیل عنوان بحران جهانی هویت می‌گوید، امروزه  مدرنیزه‌ سازی ، توسعه‌ اقتصادی، شهر نشینی و جهانی سازی مردم را وادار کرده است تا در باره‌ی هویت ملی خود تجدید نظر کنند. هویت‌های منطقه‌ای و فرهنگی ” دیگر ملی” از هویت‌های گسترده تر ملی، در حال پیشی گرفتن هستند. ( هانتیگتون ، ۱۳۸۴:۲۹)
این تغییر سریع هویت‌ها باعث شده که امروزه‌  کشمکش‌های هویت بنیان[۷] ، به عنوان یکی از سر فصل‌های مطالعات علوم اجتماعی در آید.

  1. اهمیت و ضرورت پرداختن به مسأله‌ی قومیت و قوم گرایی در جهان امروز

قومیت‌ها و تعلقات قومی معمولاً وقتی در علوم اجتماعی و حتی روان‌شناسی اجتماعی مورد توجه قرار می‌گیرند که گروه قومی گروه اقلیت[۸] نیز باشد.( گرچه این بدین معنا نیست که گروه‌های اکثریت کمتر قومی هستند) در اواخر جنگ جهانی دوم ، لوئیس ویرث در مقاله‌ای تحت عنوان مسأله‌ی گروه‌های اقلیت، گروه‌های اقلیت را دسته‌ای از مردم تعریف می‌کند که به دلیل داشتن ویژگی‌های فیزیکی یا فرهنگی متفاوت از اعضای دیگر جامعه‌ منجر می‌شوند و اعضای گروه‌های دیگر جامعه به ویژه اعضای گروه‌ اکثریت با آنها رفتا‌ر‌های تبعیض آمیز می‌کنند. (Wirth.L.1985:345) رفتار ویژه‌ی جامعه با گروه‌های اقلیت به عنوان گروه‌های آسیب پذیر، باعث این توجه‌ آکادمیک شده است.
از ابتدای قرن بیستم  در شرایطی که بسیاری از مردمی که به عنوان قبایل یا بومی‌ها مورد مطالعه‌ی انسان شناسان اجتماعی قرارگرفته بودند حالا دیگر در پی جنبش‌‌های آزادی ملی  ملت یا کشمکش‌های قومی دولت‌های پسا استعماری، قوم محسوب می‌شدند. آنها که پیش از این یک قبیله بودند ، حالا تبدیل شده بودند به اقلیت‌های قومی[۹] . از سوی دیگر. بسیاری از گروه‌های قومی به شهر‌ها و مناطق مرکزی کوچ کردند. جایی که آن‌ها با مردمی با رسوم ، زبان و هویت‌های دیگری ، مواجه شدند، این گروه نیز از سوی جامعه‌شناسان و انسان‌شناسان شهری مورد توجه قرار گرفتند.
و بالاخره تعداد زیادی  از اعضای گروه‌های قبیله‌ای سابق نیز، به اروپا و امریکای شمالی مهاجرت کردند. جایی که روابط‌‌شان با جامعه‌ی‌ میزبان به طور گسترده‌ای به وسیله‌ی جامعه‌شناسان، روان‌شناسان و انسان‌شناسان اجتماعی مورد مطالعه قرار گرفته و می‌گیرد. به طور کلی رابطه‌ی دولت به عنوان نماینده‌ی اکثریت با گروه‌های قومی به عنوان گروه‌های اقلیت یکی از زمینه‌های اصلی تحقیقات علوم اجتماعی است.

  1. ضرورت پرداختن به مسأله‌ی کردها در ایران .

همانطور که پیشتر در طرح مسأله درباره‌ی وضعیت ویژه‌ی ایران در تنوع قومی و نیز شرایط کردها اشاره شد کردها به گواه تاریخ ایران ، حساس‌ترین مطالبات قومی را از ابتدای تشکیل دولت‌های ملی داشته‌اند. تشکیل دولت مستقل مهاباد و مبارزات گاه مسلحانه‌ای که تا اوایل انقلاب به طول انجامید گواه این ضرورت است.

  1. مهاباد و اهمیت این شهر در میان مناطق کرد نشین .

در ایران گروه‌های مختلف اقوام کردی داریم که هر یک به دلیل داشتن زبان و دینی متفاوت ، محیط زیست ، محیط اجتماعی و رابطه‌ای که با اقوام دیگر ایران دارند، رابطه‌ی منحصر به فردی با دولت مرکزی ایجاد می‌‌کنند . حضور اقوام کرد در جنوب استان ترک نشین آذربایجان غربی خود مسأله را متفاوت با بقیه مناطق کردنشین می‌کند ، ” درگیری‌های گاه خونینی” ( آموسی ، ۱۳۸۴:۱۶)  که میان این دو قوم (کرد و ترک) اتفاق می‌افتد ضرورت بررسی این مسأله را بیش از پیش نشان می‌دهد.
شهر مهاباد به دلیل حساست تاریخی که در مورد جنبش‌های کردی دارد [۱۰] انتخاب شده است. با در نظر گرفتن این مسأله‌ی کلیدی که پیشینه و زمینه‌ی تاریخی زمین تحقیق بی شک نتایج را تحت تأثیر قرار خواهد داد و همان‌طور که گفته خواهد شد،  اصولاً  یکی از منابع اصلی هویت  گروهی ،‌ تاریخ است . بنابراین هویت قومی را بدون در  نظر گرفتن شرایط تاریخی و جغرافیایی نمی توانیم مطالعه کنیم.
از سوی دیگر انتخاب شهر نیز به عنوان محل جغرافیایی مورد به این دلیل بوده است که در شهرها  به دلیل این‌که روابط عشایری نیستند،‌ هویت‌های ملی یا قومی  به عنوان مفاهیم جدید ، در برابر هویت‌های قبیله‌ای و طایفه‌ای بهتر فهمیده می‌شوند.

  1. اهمیت انتخاب جوانان به عنوان جمعیت آماری مورد مطالعه

در هر جامعه‌ای جمعیت  پویا و تأثیر گذار بر‌‌‌ آینده‌ی جامعه جوانان هستند.‌ به زبان دیگر با مطالعه‌ی جوانان به نوعی ، آینده‌ی جامعه‌ را مورد تحقیق قرار داده ایم . یعنی مطالعه‌ی جمعیت جوان یک منطقه می‌تواند تبیین ما را واقع گرایانه‌تر نماید و قدرت پیش بینی به محقق دهد.

  1. ضرورت مطالعه‌ی مردم شناسانه‌ی این موضوع

مقایسه‌ی گرایش‌های مرکز گریز کردها در ترکیه و عراق  با کرد‌های ایران نشان می‌دهد که مسأله‌ی کردها  تا چه حد ریشه‌ی فرهنگی دارد. و نزدیکی فرهنگی تا چه حد می‌تواند از این گرایشات بکاهد .از همین روست که پرداخت اجتماعی به این مطلب در حوزه‌ی علوم اجتماعی و مهمتر از همه انسان شناسی که در میان علوم اجتماعی داعیه‌ی پرداخت عمیق و ژرفانگر را به موضوع دارد ، الزامی به نظر می‌رسد. از این میان نیز شناخت قومی وقتی که  بر پایه‌‌ی هویت قومی شکل گیرد ، می تواند عمیق‌ترین شناخت‌ها باشد.
[۱] . بر اساس اسناد موجود در وزارت کشور ایران ، اقوام ایرانی شامل اقوام هشت گانه‌ی زیر هستند:
آذری، بلوچ ، ترکمن، طالش ، عرب ، فارس ، کرد و لر.
[۲] . دولت رضاخان را اولین دولت ملی ایران می‌دانند.
[۳]  . Multicultural  Society
[4] .  برای نمونه ن. ک به برای نمونه درگیری ها تحرّکات قومی تابستان گذشته در حوزه ی کرد نشین غرب کشور( ن. ک. به بی.بی.سی. دوشنبه ۲۵ ژوئیه ۲۰۰۵  ) تحرکات قومی در خوزستان ( ن. ک. به بی.بی.سی.  شنبه ۱۶ آوریل ۲۰۰۵  و   شنبه ۰۵ نوامبر ۲۰۰۵ )
[۵] . ن.ک. به بی.بی.سی.  چهارشنبه ۱۵ ژوئن ۲۰۰۵
[۶] . در این مورد می‌توان به سرکوب قیام پیشه‌وری با همکاری روسیه اشاره کرد.
[۷] . Identity-based conflict
[8] .minority group
[9] .Ethnic Minorities

پایان نامه علوم اجتماعی -بررسی انسان‏ شناختی استراتژی ‏های قدرت زنان کُرد

پایاننامه برای کارشناسی ارشد

 

بررسی انسان‏شناختی استراتژی‏های قدرت زنان کُرد

(بررسی موردی زنان طبقه متوسط شهرستان سنندج)

استاد راهنما: دکتر ناصر فکوهی

استاد مشاور: دکتر منیژه مقصودی

نگارنده: 

گروه: انسان
شناسی

 
تکه هایی از متن به عنوان نمونه :
چکیده:
تحقیق حاضر با رویکرد انسان‌شناسانه به بحث درباره شیوه‌ها و راهکارهایی می‌پردازد که زنان کرد در راستای رسیدن به منافع و اهدافشان در خانواده در ارتباط با همسرشان به کار می‌گیرند. که این بررسی به صورت بررسی موردی و با بهره گرفتن از روش‌های مصاحبه عمیق، مشاهده مشارکتی و مصاحبه‌های گروهی متمرکز بر زنان طبقه‌‌ی متوسط شهرستان سنندج انجام یافته است، در اینجا قدرت در سطح خرد یعنی در سطح خانواده بررسی می‌شود که در خانواده نیز بیشتر تمرکز بر زن و شوهر است. که بر اساس نتایج حاصله می‌توان گفت هر زمان که کانال گفت‌وگوی زن مسدود می‌گردد زنان به طرف استفاده از کنش‌های وسیله‌ای می‌روند و در این میان بیشتر از هر چیز از مسائل زناشوئی در جهت تنبیه و تشویق و اثرگذاری بر همسر خود استفاده می‌کنند و کم‌ترین استفاده را از قدرت بدنی می‌نمایند. در روی‌ آوردن به کنش ارتباطی شرایط و ویژگی‌ها و موقعیت زن و مرد هر دو مهم و مؤثر می‌باشد.
در این بررسی می‌توان فوبیای زنان در مورد از دست دادن شوهر به صورت اغوای او توسط زن دیگر و تلاش‌های آنان در این راستا را دید و مسئله‌ی مهم دیگر الگوی فرهنگی است که این جامعه برای زنان مناسب می‌داند، الگوی خشن مادر-همسر می‌باشد که اما می‌توان الگوی آرزو شده کاملاً متفاوت از آن را در ذهن هم زنان و هم مردان این جامعه دید که در حرکت زنان به سوی این نوع جدید از رفتار، به شدت می‌توان فقر منش را در میان جامعه کُرد دید.
در نهایت می‌توان گفت زنان به دلیل عدم وجود قوانین هنجار‌ها و ساختارهایی  که قدرت را برای زنان جایز بداند، زنان از ابراز قدرت به شکل آشکار و مستقیم پرهیز کرده و به روش‌های پنهان ابراز قدرت روی می‌آورند و علی‌رغم موانع و قدرت مردانه در جهت هماهنگ کردن زنان در راستای منافع همسرانشان، می‌توان راهکارهای زنان در جهت تعکیس این امر را مشاهده کرد.
کلید واژه:
انسان‌شناسی سیاسی، انسان‌شناسی جنسیت، انسان‌شناسی روان‌شناختی، زن، قدرت، کُرد، سنندج، طبقه‌ی متوسط.
مقدمه:
از ویژگی‏های بارز جامعه ایرانی مردسالاری می‏باشد. اما نمی‏توان تصور کرد که زنان در تمامی حوزه‏ها و تمامی زمان‏ها تحت تسلط‏اند و این مردان هستند که جریان امور را تعیین می‏کنند. چنان که کتی
دیویس معتقد است: «تاکنون با مفهوم قدرت طوری برخورد می
شده که گویی فقط در اختیار مردان است و قدرت در اجتماعات برابری طلبانه آرمانی مورد نظر جایی ندارد. اما بررسی
ها نشان داد که قدرت در میان زنان نیز وجود دارد و آنان همچون کنش
گرانی که از قدرت استفاده می
کنند مطرح هستند.» (اعزازی، ۱۳۸۵: ۱۷-۱۶)
در تحقیق حاضر سعی بر آن شده به روش‏هایی که زنان کرد بکار می‏برند تا در خانواده‏ خویش جریان برخی از امور را به نفع خود گردانند و به اهداف خود رسیده وایده‏هایشان را تحقق بخشند، پی ببریم. ما در جهت تحلیل روش‏ها و استراتژی‏های آنان، کارایی و اثربخشی این استراتژی‏ها گام برمی‏داریم.«تصمیم
گیری پنهان از این منظر یعنی آرایش صحنه برای حفظ قدرت از طریق شیوه
هایی مانند کنترل اطلاعات فرد B و دسترسی به وسایل ارتباط جمعی و ایدئولوژی
سازی در راستای سرپوش نهادن بر اختلاف منافع پنهان A وB یا سازماندهی تحقق منافع توسط A، چنان که تحت این شرایط مؤثرترین حالت تصمیم
گیری پنهان است که B با توجه به ساخت
های موجود و علی
رغم میل خود شرایط را بپذیرد و خویشتن را برای طرح مسئله ذی
حق نداند» (محمدی
اصل، ۱۳۸۱: ۶۳-۶۲)
ترفندهای زنان در گریز از قدرت مردانه و اثرگذاری بر امور در خانواده برحسب طبقه اجتماعی، سبک زندگی، میزان تحصیلات، تعلق به گروه قومی و دینی و. تغییراتی می‏پذیرد. لذا در اینجا سعی بر آن بوده استراتژی‏های قدرت را در یکی از گروه‏های همگن زنان، یعنی زنان طبقه متوسط شهرستان سنندج بررسی کنیم. البته با یادآوری این نکته که ما استراتژی‏های قدرت زنان کرد را از خلال روابط خویشاوندی و در میان گروه خانوادگی می‏پردازیم. خانواده کوچکترین واحد اجتماعی و خصوصی
ترین واحد نیز هست. بسیاری از تنبیهات سخت بدنی زن توسط شوهر، و یا فرزندان توسط پدر، ناپدری و نامادری و دیگر افراد بزرگسال در خانواده و نیز آزارهای کلامی و روانی در داخل خانه صورت می
گیرد. نگارنده بر این اعتقاد است که زمانی که افراد از کنش ارتباطی استفاده می
کنند توسل به کنش وسیله
ای و استراتژیک کاهش می
یابد. در کنش ارتباطی است که سلامت جسم و روان افراد حفظ می
شود. زن و شوهری که بتوانند با هم به راحتی و بدون موانع به کنش ارتباطی بپردازند‏ فضای سالمتری در خانه تولید خواهند کرد و این سلامت ارتباط بر کودکان و ارتباط آنان با والدین تأثیر بسیاری خواهد گذاشت و در آینده همین الگوها نه تنها در خانواده
ها که از طریق افراد خانواده‏، در سطح اجتماعی و حوزه عمومی نیز، به رفتار در خواهد آمد و لذا به سلامت جامعه کمک فراوان خواهد نمود. من کارم را از سطح خانواده که اولین نهاد اجتماعی کردن افراد است شروع کرده
ام که اولین قدمها را برای داشتن جامعه
ای برابر، آزاد و عادل را از همین اولین آموزشگاه شروع کرده باشیم.«ارتباط بزرگ
ترین عامل منفردی است که بر سلامت انسان و رابطه
اش با دیگران اثر می
گذارد» (ستیر، ۱۳۷۳: ۷۵)
طرح مساله:
معمولاً همیشه از قدرت مردانه بحث شده و از زنان به گونه‏ای یادشده که قدرتی نداشته و تصمیم‏گیری‏ها، اعمال خشونت‏های جسمی، جنسی و روانی و. همه از طرف مردان اعمال می‏شوند. بررسی‏ها در مورد قدرت زنان اندک بوده، خصوصاً در مورد زنان کُرد.
اصطلاح «غیرشدگی»[۱] با مفهوم «دیگری شدن» و مفهوم فوکویی«بیرونی شدن» یا حاشیه‏ای شدن شخص ارتباط نزدیک دارد. شرایط غیرشدگی که اغلب مترادف با «دیگری» تصور شده است، مختص شخص‏ حاشیه‏ای یا پیرامونی است که به مراکز قدرت دسترسی ندارد. مراکز، نقطه مبدأ را بازنمایی می‏کنند که در آن نقطه معنی به مثابه هنجار تعیین کننده، تأیید و تثبیت شده است. کسانی که به دلیل طبقاتی، کاستی، جنسیتی یا مذهبی از مرکز طرد می‏شوند نامرتبط با قواعد هنجاری طبقه‏بندی می‏شوند و«دیگری[۲]» نام می‏گیرند. نظریه پردازان فمینیست بحث می‏کنند که مردسالاری با بهره گرفتن از الگوهای هویتیِ ذات گرایانه و زیست‏شناسانه برای زنان، غیرشدگی را به تجربه زنان نسبت داده است. به این ترتیب تجربه زنان همگن شده، به حواشی رانده شده و در انقیاد هنجار عام، یعنی تجربه مرد درآمده است تا به قدرت مردسالاری مشروعیت و حقانیت بخشد.(هام وگمبل، ۱۳۸۲:‏ ۳۰) به همین دلیل از تجربه قدرت‏نمایی زنان بسیار کم سخن گفته می‏شود. دیگر آن که زنان عمده فعالیتشان در خانه بوده و خانه یک حوزه خصوصی است که حوزه خصوصی در برابر حوزه عمومی کمتر به چشم می‏آید و اخبار در مورد اتفاقات و رویدادها و رفتارها درون خانه بسیار کمتر از حوزه عمومی منتشر می‏شود. حوزه خصوصی جایی است که رفت و آمد به آن کم و کنترل شده است و لذا اطلاعات درباره آن اندک می‏باشد اما حوزه عمومی بسیار راحت‏تر به چشم می‏آید و حال که زنان تا چند دهه اخیر محدود به حوزه خصوصی بوده‏اند اطلاعات ما از رفتارهای آن‌ها کم‌تر می‏باشد.
«از دیدگاه انسان‏شناسی فمینیستی همه فرهنگ‌ها زنان را در حوزه خانگی (خصوصی) و مردان را در قلمرو عمومی قرار می‏دهند. به اعتقاد میشل روزالدو بین فرودستی زنان در یک جامعه مشخص و میزان جدایی بین قلمروهای عمومی و خانگی رابطه مستقیمی وجود دارد.(روزالدو، به نقل از هام، ۱۳۸۲: ۳۵۷)
لذا سعی کردیم که روابط قدرت را در عرصه خصوصی، قلمروی که زنان بیشترین حضورشان را در این عرصه دارند، بررسی کنیم.
«نکته‏ای که باید بدان توجه داشت این است که علم سیاست، تنها به مطالعه و بررسی رابطه قدرت در سپهر عمومی می‏پردازد، در حالی که در زندگی خصوصی نیز رابطه قدرت وجود دارد و تفکیک میان دو حوزه، موجب بی‏توجهی به مسئله قدرت در عرصه خصوصی است. در دوره اخیر، نه تنها فمینیست‏ها، بلکه سایر اندیشمندان و نظریه‏پردازان، به دنبال رابطه قدرت در همه عرصه‏ها هستند. از این رو، تعریف سیاست توسعه یافته است و دیگر محدود به قدرت حاکمیت و دولت نمی‏شود و زندگی خصوصی را نیز در بر می‏گیرد.» (مشیرزاده، ۱۳۸۳: ۱۷۲)
روابط قدرت در خانواده متاثر از فرهنگ حاکم بر جامعه می‏باشد و نیز به نوبه خود تأثیرگذار بر فرهنگ حاکم. در اینجا نمی‏توان از همه زنان کرد حرف زد زیرا این زنان برحسب ویژگی‏هایی از جمله طبقه اقتصادیشان و. وضعیتشان فرق می‏کند.
علاوه براین وضعیت زنان کرد در ایران با زنان کرد در سایر کشورها هرچند تشابهاتی دارد،‏ اما تفاوت‏هایی نیز می‏پذیرد زیرا فرهنگ کردها در هر کشور، از فرهنگ غالب در آن کشور تأثیراتی پذیرفته که این تأثیرات بر نگرش آن خرده فرهنگ نسبت به منزلت و حقوق زنان و میزان مشارکت‏دهی زنان در فعالیت‏ها تأثیر می‏گذارد.
به همین دلیل ما اینجا از زنان در شهر سنندج که یکی از شهرهای کردنشین در ایران می‏باشد سخن می‏گوییم.
یکی از عرصه‏هایی که قدرت در آن ظاهر می‏شود و روابط قدرت را در آن می‏توان دید عرصه‏ خانواده است. که خصوصاً برای بررسی قدرت زنان، عرصه قابل مطالعه و قابل دسترسی‏تری است. نگرش نسبت به زنان در این نهاد، بر نگرش در دیگر نهادها هم تأثیر گذاشته و نیز تأثیر می‏پذیرد. زیرا بخش بزرگی از اجتماعی‏شدن و یادگیری در خانه و خانواده روی می‏دهد و همین افراد بازیگران سیستم اجتماعی خواهند شد. از سیستم‏های اجتماعی تأثیر پذیرفته و نیز بر آن تأثیر می‏گذارند و نگرش‏ها و عادات رفتاری خود را در مکان‏ها و عرصه‏های مختلف با خود حمل می‏کنند.
قدرت مردان، در جامعه نسبت به قدرت زنان شناخته شده‏تر است زیرا آنها بسیار بیشتر از زنان در عرصه‏های اجتماعی حضور رسمی و صوری دارند. در برخی موارد هرچند زنان ظاهراً حضور ندارند و ما زنان را رسماً در جایگاه تصمیم‏گیرنده نمی‏بینیم. اما در واقع رهبران پشت پرده‏اند. در این موارد شاید نمی‏توان از واژه قدرت در معنای تخصصی آن و یا حتی اقتدار نام برد و بتوان از نفوذ زنان سخن گفت. آنان گاه نظرات و ایده‏هایشان را از طریق انتقال آنها به مردان،‏ وارد عرصه عمل کرده و بدین ترتیب در بسیاری از امور دخالت می‏کنند. یعنی هرچند در ظاهر امر این مرد است که حرف می‏زند و رأیش را بیان می‏کند اما فی‏الواقع این تفکرات و نظرات زن است که او را به این نظر یا عمل سوق داده است. مثلاً‏ در کردستان در مراسمی که مهریه[۳] تعیین می‏شود، این تنها مردان هستند که در اتاقی گردهم نشسته و بر سر مقدار آن چانه می‏زنند. اما این تنها ظاهر قضیه است. درواقع در بسیاری از خانواده‏ها قبل از شروع این مراسم، در خانه زنان شروع به بحث با مردان خانواده می‏کنند و مقدار مناسب مهریه را به او می‏گویند. حتی او را مجهز به دلایل و شواهدی می‏کنند تا در مراسم برای اقناع طرف مقابل از آن استفاده کند. آیین تعیین مهریه نمونه‏ای است از صحنه‏های نفوذ زنان. و اما زن برای این نفوذ، از راهکارها و تمهیداتی بهره می‏برد که موضوع اصلی مورد بحث ما است.
اما چون زنان در بسیاری از موارد خود در صحنه ظاهر نمی‏شوند، حرفی نزده و درظاهر در قضیه دخالتی ندارند، سبب این تصور در اکثریت مردم گشته که زنان منفعل و بدون قدرت‏اند. به همین دلیل شناسایی نحوه اعمال قدرت از طرف زنان در عرصه‏هایی از خانواده از جمله: عرصه اقتصادی، عرصه تربیت فرزندان، عرصه زناشویی و. هدف این تحقیق می‏باشد. برتراند راسل در کتابش با نام قدرت، از قدرت پشت پرده سخن می‏گوید. او می‏نویسد« در هر سازمان بزرگی که زمامداران قدرت زیادی در اختیار دارند، مردان(یا زنان) کوچکتری هم هستند که با شیوه‏های شخصی خود در رهبران نفوذ می‏کنند» و البته او صفات لازم برای کسب قدرت پشت پرده را متفاوت از صفات لازم برای انواع دیگر قدرت می‏داند.(راسل: ۱۳۷۱، ۷۱)
در اینجا واژه قدرت را به عنوان یک واژه عمومی بکار می‏بریم. در ذیل آن واژه ‏های تخصصی اقتدار، نفوذ، دستکاری و. وجود دارد. شکل خاصی از قدرت موردنظر ما نمی‏باشد. بلکه مهم این است که زنان بر امور در خانواده موثر واقع می‏شوند یعنی آنها را تحت‏تأثیر قرار می‏دهند. حال این تأثیرگذاری ناشی از اقتدار، زورگویی و سلطه باشد و یا ناشی از چانه‏زنی، اقناع و. مهم نحوه تأثیرگذاری و تاکتیک‏ها و نیز سیاست‏های زنان در طی جریان تأثیرگذاری می‏باشد. که حال هدف زن از این تأثیرگذاری تامین منافع شخصی خویش، منافع خانواده پدری‏اش و یا نفع خانواده‏ای که تشکیل داده است باشد. محور اصلی بحث ترفندها، گریزها، سیاست و استراتژی‏هایی است که این زنان در جهت رسیدن به آنچه نفع و مقصود می‏دانند بکار می‏گیرند.
«قدرت پدیده‏ای است که همیشه در زندگی اجتماعی وجود دارد. در همه گروه‏های انسانی برخی افراد اقتدار و نفوذی بیش از دیگران دارند و خودِ گروه‏ها نیز از نظر میزان قدرتشان متفاوتند. معمولاً قدرت و نابرابری رابطه نزدیکی بایکدیگر دارند. قدرتمندان می‏توانند منابع ارزشمند مانند دارایی و ثروت را انباشته کنند و به دست آوردن چنین منابعی به نوبه خود وسیله ایجاد قدرت است.» (صبوری: ۱۳۸۱،‏۲۶)
هرچند به دغدغه اصلی زنان و منبع اصلی موردنزاع آنها و حتی میزان کارایی این روش‏ها نیز پرداخته می‏شود اما اینکه آنچه او نفع خویش تشخیص می‏دهد آیا تشخیص درستی است و اینکه زندگی و انرژی و توان خویش را در جهت توهمی تلف کرده و یا اینکه آیا این روش‏ها اخلاقی و منطقی‏اند یا نه در محور اصلی مباحث ما قرار ندارد و صرفاً در راستای محور اصلی، اشاره‏ای به آنها خواهد شد.
لذا در اینجا اصطلاح کلی استراتژی‏های قدرت به راهکارها، ترفندها، گریزها، رفتارها، اعمال و. در جهت نفوذ، اقتدار، سلطه، قدرت و. اشاره دارد.


شرح مفاهیم
«انسان‌شناسان فمینیست بین قدرت، اقتدار و نفوذ تمایز قائل می‏شوند. به نظر آنان زنان، به لحاظ بینا فرهنگی از برخی شکل‏های قدرت در تصمیم‏گیری اجتماعی برخوردار می‏شوند. ولی از آنجا که فعالیت‏های مردان کانون ارزش فرهنگی است در تمامی فرهنگ‌ها منبع مشروعیت در اعمال قدرت نیز مردان هستند.» (هام وکمپل. ۱۳۸۲:‏ ۳۴۷)
«قدرت خانگی[۴] اما خاصیت یا صفتی در یک سیستم خانوادگی است که براساس آن فرد یا افرادی توانایی(بالقوه یا بالفعل) تغییر رفتار دیگر اعضای خانواده را دارند. منابع قدرت را معمولاً در ارتباط با شاخص‏هایی چون تحصیلات، درآمد، مالکیت، شغل و . می‏دانند.در این حوزه به روابط داخلی افراد و فرایندهایی که در آن قدرت شکل می‏گیرد نظیر تصمیم گیریها، حل مشکلات، حل تضادها و . توجه می‏شود. منابع قدرت ویژگی‏ها یا نهادهایی را در بردارد که موجب تمایز عامل قدرت و تابع قدرت می‏شوند. این منابع شامل شخصیت، مالکیت و سازمان می‏شود.(گالبریت، ۱۳۷۳: ۱۱)
«فرهنگ علوم‏اجتماعی قدرت را این‏گونه تعریف می‏کند: قدرت در کلی‏ترین مفهوم آن عبارت است از:
الف) توانایی(اعمال شده یا نشده) برای ایجاد رویداد معین
ب) نفوذ اعمال شده به وسیله یک فرد یا گروه به هر طریق بر رفتار دیگران در جهات مورد نظر.
این تعریف در واقع از تعریف معروف مارکس و برگرفته شده است که قدرت را«توانایی اعمال اراده خود در یک رابطه اجتماعی معین صرف نظر اینکه مبنای آن توانایی چیست، حتی در برابر مخالفت و به رغم اراده دیگران» تعریف می‏کند.» (صبوری. ۱۳۸۱، ۲۵-۲۴)
«قدرت در معنایی عام قابلیت انجام اعمال مؤثر یا توانایی اثرگذاری مطلوب بر اشیاء یا افراد است.»(ریویر. ۱۳۸۲. ۲۸)
دال در رابطه با قدرت معتقد است که:
«طرف A بر طرف B تا جایی قدرت اعمال می‏کند که بتواند طرف B را به کاری وا دارد که در غیر آن صورت کار مزبور را انجام نمی‏داد.» (Dahl . R , 1957: 203)
«مفهوم اقتدار به وضعیتی اشاره دارد که در آن اعمال کنندگان قدرت از نظر عموم مردم دارندگان به حق با مشروع قدرت پنداشته می‏شوند، بدین سان ، قدرت به تنهایی به مفهوم وضعیتی است که به توانایی کاربرد زور اشاره دارد اما اقتدار ویژگی رضایت را هم در بر دارد.» (صبوری، ۱۳۸۱. ۲۸)
«قدرت به اعمال نفوذ با تکیه بر نوعی مجازات اطلاق می‏شود(کاربرد زور جسمانی، شدیدترین نوع مجازات منفی است)؛ اما اقتدار به اعمال نفوذ مبتنی بر حیثیت شخصی و یا منزلتِ یک سمت اطلاق می‏شود.» (بیتس و پلاگ. ۱۳۷۵: ۶۵۴)
«سیاست ترجمه واژه یونانی Politeia است که یونانی‏ها به آن نظام شهری می‏گفتند. یعنی شیوه‏ سازمان بخشیدن به فرماندهی که در دولت شهرهای یونانی به مفهوم سازمان دهی تمام اجتماع در نظر گرفته می‏شد. این واژه به مفهوم شهروندی، حکومت و شکل حکومت نیز به کاربرده شده است.» (صبوری. ۱۳۸۱، ۲۳)
«واژه سیاست در زبان فارسی به معنای(۱) با داشتن ملک، حکومت، ریاست و داوری (۲) مصلحت، تدبیر و دوراندیشی (۳) قهر کردن و هیبت نمودن (۴) شکنجه، عذاب و عقوبت و مجازات کردن است.» (دهخدا، ۱۳۴۵، ۷۴۲- ۷۴۱)
«خانواده یک گروه زیستی ـ اجتماعی است که حداقل از دو نفر(مرد ـ‏ زن) که با یکدیگر نسبت خونی ندارند تشکیل شده معمولاً خانواده، محلی برای فرزندآوری است و حداقل کارکرد خانواده این است که محیطی را فراهم می‏سازد که در آن نه تنها نیازهای طبیعی افراد برآورده می‏شود بلکه جایگاه اجتماعی ـ فرهنگی فرد نیز تثبیت می‏گردد. شکل جهانی خانواده امروزی به شکل زیستی شامل والدین و فرزندان می‏باشد.(Gould and Lokolb, 1964. 257-259) و دکتر ساروخانی خانواده را این چنین تعریف می‏کنند. «خانواده گروهی است اجتماعی و متشکل از افرادی که دارای روابط سببی(زن-شوهر)، احیاناً نسبی(در صورت وجود فرزندان) و گاه فرزندپذیری با یکدیگرند.»(ساروخانی، ۱۳۷۰: ۱۴۴)
ایدئولوژی«یعنی ارزشها و باورهایی که به تحکیم موقعیت گروه‌های قدرتمندتر به زیان گروه‌های کم قدرت‌تر یاری می‌رسانند. قدرت، ایدئولوژی و تضاد همواره با یکدیگر پیوند نزدیک دارند. بسیاری از ستیزه‌ها به علت پاداشهایی که قدرت می‌تواند به همراه آورد، بر سر قدرت است.»(گیدنز ۱۳۸۱: ۷۶۷)
فضای خصوصی: فضایی که مربوط می‌شود به کوچکترین واحد اجتماعی یعنی خانواده. وقتی از یک خانه یا آپارتمان حرف می‌زنیم با فضای خصوصی سروکار داریم که افراد محدودی به آن رفت و آمد دارند.(فکوهی. ۱۳۸۱ جزوه درس انسان‌شناسی شهری) هیچکس نمی‌تواند بدون رضایت ساکن به محل مسکونی وارد شود. فضای خصوصی از نظر حقوقی حفاظت شده است.

ادامه متن نمونه

پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد – استراتژی ‏های قدرت زنان کُرد

استاد مشاور: دکتر منیژه مقصودی

نگارنده: 

گروه: انسان
شناسی

 
هدف‏ها:
هرچند تاریخ «مردانه» مردم‏شناسی در مقایسه با دیگر علوم بسیار اندک است و بسیار زود مردم‏شناسان زن وارد این علم شده و کار بر روی زنان را شروع کردند، اما در رابطه با زنان کرد خصوصاً در رابطه با مساله قدرت کارهای تحقیقاتی بسیار اندک بوده و آن بخش اندک نیز صرفاً در حد معرفی چند زن کردی بوده که ریاست طایفه و ایل خود را برعهده داشته ‏اند. در مورد زنانی که پُست و موقعیت برجسته‏ای در جامعه خود نداشته‏اند بررسی در این زمینه بوده که این زنان تا چه حد موقعیت فرودستی در جامعه دارند و ظلم‏های رواشده بر آنها را برشمرده‏اند و هیچگاه بازی‏های قدرت میان زن و مرد و استراتژی‏های قدرتشان بررسی نشده است.
«یکی از محققان به نام افلاین (۱۹۹۰) با این ادعا که قربانیان خشونت‏های خانوادگی عمدتاً زنان هستند مخالفت ورزید و اظهار نمود که میزان خشونت اعمال شده به دست مردان بر زنان همانند میزان خشونت اعمال شده به دست زنان علیه مردان است . باید توجه داشت که زنان تنها زمانی اعمال خشونت می‏کنند که بخواهند از خودشان محافظت کنند یا عمل خشونت بار مرد را تلافی کنند، در حالی که مردان معمولاً آغازگر خشونت هستند.» (خسروی، ۱۳۸۳: ۷۱)
«میزان رفتارهای خشونت بار مردان و زنان تا حد زیادی مشابه است، تنها تفاوت مربوط به موقعیت‏هایی است که در آن‌ها اعمال خشونت صورت می‏گیرد.» (همان، ۱۳۸۳: ۷۱)
همیشه از ظلم و زور و قدرت و خشونت اعمال شده بر زنان سخن رفته اما هیچگاه از خشونت، زور، و اعمال قدرت‏های این زنان هیچ سخنی به میان نیامده.
در مورد زنان و مردان، چه به تفاوت‏های بیولوژیک قائل باشیم و چه تفاوت‏ها را ناشی از تفاوت در تربیت‏شان بدانیم، به هرحال نمی‏توان منکر تفاوت میان دو جنس بود. همین تفاوت‏ها سبب می‏شود که واکنش‏ها، برخوردها، رویکردها و رفتار و. این دو جنس از هم متفاوت باشد. هنگامی که تنها براساس خصوصیات یک جنس برای جامعه‏ای که متشکل از هر دوجنس می‏باشد، تصمیم‏گیری و برنامه‏ ریزی کنیم، مشکلات زیادی را برای هر دو جنس و خصوصاً برای جنس نادیده گرفته شده پدید می‏آوریم که این می‏تواند سلامت جسمانی و روانی آنها را به خطر بیاندازد. هرچه شناختمان بیشتر باشد، برخورد صحیح‏تری خواهیم داشت. این تحقیق در راستای هدف کلی‏تر و بلندمدتِ‏ شناخت تفاوت‏های جنبه‏های گوناگون رفتاری و فرهنگی دو جنس نوع بشر است که یکی از مسائل مربوط به انسان، مساله قدرت است که در همه روابط انسانی از جمله در روابط خویشاوندی وجود دارد. هولندر می‏نویسد: «نفوذ و قدرت در همه امور زندگی انسان حضور دارند. در واقع گروه‏ها بدون امکان تأثیرگذاری اعضایشان بر هم، قادر به ایفای نقش خود نیستند.» (هولندر،‏۱۳۷۸:  )
کتاب‌های اندکی که در این زمینه وجود دارند، نوشته‏هایی‏اند مربوط به جوامع دیگر و لذا تطبیق مسائل ذکر شده در آنها براساس فرهنگ ایرانی و حتی خرده‏فرهنگ کردی لازم و ضروری می‏باشد. به همین جهت سعی شد که استراتژی‏های زنان فرهنگ خودی معرفی گردد و در این راستا تحلیلی نیز صورت گیرد که در شناخت،‏ اتخاذ و حتی خلق استراتژی‏های موثر، کمک نماید.
اصلی‏ترین اهداف تحقیق، بررسی شیوه‏های اعمال قدرت زنان است. و جهت‏گیری‏ها نوعاً بر نحوه‌ی دستیابی کنشگر به اهداف دلخواه متمرکز است.
لذا می‌توان اهداف این تحقیق را به طور خلاصه به صورت زیر نوشت:
۱- بررسی و تبین شیوه‌های اعمال قدرت زنان
۲- شناخت از شیوه‌های به کارگیری خشونت و زور
۳- شناخت از زنان کُرد
۴- برنامه‌ریزی‌های درست‌تر با در نظر گرفتن شناخت هر دو جنسیت
ضرورت و اهمیت:
«وجود جامعه‏ای سالم در درجه اول وابسته به وجود نهادهایی سالم با اصول و ضوابط و هنجارهای متناسب با نیازها می‏باشد.» (مهدویی: ۱۳۷۷،‏۳) حضور روزافزون زنان در عرصه‏های اجتماعی و رشد باورهایی چون فمینیسم و تلاش زنان در جهت ارتقاء جایگاه و منزلتشان از یک طرف و از طرف دیگر وجود باورهایی همچون منفعل بودن زنان و بی‏قدرتیشان و. هم زنان و هم مردان را در موقعیت‏هایی متناقض قرار می‏دهد. لذا نشان دادن واقعیت‏ها و آشکار کردن واقعیت بر همگان در سلامت روان هم زنان و هم مردان و پیشگیری از دچار شدن به تضادها و قرارگیری در موقعیت‏های متناقض، موثر خواهد بود. به این ترتیب که هم به مردان یاری می‏رساند که در طی جریان فهم استراتژی‏های زنان به شناخت بهتری از زنان و رفتارهای آنان نائل آمده، لذا برخوردهای صحیح‏تری را در ارتباط با آنان پی‏گیرند و نیز اینکه این تحقیق به نوعی به اشتراک گذاشتن تجربیات زنان است که لزوماً همه زنان از تمامی این روش‏ها آگاهی ندارند (البته باید یادآور بود که نمی‏توان ادعا کرد که به تمامی استراتژی‏های قدرت زنان، توانسته‏ایم دست یابم.) و می‏تواند در آگاهی یافتن از استراتژی‏های دیگر زنان کمک فراوانی نماید و نیز تجزیه و تحلیل این استراتژی‏ها کمکی خواهد بود در جهت اتخاذ استراتژی‏های مفید و نیز خلق استراتژی‏های جدید و اثربخش‏تر کردن رفتارها و استراتژی‏های زنان.
کار بر روی استراتژی‏های اعمال قدرت زنان در خانواده پرده از زوایایی برخواهد داشت که در آن زنان در خانواده و متعاقباً در جامعه اعمال قدرت می‏کنند در حالی که در بسیاری اوقات خود از این امر آگاه نیستند و یا از کارایی این استراتژی‏ها بی‏اطلاع و یا نامطمئن هستند.
آگاه کردن آنان در این مورد که به راستی آنها نیز دارای قدرتند و دارای شیوه‏های خاص و گاه بسیار متفاوت از مردان در اعمال قدرت هستند به آنان کمک خواهد کرد که به آرامش رسیده و صحیح‏تر و با اعتماد به نفس بیشتری در جهت تحقق اهداف‏شان و مشارکت گام بردارند.
۲-۱ پیشینه تحقیق
«آنچه نباید از نظر دور داشت روش‏های لازم کار در قلمرو انسان‏شناسی است. انسان‏شناسی با احاطه به تجربیات کسب شده به دامنه تفکرات خود می‏افزاید تا برای تفسیر اطلاعات جمع ‏آوری شده خلاقیت بیشتری داشته باشد» (عسگری خانقاه، ۱۳۷۳: ۱۶۱)
در طی سالهای اخیر تعداد کتاب و مقالات راجع به زنان و نویسندگان زن بسیار افزایش داشته است. خانم نجم عراقی و همکارانش دلیل امر را به چنین بیان می‏دارند که در دو دهه اخیر«بروز نوعی خودآگاهی زنانه در سطح علنی
تر و گسترده‏تر در جامعه موجب طرح مسائل مربوط به زنان در قالب نوشته‏های متنوع گشته است.» (نجم عراقی، صالحپور، موسوی ۱۳۸۱: ۱۴)
کتاب‌هایی که در زمینه های بسیار متنوع درباره زنان نوشته شده است مانند انواع کتاب‌هایی که آمارهایی را درباره زنان ارائه می‏دهد از آمار تعداد زنان مطلقه تا آمار زنان راه یافته به دانشگاه و زنان مورد تجاوز(حاجی، ۱۳۸۵، زیتگر، ۱۳۸۱، ۱۳۷۸، ۱۳۷۷)، تا کتاب‌هایی که به تحلیل مسائل زنان می‏پردازند حتی در زمینه ورزش،(گرجی، ۱۳۸۱) آرایش و پوشش(رید ، ۱۳۸۰، ضیاپور، ۱۳۴۷، کریمی مجد، ۱۳۷۶، کلنر، ۱۳۷۹) مسائل اقتصادی( کتی، ۱۳۷۷، جهان‏بین، ۱۳۷۶، سفیری، ۱۳۷۷، زنجانی‏زاده، ۱۳۷۲)
امروزه مطالعات در زمینه زنان، وضعیت و مسائلشان و تلاش آنها تا بدانجا چنان پیشرفته که زنان در ایران مانند بسیاری از کشورهای دیگر به بررسی حتی کتب درسی و نقش آنها در تثبیت مرد سالاری و تبعیض بر زنان پرداخته‏اند.(گوتمن، ۱۳۸۰، تندگویان، ۱۳۷۷، افشار نادری، ۱۳۷۵، فریدمن، ۱۳۷۱)
و در حوزه علوم اجتماعی بسیار کتاب‌هایی را از نویسندگان ایرانی و خارجی می‏توان یافت که به مسئله جنسیت و زنان می‏پردازند.(میشل، ۱۳۵۴، گرت، ۱۳۸۰، ابوت و والاس ۱۳۸۵، اعزازی، ۱۳۷۶ نرسیسیانس ۱۳۸۳، درویش‏پور)
که البته به جز این کتاب‌ها، در بسیاری دیگر از کتب در حوزه علوم اجتماعی هر چند کل کتاب به این مسأله ارتباط ندارد اما در آنها می توان به راحتی فصولی را یافت که به بحث و سخن درباره زنان پرداخته‏اند(گیدنز ۱۳۸۱، بیتس وپلاگ ۱۳۷۵، ریترز،۱۳۸۱) و باید تعداد بسیار زیاد آثار منتشر شده فیمینست‏ها و نقد این آثار اشاره کرد که حجم بسیاری زیادی از کتب مورد استفاده و مفید را تشکیل می‏دهند.(فریدمن، ۱۳۸۳، میشل، ۱۳۷۶، کولونتای، (بی‏تاریخ)، لچت، ۱۳۷۸، رید، ۱۳۶۳) با انواع دیدگاه‌های محافظ‏کار تا دیدگاه‌های رادیکال که عده‏ای از آنان معتقد به وجود دورانهای مادرسالاری‏در قرون پیش از تاریخ و در حسرت آن دوران‏اند. به عنوان مثال خانم
«اولین رید» کتابی با نام آزادی زنان نگاشته است. او از دید تاریخی به بازنویسی تاریخ پنهان شده زنان از پیش از تاریخ دوران سرمایه‏داری پیشرفته پرداخته و در این پیمایش تاریخی به ریشه‏های اقتصادی و اجتماعی و نه زیستی ستم به زنان توجه نموده‏ است و آن را برخاسته از برتری‏های بیولوژیکی و یا رابطه میان زن و مرد نمی‏داند و علاوه بر آن نشان می‏دهد که برابر یک میلیون سال تاریخ مادر سالاری تنها پنج‏ هزار سال تاریخ پدرسالاری حاکم بوده و با هم‏آمیزی مادری و کار، نخستین سیستم اجتماعی بشر، دامپروری و کشاورزی پدید آمده است. و در این راستا به کار و نقش تقسیم کار و اثر آن در پیشرفت اجتماعی، انسان‏های ساختگی فرو دستی زنان، و نقد جامعه پیشرفته سرمایه‏داری نیز می‏پردازد.» (رید، ۱۳۸۳: ۱۲)
کتاب شناخت هویت زن ایرانی از جمله کتاب‌هایی است که به بررسی وضعیت زن، در طول دورانهای پیش و پس از تاریخ می‏پردازد و مجموعه‏ ای است که با ارائه اطلاعاتی در خصوص زنان و نمودهای آن، به بحث می‏پردازد و از طریق داده‏های باستان‏شناختی (پیکرک
ها و.) در مورد قدرت زنان سخن می‏گوید. خانم لاهیجی و خانم کار معتقدند«زن بر پایه مدارک و شواهد موجود، در ادوارد دیرینه صاحب قدرت بوده و تواناییهای او در عرصه وسیع اندیشه، الهیات، اقتصاد و سیاست اثر گذاشته است. نمودهای قدرت زنانه گاهی در صورتهای عینی و ملموس مانند پیکرکهای زنانه و نقشها و تصاویر باقی مانده بر ظروف و الواح و کتیبه‏ها که از حفاریها به دست آمده است ظاهر می‏شود و گاهی مظاهر این قدرت در صورتهای فکری و سمبولیک مانند مفاهیم و اشاره هایی که در اساطیر و افسانه‏ها وقصه‏های قدیم و بطور کلی در ادبیات کهن نهفته است خود را آشکار می‏سازد.» (لاهیجی، کار ۱۳۷۱: ۶۹)
زن برسریر قدرت کتابی از محمود طلوعی است که در آن از زندگی کلئو پاترای مصری شروع کرده و در انتها به مارگارت تاچر می‏رسد. در این کتاب نه تنها زنانی را که مستقیماً در رأس حکومت بوده بلکه درباره زنانی هم که به عنوان نایب‏السلطنه یا مادر پادشاه و یا از طریق نفوذ در همسر خود بر مسیر تاریخ کشور خود تأثیر گذاشته‏اند، ‏می‏نویسد.
از همین نویسنده کتاب که در مورد زنانی که در سیاست و تاریخ ایران نقش داشته ‏اند، کتاب از طاووس تا فرح می‏باشد. در این کتاب اسامی این زنان و نیز درباره زندگی برخی از این زنان نوشته شده است. این کتاب در شرح احوال زنان فقیر و یا عادی جامعه ایرانی نیست. این زنان که به دربار شاهی راه می‏یابند حتی اگر از خانواده فقیری بوده باشند، سپس در دربار شاه زندگی به ظاهر راحتی می‏یابند و ما تنها از زندگی آنها در زمانی که در دربار بوده‏اند اطلاعاتی کسب می‏کنیم. البته این بی‏دلیل نیست. زیرا ما حتی درباره مردان غیرسیاسی نیز در تاریخ چیزی نمی‏خوانیم زیرا که تاریخ درباره زندگی و سرنوشت شاهان بوده است و نه مردمان عادی و خارج از حوزه سیاست. در کتاب در مورد چند زن سده اخیر می‏توانیم درباره کودکی آنها نیز مطالبی ببینیم زیرا چند تن از آنها مانند فرح دیبا و یا اشرف پهلوی خود سرگذشت خویش را نگاشته‏اند. در این کتاب در مورد نفوذ زنان در شاهان و بدین طریق تأثیرشان بر مسیر تاریخ می‏خوانیم. از مهربانی و یا سنگدلی آنان می‏خوانیم اما درباره مسئله اصلی ما، یعنی شرح چگونگی نفوذشان در مردان و به دست گرفتن قدرت به ندرت به مطلبی برمی‏خوریم. تنها بطور خلاصه می‏دانیم که بسیاری از این زنان که خود زن و یا صیغه شاه بودند،‏ برای داشتن توجه و محبت شاه، برای شاه دختران زیبایی پیدا کرده و نزد خود تربیت می‏نمودند. این کاری است که حتی اشرف پهلوی برای غافل کردن برادرش از فوزیه همسر شاه انجام می‏دهد. و یا از مهربانی و اعتماد چند تن از زنان اشاره شده است. در مورد مادر ناصرالدین شاه و تأثیرات او بسیار نوشته شده اما اشکال عمده این کتاب‌ها تقلیل تاریخ ایران و بسیاری از مسائل مملکتی ایران و نیز کشورهای دیگر به نفوذ زنان است و تحلیل مسائل به یک حد سطحی بودن می‏رسد.
اما خانم نجم
آبادی درباره تأثیر زن در دوران مشروطیت کتاب ارزشمندی تحت عنوان حکایت دختران قوچان دارد. در این کتاب می
توان درباره دورانی از تاریخ ایران و نقش زن در آن دوران خواند بدون اینکه زیاده
روی بر روی نقش زن در مسائل آن دوران، مشاهده گردد. و همچنین می
توان در این کتاب مشاهده کرد که چگونه قدرت مردسالارانه، سبب شده که امروز چیزی درباره نقش زنان در آن حوادث، ندانیم.
از دیگر کتاب‌ها، توصیه‏هایی به زنان‏اند در راستای اینکه چگونه خانواده آرام و شادتری داشته باشند که این توصیه‏ها توصیه‏هایی مفیدند اما در این کتاب‌ها در مورد مسائل جنسی بسیار گذرا و سطحی حرف زده شده است. حال یا واقعاً نویسنده تا این حد کم به آن پرداخته و یا مترجم مجبور به سانسور شده است. توصیه‏ها در این موارد بسیار تکراری‏اند و از جمله اینکه لباس خواب‏های زیبا و متنوع بپوشید و بیشتر از این وارد بحث نمی‏شود. اما کتاب‌هایی که دقیقاً به رفتارها اشاره می‏کنند مفیدترند. مثلاً این که صرفاً گفته شود همسرتان را درک کنید و به او گوش دهید کافی نیست. بلکه بهتر است رفتار را دقیقاً توصیف کرده و برای کاربرد بهتر از جانب خوانندگان بگوید،وقتی همسرتان با شما حرف می‏زند، روزنامه و تماشای تلویزیون و هر کار دیگری را کنار بگذارید و تمام حواستان به او باشد،‏ تماس چشمی را حفظ کنید، وسط حرفش نپرید،‏ نه اینکه صرفاً‏ گفته شود به حرف‌هایش گوش کنید. زیرا بسیاری از زنان و حتی مردان این توصیه‏ها را شنیده‏اند و سعی در کاربرد آن دارند اما نمی‏دانند یک شنونده خوب دقیقاً چه رفتارهایی انجام می‏دهد. مسئله عدم توضیح دقیق رفتار، در مورد مسائل جنسی د رحداکثر میزان می‏باشد. مثلاً‏ به زنان توصیه می‏شود که در مورد مسائل جنسی پرشور باشند اما هیچ توصیفی نمی‏شود از اینکه یک زن پرشور چه رفتارهایی از خود نشان می‏دهد.
یعنی زنان ما گاه اطلاعات زیادی دارند اما این اطلاعات کاربردی نشده ‏اند و اطلاعاتی که نتوان استفاده کرد، بسیار کم می‏تواند مثمرثمر باشد و نگارنده یکی از راه‏های کاربردی کردن اطلاعات را توصیف دقیق رفتارهای مربوط به آن می‏داند.
برخی از کتاب‌ها مانند کتاب‌های دکتر باربارا دی‏انجلیس و دکتر جان‏گری از کتاب‌های مفید روان‏شناختی در این زمینه‏اند. البته لازم به ذکر است که این کتاب‌ها به بحث قدرت نمی‏پردازند بلکه در راستای زندگی سالم و شاد و آرام نوشته شده ‏اند و به افراد کمک می‏کنند که راحت‏تر همدیگر را درک کرده، مسائل را حل نموده و در کنار هم سالم‏تر و شادتر بزیند که هدف این کتاب‌ها با هدف نهایی در این تحقیق در یک راستا قرار دارند. (دوینگ، ۱۳۷۳، بیکر، ۱۳۷۶، نوابی نژاد، ۱۳۷۸، پاندر ۱۳۸۱) که در تحقیق حاضر نیز از مطالب آنها به طور مستقیم و غیرمستقیم بهره فراوان برده شده است.
و اما کتابی که تا حدودی بیشتر از دیگر کتاب‌ها به مسئله مورد بحث ما پرداخته است و البته در حوزه کتاب‌های روان‏شناسی است، کتابی است به نام زن بودن که خانم دکتر تونی‏ گرنت آن را نگاشته است. تونی گرنت معتقد است که فمینیسم سبب استحاله شخصیت حقیقی زن شده است و بنیان خانواده را به خطر انداخته و او از «دروغ بزرگ آزادسازی» سخن می‏گوید.
دکتر گرنت معتقد به وجود چهار جنبه به نام‏های:
۱- مادونا «بازتابنده محسنات کامل زنانه از لحاظ بردباری، وقار و وفای به عهد»
۲- مادر یعنی حامی و سرپرست نه تنها فرزندان که سایر خویشاوندان و دوستان مونث و مردان زندگیش
۳- آمازون شدیداً دارای تمرکز حواس و فزون‏خواه، متکی به نفس، ارتباطش با مردانِ زندگیش در قالب رفیق و همکار و رقیب و بالاخره
۴- جنبه معشوقه یعنی «زنی که در روابط شخصی خود با مرد در سطوح مختلف عقلانی، عاطفی و جنسی پیش از هرچیز دارای نقش تعیین‏کننده و فعال است. معشوقه، با مردش به نوعی همخوانی می‏کند ولی هرگز دست به سینه او نیست. معشوقه، جنبه‏ای از زن است که مردان همواره آن را ستایش و تحسین کرده ‏اند.» (گرنت، ۱۳۸۱، ۶)
تونی گرنت می‏خواهد کمک کند که زنان در عین اینکه بتوانند در عصر انقلاب صنعتی ایفا نقش کنند اما ویژگی‏های زنانه شخصیت‏شان را نیز حفظ کنند. او می‏خواهد کمک کند زن چهار جنبه شخصیتش را با هم و در حد تعادل داشته باشد.
تونی گرنت معتقد به تفاوت‏های روان‏شناختی و زیست ‏‏شناختی میان دو جنس است که این تفاوتها را هم صرفاً ناشی از آموزش و یادگیری نمی‏داند. مثلاً عشق را مشغله ذهن زنانه می‏داند تا مردانه. اما این تفاوت‏ها را فرهنگی نمی‏داند. (گرنت، ۱۳۸۱)
او در این کتاب به زنان کمک می‏کند تا زندگی مشترکشان دوام یابد. و برای این امر در کتاب خود سعی بر آن دارد که به زنان کمک کند که زنانگی گم‏شده‏شان را، «به ویژه جنبه‏های مادر، مادونا و معشوقه شخصیتش را بازیابد.» (گرنت، ۱۳۸۱، ۱۳) زیرا به نظر او زن امروزی در غرب بیشتر جنبه آمازون خویش را پرورده، طوری که به «مردی بدلی» تبدیل شده است.
دکتر گرنت در این کتاب توصیه‏های بسیار مفیدی به خوانندگان خود می‏کند که شبیه این توصیه‏ها را در سخنان مصاحبه‏شوندگانم یافتم که البته آنها به زبان خود و نه یک زبان علمی در این‏باره سخن می‏گفتند. مثلاً‏ گرنت به زنان توصیه می‏کند که نوار بهداشتی و دیگر وسایل زنانه خود را در هرجا پرت نکنند و بدین‏گونه از فاش رازهای زنانه خود جلوگیری کنند. که این کارها از جذابیت زن می‏کاهد. زیرا زن برای مرد موجودی پررمز و راز بوده و یکی از دلایل جذب مرد به زن همین رازآمیزی زنان می‏باشد که در صورت از دست دادن این حالت، مردشان را نیز از دست می‏دهند. زنان مورد مصاحبه نیز بسیار به موارد این چنینی اشاره کرده ‏اند. مثلاً  آنها حتی از این سخن گفته‏اند که بهتر است جلوی شوهرتان آرایش نکنید. بهتر است او نتیجه کار را ببیند و نه فرایند کار را. زیرا دیدن فرایند، از رازگونگی و جذابیت امر می‏کاهد.
از کسانی که به زندگی خانوادگی پرداخته و مسأله اقتدار در خانواده را بررسی کرده هورکهایمر است. مارکس هورکهایمر در مقاله‏ای مشهور با نام خانواده و اقتدار ‏در دوران معاصر، به خصوص بر روی روش‏های اقتداری پدر خانواده تأکید کرده و با توجه به پیشینه‌ی تاریخی اقتدار، وجود آن را در حال حاضر در خانواده مضر تشخیص داده و در مقاله خود می‏نویسد، از میان تمام نهادهای اجتماعی که فرد برای قبول اقتدار(یا دیکتاتوری در سطح اجتماعی) آماده می‏سازد، خانواده در مقام اول قرار دارد. خانواده به عنوان یکی از مهم‏ترین قدرتهای تربیتی از شخصیت انسانها مراقبت می‏کند و این عمل را همان‏گونه انجام می‏دهد که زندگی اجتماعی آن را می‏خواهد. در دوران معاصر از اهمیت خانواده به عنوان یک واحد اساسی اقتصادی کاسته شده است، اما هنوز بر روی خانواده به صورت نهادی سنتی، با شیوه‏های سنتی تأکید می‏شود. اما از آنجا که پدران امروزی دارای اقتدار واقعی نیستند، زیرا خود در جامعه تحت اقتدار دیگری قرار دارند(در روابط کاری) بنابراین کودکان در سنین نوجوانی به عدم اقتدار واقعی پدر خود پی می‏برند. نوجوان از لحاظ شخصیتی دارای تصویری از«قدرت خود کامه» می‏شود اما از آنجا که پدر نمایشگر این تصویر نیست و جوان در انتظار یک پدر قوی و قدرتمند، یک ابر ـ پدر است، به راحتی تابع جهانبینی‏هایی چون فاشیسم می‏شود. (Horkheimer 1977:85) به عقیده هورکهایمر، وجود اقتدار در خانواده تنها باعث می‏شود که کودک اطاعت و سر فرو آوردن در برابر فرد قدرتمند و خصومت نسبت به ضعفا، افراد تحت ستم و گروه‏های خاصی را یاد می‏گیرد.» (هورکهایمر به نقل از اعزازی: ۱۳۷۶،‏۱۹ـ۲۰)
و آندره میشل در تحقیقی در سال ۱۹۹۶ به این نتیجه می
رسد که ”شاغل بودن زن در فعالیت
های اقتصادی معتبر عامل مهمی در بهبود توازن قدرت بین زوجین می
باشد. (سگالین، ۱۳۷۰: ۲۴۷)
اما در اینجا به آثاری اشاره می
کنیم که بیشتر به موضوع مورد بحث ما پرداخته
اند و در آنها رویکرد انسان
شناسی را می
توان مشاهده کرد.
عذرا شالباف در تحقیقی که بر روی تأثیر تحصیلات زن بر توزیع قدرت در خانواده انجام داده است در بخش نتیجه
گیری می
نویسد: ”با افزایش سطح تحصیلات زنان، به میزان متوسطی قدرت تصمیم
گیری آنان در حوزه
های مختلف زندگی خانوادگی یعنی حوزه
های اقتصادی، اجتماعی، رسیدگی به امور فرزندان، امور خانگی و امور مربوط به باروری و تولید مثل بالا می
رود. از سوی دیگر هرچه تفاضل تحصیلات زن و مرد به سمت صفر تمایل یابد و به نفع زن رو به مثبت رود روابط قدرت در خانواده توزیع برابرانه
تر می
یابد و نقش
ها تقسیم شده و روابط داخلی خانه به سمت تقارن می
رود“. (شالباف، ۱۳۸۰: ۱۲۵)
هاله لاجوردی در پایان
نامه خود با عنوان ”ساختار قدرت در خانواده“ که با بهره گرفتن از روش
های تحقیق در جامعه
شناسی انجام داده
اند چنین نتیجه
گیری کرده
اند که تفاوت رده منزلتی شغل زوجین و موقعیت برتر طبقاتی هریک از زوجین، میزان تحصیلات و نیز ویژگی شخصیتی اقتدار طلبی می
تواند بر موازنه
 قدرت در خانواده تأثیر بگذارد. (لاجوردی به نقل از مجرب، ۱۳۸۱).
و خانم پراوانه دانش در پایان 
نامه
ای که در آن تأثیر اشتغال مادران بر هرم قدرت را بررسی کرده
 می
گوید:
”به طور کلی می
بینیم که قدرت زنان در امور اقتصادی خانواده، امور مربوط به فرزندان، کنترل روابط خویشاوندان افزایش یافته و زنان به مشارکت با مردان در تصمیم
گیری در این امور رسیده
اند. (دانش، ۱۳۷۱، ۲۹۶)
کتابی که به قلم یک نویسنده ایرانی و با رویکرد مردم‏شناسانه نگاشته شده است کتاب ”زن و قدرت“ اثر پردیس قندهاری است.«کتاب زن و قدرت را می‏توان در حوزه مردم‏شناسی فرهنگی و جنسیت طبقه‏بندی کرد، چرا که در این تحقیق به خوبی می‏توان نگرش‏های افراد جامعه مورد بررسی(زنان) را در مورد جنسیت و مفهوم زنانگی و مردانگی(که از مفاهیم اساسی در حوزه انسان‏شناسی و مردم‏شناسی جنسیت است) و تحول آن را در گذر زمان دریافت. در این تحقیق سعی شده جغرافیای روابط قدرت در خانواده(بر مبنای قدرت تصمیم‏گیری) ترسیم شود. این جغرافیا به سه حوزه کلی تقسیم می‏شود که با یکدیگر تعامل و رفتار متقابل دارند. منشأ مصادیق و شیوه‏های اعمال قدرت در هر حوزه نیز چون پارامترهای معین شده‏ای که افراد را در فضای تصمیم‏گیری قرار می‏دهد، مورد توجه و سئوال قرار گرفته است.» (قندهاری: ۱۳۸۲،‏۱۰) او تحقیقش را بر روی سه نسل و یک خانواده تهرانی با منشأ روستایی در منطقه شمیران انجام داده است. کتاب‌هایی به قلم نویسندگان خارجی هست که آنها هم یا در مورد جامعه خود نوشته‏اند و یا به صورت کلی و انتزاعی به مسئله قدرت پرداخته‏اند. اما هیچکدام از کتاب‌ها مستقیماً به مسئله استراتژی‏های قدرت زن نپرداخته بودند. مثلاً در کتاب «زنان چگونه به قدرت می‏رسند؟» رژه گارودی می‏نویسد که زن‏ها در جامعه با مردان مقام برابر ندارند، لذا برای کسب قدرت باید کارهایی بکنند، مثلاً در راس تمام اشکال سازمان‏های مبارزاتی آزادی‏خواهی قرار گیرند. این کتاب مانند بسیاری از کتاب‌های دیگر پر از باید و نبایدها است و اما اینکه طی چه روندی زنان می‏توانند به راس سازمان‏های مبارزات آزادی‏خواهی دست یابند سخنی نمی‏گوید و این کتاب در سطح مسائل کلان اجتماعی زنان است و نه در سطح فرد و حوزه خصوصی یعنی خانه و خانواده.
رابر بلود و دنالد ولف در تحقیقی چنین نتیجه‏ گرفته‏اند که«برتری در تصمیم‏گیری با فردی است(مرد یا زن) که درآمد بیشتری دارد: تربیت، تحصیلات و درآمد مناسب، برتری قابل ملاحظه ‏ای در روابط زناشوئی برای فرد بوجود می‏آورد.» (میشل: ۱۳۵۴،‏۱۷۸)
در مورد زنان کرد بسیار کمتر از این می‏توان به مطلبی دست یافت. و اگر مطلبی هست درباره زنان فقیر و ظلم رواشده بر آنان است. اما در اینجا ما بر توانایی‏های زنان تمرکز داریم نه مشکلات و به زنان عادی جامعه می‏پردازیم و در مورد زنان طبقه متوسط می‏نویسیم که در میان زنان سه طبقه اجتماعی کمتر بر آن تحقیق عمیقی با رویکرد مردم‏شناسانه صورت گرفته است. و در مورد کُردها، کتاب‌های زیادی به زبانهای مختلف از جمله به زبان فارسی نگاشته و یا ترجمه شده است. تعداد زیادی از این کتب به مسائل سیاسی و تاریخی کردها می
پردازند.(مک
داول ۱۳۸۰ ، 
کینان ۱۳۷۲، 
ادموندز ۱۳۷۶).
اما با تأسف کتاب‌های در مورد زنان حداقل به زبان فارسی بسیار کمیابند. و اگر هم نوشتاری هست، در آنها تحلیل
های عمیق به چشم نمی
خورد. به عنوان نمونه







 می
توان به نوشته
های دکتر رویا طلوعی اشاره کرد که نوشته
های ایشان در حد نوشته
های سطحی و ژورنالیستی و فاقد چارچوب نظری و تحلیل می
باشد.
و یا می
توان به زنان دیگری مانند خانم مهپاره ابراهیمی و بیان عزیزی و نسرین خانزادی اشاره کرد.
در کتابی با نام گزیده
ای از زنان نامدار کُرد می
توان نام تعدادی از زنان کُرد را دید که در مورد هر کدام در حد یک پاراگراف توضیحی داده شده است.
همچنین خانم فریدهامین
الاسلام در زمینه زنان کارهای تحقیقاتی انجام داده
اند که داده
های آماری نسبتاً خوبی ارائه می
دهد هر چند که کارهای ایشان نیز بسیار روشمند نیست اما از

پایان نامه زیست شناسی : وضعیت تنوع ژنتیکی جدایه­ های ویروس ایکس سیب­ زمینی

عنوان صفحه
چکیده ۱
مقدمه ۲
فصل اول: مروری بر تحقیقات گذشته
۱- گیاهشناسی سیب زمینی ۴
۱-۱) برگ ۴
۱-۲) ساقه ۴
۱-۳) غده ۵
۱-۴) جوانه ۵
۱-۵) ریشه ۵
۱-۶) گل ۵
۲- ارقام سیب زمینی ۵
۲-۱) رقم‌هاى خیلى ‌زودرس و زودرس ۵
۲-۲) رقم­‌هاى متوسط رس یا میان‌رس ۶
۲-۳) رقم­‌هاى دیررس ۶
۳- تاریخچه ۷
۴- مواد موجود در سیب زمینی ۸
۵- مراحل کشت سیب زمینی ۸
۵-۱) آماده کردن زمین برای کاشت سیب­زمینی ۸
۵-۲) آماده‌کردن غده­‌ها براى کاشت سیب­زمینی ۹
۵-۳) کاشتن غده­‌ها ۱۰
۵-۴) آبیاری سیب زمینی ۱۱
۵-۵) کوددهی سیب­زمینی ۱۱
       5 -6) وجین کردن و خاک دادن سیب­زمینی ۱۲
۵-۷) برداشت ۱۳
۶- مراحل پس از برداشت و فرآوری سیب زمینی ۱۴
۷- اهمیت اقتصادی سیب­زمینی ۱۵
۸- ویروس­های بیماریزای سیب­زمینی ۱۷
۹- ویروس ایکس سیب­زمینی Potato virus X ۲۰
۹-۱) آرایه­بندی ۲۰
۹-۲) علائم ۲۱
۹-۳) دامنه میزبانی طبیعی ویروس ایکس سیب­زمینی ۲۲
۹-۴) گونه های میزبانی بکار رفته جهت تشخیص PVX ۲۳
۹-۵) انتقال و انتشار ویروس ۲۳
۹-۶) پراکنش جغرافیایی ۲۴
۹-۷) خصوصیات ژنوم ۲۴
۹-۸) خصوصیات پیکره ویروس ۲۶
۹-۹) تکثیر ویروس ایکس سیب­زمینی در گیاه ۲۷
۹-۱۰) تنوع ژنتیکی ویروس ایکس سیب­زمینی ۲۸
۱۰- روش­های ردیابی ویروس ایکس سیب­زمینی ۳۰
۱۰-۱) سرولوژی ۳۰
۱۰-۲) بررسی­های مولکولی واکنش زنجیره­ای پلی­مراز Polymerase Chain Reaction (PCR) ۳۲
۱۱- مطالعات انجام شده در ایران ۳۷
۱۲- هدف از این تحقیق ۴۰
فصل دوم:مواد و رو ش­ها
۱- جمع آوری نمونه از مزارع سیب­زمینی ۴۲
۲- آزمون الایزا Enzyme-Linked Immunosorbent Assay- ELISA)) ۴۲
۲-۱) تهیه بافرها ۴۲
۲-۱-۱) بافرفسفات پتاسیم(PH, 7.4), (phosphate buffered saline-PBS) ۴۳
۲-۱-۲) بافر پوششی کربنات سدیم(PH, 9.6) , (Coating buffer) ۴۳
۲-۱-۳) بافر شستشو (PH,7.4),(Washing buffer) ۴۳
۲-۱-۴) بافر عصاره گیری (PH,7.4),(Extraction buffer) ۴۳
۲-۱-۵) بافر ترکیب پادتن-آنزیم (PH,7.4),(Conjugate buffer) ۴۳
۲-۱-۶) بافر زمینه (سوبسترا)(PH, 9.8),(Substrate buffer) ۴۴
۳- بررسی­های گلخانه­ای ۴۵
۴- بررسی انتقال ۴۶
۴-۱) بررسی انتقال با سس ۴۶
۴-۲) انتقال با تماس ۴۶
۵- بررسی خصوصیات مولکولی ۴۶
۵-۱) استخراج آر.ان.ای (RNA Extraction) ۴۶
۵-۲) واکنش زنجیره­ای پلی­مراز به روش رونوشت برداری برگردان (RT-PCR) ۴۸
۵-۲-۱) مرحله رونوشت برداری برگردان (Reverse transcriptase) ۴۸
۵-۲-۲) مرحله واکنش زنجیره ای پی. سی. آر ۴۸
۵-۳) مشاهده محصول واکنش ۴۹
۵-۴) خالص سازی قطعات تکثیر شده ۴۹
۵-۴-۱) جدا کردن قطعه ژل حاوی DNA تکثیر شده ۴۹
۵-۴-۲) حل کردن قطعه ژل و آزاد شده قطعه DNA ۴۹
۵-۴-۳)رسوب دادن DNA ۵۰
۵-۴-۴)شستشوی رسوب با بافر شستشو ۵۰
۵-۴-۵) حل شدن DNA در آب ۵۰
۵-۶) آنالیز تبارازیی ۵۱
۶- خالص سازی ویروس PVX ۵۳
۷- اسپکتروفتومتری و تعیین غلظت ویروس جدا شده در آموده های(پرپارسیون) خالص شده ۵۵
فصل سوم:نتیجه گیری
۱- بررسی علائم آلودگی­های موجود روی سیب زمینی ۵۶
۱-۱) علائم آلودگی روی سیب زمینی ۵۶
۱-۲) نشانه­ های آلودگی روی گوجه فرنگی ۵۷
۲- آزمون بیولوژیکی (واکنش گیاهان محک در مقابل عصاره حاوی ویروس ایکس) ۵۸
۲-۱) گل تکمه­ایی Gomphrena globosa L. ۵۸
۲-۲) داتوره Datura stramonium ۵۹
۲-۳) سلمکChenopodium amaranticolor ۵۹
۲-۴) توتون Nicotiana glutinosa L ۶۰
۲-۵) توتون Nicotiana tabacum. cv. White Burley ۶۰
۲-۶) توتون Nicotiana tabacum. cv. Samsun ۶۱
۲-۷) گوجه فرنگی Lycopersicum esculentum Mill ۶۱
۲-۸) لوبیا Phaseolus vulgaris L.cvBountiful ۶۱
۲-۹) باقلا. Vicia faba ۶۱
۲-۱۰) ماش. Vicia sativa L. ۶۲
۲-۱۱) دامنه میزبانی و علائم ۶۲
۳- درجه حرارت غیر فعال شدن (TIP) ۶۳
۴- آخرین حد رقت (DEP) ۶۳
۵- پایداری ویروس در شرایط آزمایشگاه (LIV) ۶۳
۶- مطالعه روش های انتقال ۶۳
۶-۱) انتقال با سس ۶۳
۶-۲) انتقال با تماس ۶۳
۷- خالص سازی ۶۳
۷-۱) روشShepard, 1972 ۶۳
۷-۲) روشFribourg,1975 ۶۴
۷-۳) روشMoreira, 1980 ۶۵
۸- تعیین پراکنش ویروس بر اساس آزمون الایزاELISA ۶۵
۹- بررسی خصوصیات مولکولی ۷۲
۹-۱) نتایج حاصل از استخراج آر.ان.ای کل گیاه (RNA Extraction) ۷۲
۹-۲) نتایج واکنش رونوشت برداری برگردان زنجیره­ای پلی­مراز
(RT-PCR)
۷۳
۱۰) آنالیز تبازایی ۷۴

 

فصل چهارم:بحث، نتیجه گیری و پیشنهادات ۷۶
فهرست منابع فارسی ۸۴
فهرست منابع انگلیسی ۸۵
چکیده انگلیسی ۹۶
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول۱-۱ اسامی ویروس های سیب زمینی 18
جدول ۱-۲ مقایسه بین ELISA, PCR, IC-PCR, RT-PCR-ELISA ۳۵
جدول۱-۳ توالی آغازگرهای استفاده شده برای سنتز cDNA جهت ردیابی ویروس ایکس سیب­زمینی ۳۷
جدول۲-۱ منطقه و تعداد نمونه های جمع آوری شده از مزارع سیب زمینی در همدان ۴۲
جدول۲-۲ گیاهان میزبانی که برای مایه زنی ویروس ایکس سیب زمینی استفاده شد ۴۵
جدول۲-۳ آغازگرهای استفاده شده در آزمون RT-PCR ۴۹
جدول۲-۴ لیست توالی‌های کامل پروتئین پوششی PVX موجود در بانک ژن که برای مقایسه با جدایه‌های ایرانی مورد استفاده قرار گرفته‌اند ۵۲
جدول۳-۱درصد نمونه های علائم دار جمع آوری شده از مزارع همدان ۵۷
جدول۳-۲ علائم ویروس ایکس بروی گیاهان محک ۶۲
جدول ۳-۳ درصد آلودگی به چهار ویروس PVX، PVY، PVS و PLRV در مناطق بهار، رزن و کبودرآهنگ ۶۵
جدول۳-۴ درصد آلودگی همزمان در مزارع استان همدان ۶۶
فهرست نمودارها
عنوان صفحه
نمودار۱-۱ توزیع میزان تولید سیب زمینی در استانهای کشور ۱۶
نمودار۳-۱(Shepard, 1972) Ultraviolet- absorption spectra PVX preparation ۶۴
نمودار۳-۲(Fribourg,1975)   Ultraviolet- absorption spectra PVX preparation ۶۴
نمودار۳-۳ Ultraviolet- absorption spectra PVX preparation(Moreira,1980) ۶۵
نمودار۳-۴ نمودار ۳-۴درصد آلودگی در مزارع سیب زمینی منطقه بهار ۶۸
نمودار۳-۵ درصد آلودگی در مزارع سیب زمینی در منطقه رزن ۶۹
نمودار۳-۶ درصد آلودگی مزارع سیب زمینی در منطقه کبودر آهنگ ۷۱
نمودار۳-۷ درصد آلودگی ویروس های سیب زمینی در مزارع سیب زمینی استان همدان ۷۲
  فهرست اشکال
عنوان صفحه
شکل۱-۱ ویروس PVX همراه با ویروس TMV حالت هم افزایی داشته و علائم شدید Double streak را ایجاد می­ کند ۲۱
شکل۱-۲ گیاه سیب زمینی آلوده به ویرو س ایکس سیب زمینی با علائم موزاییک ۲۲
شکل۱-۳ مدل حرکت Potexivirus ۲۶
شکل۱-۴ مقایسه حساسیت روش های RT-PCR(A) و DAS-ELISA (B) برای ردیابی ویروس ایکس سیب زمینی ۳۴
شکل ۳-۱ علائم موزائیک و نکروز در بوته سیب زمینی آلوده به دو ویروس ایکس و وای سیب زمینی ۵۷
شکل ۳-۲ نمونه گوجه فرنگی مشکوک به علائم ویروسی ۵۸
شکل۳-۳ لکه های نکروز، ۱۵ روز پس از مایه زنی عصاره حاویPVX روی گل تکمه ایی ۵۸
شکل۳-۴ لکه های سبز روشن پس از ۱۰ روز مایه زنی عصاره حاویPVX روی داتوره ۵۹
شکل۳-۵ ظهور لکه های سبزرد( کلروتیک) (سمت راست) و سپس سیستمیک در گیاه سلمک (سمت چپ) ۵۹
شکل۳-۶ لکه­های سبزرد (کلروتیک) و موزاییک روی برگ N.glutinosa L مایه زنی شده توسط عصاره حاویPVX ۶۰
شکل۳-۷علائم پیسک (ماتل)و رگبرگ روشنی روی Nicotiana tabacum. cv.White Burley مایه زنی شده توسط جدایه PVX ۶۰
شکل۳-۸ علائم لکه های کلروز و نکروز سیستمیک در گیاه گوجه فرنگی ۱۲ روز بعد از مایه زنی توسط PVX ۶۱
شکل۳-۹ علائم زردی و موزائیک روی برگ­های ماش مایه زنی شده توسط عصاره حاویPVX ۶۲
شکل۳-۱۰ عکس از باند حاصل شده ازRNA استخراج شده بروش Tri-Reagent ۷۳
شکل ۳-۱۱ الکتروفورز محصولات PCR مربوط به تکثیر پروتئین پوششی با بهره گرفتن از آغازگرهای اختصاصی، در ژل آگاروز یک درصد ۷۴
شکل ۳-۱۲ درخت تبارزایی جدایه‌های ایرانی PVX با سایر جدایه‌ها که با روش NJ و ۱۰۰ مرتبه bootstrap بدست آمده است. ۷۵

چکیده:
ویروس ایکس سیب­زمینی (Potato virus X- PVX) گونه شاخص جنس Potexvirus از خانواده Alfaflexiviridae می­باشد. طی سال های ۱۳۸۹ و ۱۳۹۰، از مناطق کشت اصلی سیب زمینی در استان همدان بازدید و نمونه برداری انجام گرفت. مجموعاً ۴۵۶ نمونه برگی (تعداد ۱۳۲ و ۳۲۴ نمونه بترتیب علائم­دار و تصادفی) از ۹ مزرعه واقع در مناطق بهار، کبودرآهنگ و رزن جمع آوری گردید. نتایج آزمون الایزا با بهره گرفتن از آنتی بادی اختصاصی (بیوربا-سویس) نشان دهنده آلودگی ۴۲ نمونه با ویروس ایکس سیب زمینی بود. بر اساس آزمون الایزا میزان وقوع آلودگی به این ویروس به ترتیب کاهش در مناطق بهار، رزن و کبودرآهنگ تعیین گردید. برای تایید نتایج حاصل از آزمون سرولوژیکی از روش های بیولوژیکی و مولکولی استفاده شد. مطالعه دامنه میزبانی جدایه های ایرانی ویروس ایکس سیب زمینی با بهره گرفتن از گیاهان محک مختلف، تفاوتی نشان داد. همچنین در این تحقیق ناحیه ژن پروتئین پوششی ویروس بطول حدود ۷۵۰ جفت باز با بهره گرفتن از آغازگر های اختصاصی تکثیر گردید. آنالیز تبارزایی با بهره گرفتن از توالی کامل پروتئین پوششی دو جدایه ویروس شامل Iran H1 و Iran H2 با توالی‌های مربوط به جدایه های خارجی PVX موجود در بانک ژن نشان داد که جدایه های ایرانی در گروه اروپا-آسیا (Eurasia) قرار می گیرند. در درخت تبارزایی جدایه های تعیین توالی شده در این بررسی با جدایه ویروس ایکس جدا شده از نخود (Pisum sativum) در یک شاخه مستقل و نزدیک بهم قرار گرفتند. طول کامل توالی پروتئین پوششی ۷۱۴ نوکلئوتید بود که پروتئینی با ۲۳۷ اسیدآمینه تولید می نماید. این نتایج با نتایج بدست آمده در مورد سایر جدایه های این ویروس از مناطق دیگر دنیا مطابقت دارد. هر چند که جدایه های ایرانی مورد مطالعه در گروه اروپا-آسیا قرار می گیرند ولی هنوز مشخص نیست که آنها جدایه های غالب این ویروس در ایران باشند. برای این منظور لازم است تا جدایه های بیشتری از این ویروس از مناطق خاورمیانه و سایر کشورها تعیین توالی شوند. هر چند بر اساس مطالعات ما این اولین گزارش از آنالیز تبارزایی این ویروس جدا شده از سیب زمینی از ایران

پایان نامه بررسی تطبیقی معاونت در جرم

عنوان:

بررسی تطبیقی معاونت در جرم

در حقوق کیفری ایران و لبنان

استاد راهنما:

جناب آقای دکتر محمد حسن حسنی

استاد مشاور:

جناب آقای دکتر سید محمود مجیدی

تکه هایی از متن به عنوان نمونه :

فهرست مطالب

عنوان صفحه
چکیده فارسی ۱
مقدمه ۲
الف) بیان موضوع ۲
ب) سؤالات تحقیق ۲
پ) فرضیه ­های تحقیق ۳
ج) اهداف و کاربرد­ها ۳
ح) روش تحقیق ۳
ی) معرفی پلان ۴
بخش­نخست: ماهیّت، پیشینه­ومبانی­معاونت درجرم در حقوق ایران ولبنان
فصل نخست: ماهیّت وپیشینه معاونت در جرم ۵
مبحث اول: ماهیّت معاونت در جرم ۵
گفتار اول: تعریف معاونت در جرم ۵
بند اول: تعریف لغوی ۶
بند دوم: تعریف حقوقی ۶
الف) معاونت درجرم از نظرگاه حقوقدانان ایران ۶
ب)معاونت درجرم از نظرگاه حقوقدانان لبنان ۷
گفتار دوم:تمییز معاونت درجرم ازمفاهیم مشابه ۹
بند اول: تمییز معاونت از مباشرت درجرم ۹
بند دوم: تمییز معاونت از مشارکت درجرم ۱۱
بند سوم: تمییز معاونت ازشرط،سبب­وعلت جرم ۱۴
مبحث دوم: سیرتقنینی معاونت درجرم ۱۸
گفتار اول: سیرتقنینی معاونت درجرم در ایران ۱۸
بند اول: قانون مجازات عمومی ۱۳۰۴ ۱۸
بند دوم: قانون مجازات عمومی اصلاحی ۱۳۵۲ ۱۸
بند سوم: قانون راجع به مجازات اسلامی ۱۳۶۱ ۱۹
بند­چهارم: قانون­مجازات اسلامی ۱۳۷۵ – ۱۳۷۰ ۱۹
گفتار دوم: سیر تقنینی معاونت درجرم در لبنان ۲۱
فصل دوم: مبانی­مجرمیّت معاونت درجرم ۲۲
مبحث اول: مبانی فقهی ۲۲
گفتار اول: قاعده حرمت اعانت براثم ۲۲
گفتار دوم: ادّله­حرمت اعانت براثم ۲۳
بند اول: کتاب ۲۳
بند دوم: سنت ۲۴
بند سوم: عقل ۲۵
مبحث دوم: مبانی حقوقی ۲۶
گفتار اول: استعاره مجرمیّت ۲۶
بند اول: مفهوم استعاره مجرمیّت ۲۷
الف) استعاره مطلق ۲۸
ب) استعاره نسبی ۲۸
بند دوم: آثار استعاره مجرمیّت ۲۹
الف) تأثیرعوامل موجهّه جرم مباشر ۲۹
ب) تأثیرعوامل رافع مسئولیت مباشر ۳۰
ج) تأثیرکیفیّات­ مخفّفه­یا مشدّده­­جرم ومباشر ۳۱
د) تأثیرعوامل سقوط مجازات مباشر ۳۴
۱- گذشت شاکی خصوصی ۳۲
۲- عفو عمومی ۳۵
۳- عفو خصوصی ۳۶
۴- مرورزمان مجازات ۳۶
۵- فوت مباشر ۳۷
گفتار دوم: استقلال در مجرمیّت ۳۸
۱- مفهوم استقلال در مجرمیّت ۳۸
۲- مصادیق قانونی استقلال در مجرمیّت ۳۹
بخش دوم: پیش شرط­ ها ومجازات معاونت درجرم درایران ولبنان
فصل اول: پیش شرط های عینی معاونت درجرم ۴۱
مبحث اول: رفتارمجرمانه ۴۱
گفتار اول: رفتارمجرمانه مباشر ۴۱
بند اول: جرم بودن رفتار اصلی ۴۱
بنددوم: ارتکاب­یافتن­رفتار مجرمانه­توسط مباشر ۴۳
۱- معاونت در جرم عقیم­ومحال ۴۳
۲- معاونت در شروع به جرم ۴۴
۳- معاونت در جرم تام ۴۵
گفتار دوم: رفتار معاون ۴۵
بند اول : ماهیّت رفتار معاون ۴۵
الف) فعل­وترک فعل ۴۶
۱- فعل ۴۶
۲- ترک فعل ۴۶
ب) حصری یا تمثیلی بون رفتار معاون ۴۸
۱- دیدگاه حصری بودن ۴۸
۲- دیدگاه تمثیلی بودن ۴۸
بند دوم: مصادیق رفتار معاون ۴۹
۱- مصادیق عام ۴۹
۱-۱ – تحریک ۴۹
۲-۱- ترغیب ۵۳
۳-۱- تهدید ۵۴
۴-۱- تطمیع ۵۴
۵-۱- دسیسه و فریب و نیرنگ ۵۵
۶-۱- تهیه وسایل ارتکاب جرم ۵۶
۷-۱- ارائه طریق ارتکاب جرم ۵۷
۸-۱- تسهیل وقوع جرم ۵۸
۲- مصادیق خاص ۵۹
۱-۲- اکراه درقتل ۵۹
۲-۲- امربه قتل ۶۰
۳-۲- امساک­درقتل ۶۱
۴-۲- نظارت و نگهبانی در قتل ۶۲
مبحث دوم: رابطه سببیّت عرفی میان رفتار معاون و مباشر جرم ۶۳
گفتار اول: مفهوم رابطه سببیّت عرفی ۶۳
بند اول: رابطه سببیّت مستقیم ۶۳
بند دوم: رابطه سببیّت غیر مستقیم ۶۴
گفتار­دوم: تقدّم یا تقارن­رفتار معاون­و مباشر جرم ۶۶
بند اول: دیدگاه اشتراط تقدّم یا تقارن ۶۶
بند دوم: دیدگاه عدم اشتراط تقدّم یا تقارن ۶۷
الف) رفتارمعاون پیش از جرم مباشر ۶۷
ب) رفتار معاون مقارن با جرم مباشر ۶۸
ج) رفتار معاون پس از جرم مباشر ۶۸
فصل دوم: پیش شرط های­ذهنی­معاونت در جرم ۷۰
مبحث اول: علم و آگاهی ۷۰
گفتار اول: علم به حکم ۷۰
گفتار دوم: علم به موضوع ۷۰
مبحث دوم: قصد مجرمانه ۷۱
گفتار اول:­بررسی­دیدگاه های­مختلف­ناظر­بر قصدمجرمانه ۷۲
بند اول: دیدگاه عدم اشتراط قصد مجرمانه ۷۲
بند دوم: دیدگاه اشتراط قصد مجرمانه ۷۲
بند سوم: دیدگاه تفصیلی ۷۳
۱- عدم اشتراط قصد در مقدّمات قریبه ۷۴
۲- اشتراط قصد درمقدّمات بعیده ۷۴
گفتار دوم: وحدت قصد معاون و مباشر جرم ۷۵
بند اول: تمییزوحدت قصد و توافق قصد ۷۵
بند دوم: ضرورت وحدت قصد در جرم معین ۷۶
بند سوم: شخصی یا نوعی بودن وحدت قصد ۷۷
بند چهارم: زمان تطابق قصد ۷۷
گفتار سوم: معاونت در جرایم غیر عمدی ۷۹
بند اول: دیدگاه تحقق معاونت در جرایم غیر عمدی و ادّله ­ی آن ۷۹
۱- اطلاق ماده ۴۳ ق.م.ا ۸۰
۲- صدق عرفی ۸۰
۳- روّیه قضایی ۸۱
بند دوم: دیگاه عدم تحقق معاونت در جرایم غیر عمدی­و ادّله ­ی آن ۸۱
۱- فقدان وحدت قصد ۸۲
۲- تفسیر به نفع متهم ۸۲
۳- روّیه قضایی ۸۲
فصل سوم: مجازات معاونت درجرم ۸۵
مبحث اول: سیاست کیفری تقنینی تعیین مجازات معاونت درجرم ۸۵
گفتار اول: ایران ۸۵
گفتار دوم: لبنان ۸۷
مبحث دوم: اقسام مجازات معاونت درجرم ۸۸
گفتار اول: مجازات اصلی ۸۸
گفتار دوم: مجازات تکمیلی ۸۹
گفتار سوم: مجازات تبعی ۸۹
مبحث سوم: کیفیّات­ مخفّفه­ ومشدّده­ مجازات معاونت درجرم ۹۰
نتیجه ­گیری ۹۴
پیشنهادات ۹۶
منابع ومأخذ ۹۷
کتب فارسی ۹۷
مقاله ها و پایان نامه ها ۹۸
تقریرات ۹۹
فرهنگ ها ۹۹
کتب عربی ۹۹
د) پایگاه­های اینترنتی ۱۰۰
چکیده انگلیسی ۱۰۱

چکیده

معاون جرم شخصی است که عناصر مادی ومعنوی جرم اصلی ارتکاب یافته به وسیله مباشر یا شرکای جرم را انجام نداده است، بلکه درشرایطی معین درارتکاب جرم مذکور مداخله کرده است. در هر دو نظام کیفری ایران و لبنان، معاونت یک عمل مجرمانه مستقل نیست، بلکه امری فرعی و تبعی بوده وتحقق آن مستلزم وجود فعل مجرمانه اصلی است.قواعدمربوط به معاونت درجرم درحقوق جزای ایران به وسیله مواد ۴۳ و ۷۲۶ ق.م.ا و درحقوق لبنان تحریض به­جرم درمواد ۲۱۷ و ۲۱۸ قانون جزای این کشور و متدخّل که همان معاون است در مواد ۲۱۹ و۲۲۰ پیش بینی شده­است.

درحقوق ایران نظریه استعاره مجرمیّت پذیرفته شده است بجز دربرخی ازجرایم خاص­که از نظریه استقلال درمجرمیّت تبعیت نموده است. قانونگذار لبنان مجازات محرّض را در ماده ۲۱۷ ق.م.ل نظر به استقلال درمجرمیّت دارد،اما درخصوص معاونین اصلی تابع نظریه استعاره مطلق بوده و در خصوص معاونین عادی از نظریه استعاره نسبی مجرمیّت تبعیت نموده است.درایران مصادیق عام رفتار معاون درماده ۴۳ ق.م.ا ونیزدر قانون لبنان درماده ۲۱۹بطور حصری پیش بینی شده است.مصادیق خاص رفتار معاونت که برگرفته­ازمنابع فقهی است عبارتند از اکراه درقتل،امربه­قتل،امساک و دیده­بانی می­باشد.

درحقوق­کیفری­ایران ترک فعل مصداق معاونت درجرم محسوب نمی­گردد، مگردرمواردی که شخص طبق قانون مکلف به­ جلوگیری از وقوع جرم بوده باشد.که دراین موارد قانونگذار ایران، چنین ترک فعل را تحت عنوان مستقل مجرمانه معاونت، قابل تعقیب ومجازات می­داند.درحقوق کیفری لبنان ترک فعل درصورتی که مسبوق به توافق پیشین باشد، معاونت درجرم محسوب می­گردد.

وجود رابطه سببیت میان فعل مجرمانه مرتکب اصلی و مساعدت معاون ضروری است.لیکن ارتباط مستقیم میان معاون و مباشرجرم اصلی شرط نیست،بدین جهت معاونت در معاونت درهردو نظام کیفری مورد پذیرش قرار گرفته است.همچنین معاون و مباشرجرم باید تطابق قصد داشته باشند ­و هدف مشترکی را دنبال نمایند ومعاون باید نسبت به عمل­ارتکابی­خود،عمل­ارتکابی مباشرواوضاع و احوال خاص­جرم آگاهی داشته واعمال­خویش را با اراده وقصد مجرمانه مرتکب گردد.­ درحقوق­ایران برخلاف لبنان معاونت درجرایم­غیرعمدی پذیرفته نیست.ودرحقوق لبنان به شرط­ آنکه نتیجه ­حاصله عرفاً قابل پیش بینی­ باشد­، معاونت در جرایم غیر­عمدی پذیرفته شده است زمان وحدت قصد بین­مجرم اصلی ومعاون یا قبل از ارتکاب جرم یا مقارن باارتکاب جرم است وپس­از ارتکاب جرم معاونت مصداق پیدا نمی­کند اما در حقوق لبنان اخفـای­اشیاء و اشخاص جنایتکار چنانچه بنابر توافق ­قبلی ­باشد معاونت در جرم محسوب می­شود. ­در حقوق­ ایران مجازات معاون­ حداقل­مجازات مباشر­جرم است.­قانونگذار لبنان مجازات معاونین اصلی ­را ­همچون شریک­ در جرم که­ مجازاتی ­­برابر ­فاعل­ دارد، مقرر­ نموده ­و مجازات­ معاونین­ عادی ­به ­مانند ­حقوق ایران ­حداقل مجازات­ آن ­جرم­تعیین­نموده است.

کلید­واژه: معاونت درجرم، اعانت براثم، همکاری­درجرم، تحریک به­ارتکاب جرم، تهیه مقدمات­ارتکاب­جرم، تسهیل­جرم، تشویق به­ارتکاب جرم

مقدمه

الف) بیان موضوع

یکی از علل اختلال امور نابساما­نی اجتماعی و کاهش میزان امنیت در جامعه، مساله بزهکاری و مجرمیت است.جرم همیشه نتیجه­ی اراده فعل شخص واحدی نیست بلکه دراثر همکاری و اشتر اک مساعی عده­ای ازاشخاص به منصه ظهورمی­رسد. این افراد مباشرمعاون یا شریک یک جرم هستند. بدیهی است اشتراک مساعی واجتماعی افراد ضمن اینکه بر میزان قدرت افراد می­افزاید در عین حال نمایان­گر یک خطر اجتماعی بارزی است که قانونگذار با تدوین قوانین و مقررات درصدد مقابله وپیشگیری از وقوع این تشریک مساعی و همکاری مجرمانه می پردازد. درعصرحاضر به اقتضای ترقی جامعه بشری، پیشرفت شگرفی علمی وصنعتی وسرعت وسهولت وسایل ارتباط داخلی وخارجی، جرایمی به ظهور رسیده که نقش اصلی و اساسی ارتکاب آن را کسانی ایفاء می­ کنند که خود صحنه­ی جرم و محل ار تکاب تا حدود زیادی دور می­باشند.

بنابراین تعاون و اشتراک مساعی به همان اندازه که سازندگی واعتلاء و پیشرفت جوامع بشری را تسهیل می­ کند، اگردراختلال نظام اجتماعی صرف شود، برسرعت سوق دادن آن جامعه به جانب پرتگاه تباهی می­افزاید بنابراین شر کت و معاونت چند نفردر ارتکاب جرم، جامعه را با خطرات زیادی مواجه می­سازد که کیفیت مبارزه با آن و اتخاذ تدابیر لازم در قبال این بلای اجتماعی درخور بحث و اندیشه و تفکر و تحقیق است.

در زمان معاصر دیگر کمتر مشاهده می شود که مجری به تنهایی به ارتکاب جرم مورد نظر خود اقدام کند، بلکه تبهکاران از یک طرف برای سهولت تبهکاری و از دیگر سو برای فرار از کیفر اعمال ارتکابی خود گرد هم جمع شده و با تقسیم کار بار مسئولیت انفرادی را کاهش می­ دهند تا از این طریق مسئولیت را متوجه عده بیشتری گردانند و مقامات قضایی و انتظامی را در امر تفتیش جرم و تعقیب دستگیری و محاکمه مجرمین گمراه سازند.

بدین لحاظ لازم است با شناخت زمینه ها، انواع ابعاد و نتایج همکاری مجرمانه و از جمله معاونت در ارتکاب جرم تدابیری جهت پیشگیری و مبارزه با آن اندیشیده شود.

دراین تحقیق ابتدا جایگاه فرعی خاص از همکاری مجرمانه یعنی معاونت درجرم درمیان سایر مداخله کنندگان درجرم مشخص گردیده و سرانجام عنوان معاونت در جرم درحقوق کیفری ایران و مطالعه تطبیقی با حقوق لبنان برگزیده و مورد تصویب قرار گر فته است.

باید توجه داشت بهترین شیوه برای بررسی و تجزیه و تحلیل موضوع، مقایسه تطبیقی موضوع با سایر موارد مشابه است. همین دلیل به مطالعه تطبیقی موضوع با حقوق کیفری لبنان و در پرتو قانون جزای آن کشور پرداخته شده است. معاون شخصی است که مجرم اصلی را در وقوع جرم کمک و مساعدت نموده است بدون اینکه در عملیات اجرایی جرم مداخله داشته باشد.

ب) سؤالات تحقیق

سؤال این است که اصولاً چرا چنین فردی مجرم شناخته شده است؟ مصادیق لازم به منظور تحقق معاونت درجرم در قوانین جزایی دو کشور ایران و لبنان چه مواردی است؟ آیا این مصادیق منحصر به موارد تعیین شده قانونی است؟ رفتار مادی لازم جهت تحقق معاونت در جرم در این دو نظام کیفری صرفاً به شکل فعل مثبت است یا ترک فعل نیز می تواند مصادیق معاونت محسوب گردد؟ آیا مسئولیت معاون نشات گرفته­ازمسئولیت مباشرجرم است یا بایستی برای آنچه عملاً انجام داده است مجازات شود؟ برای توجیه مسئولیت کیفری معاون جرم ارتکاب چه مقدار فعل از سوی کمک کننده ضروری است؟آیا وجود توافق قبلی یا هدف مشترک، شرط تحقق نهاد مزبور دراین دو نظام کیفری است؟ هرگاه توافق قبلی یاهدف مشترک وجود نداشته باشد ولی متهم (معاون) اتفاقاً درصحنه جرم حاضر باشد وضعیت چگونه خواهد بود؟ با توجه به مطالب فوق سؤال­های اصلی تحقیق عبارتند از:

۱- آیا بزه معاونت در جرم بزه عاریتی است یا جرم مستقل محسوب می­گردد؟

۲-آیا معاونت در جرم در رابطه سببیت بین رفتار معاون و جرم ارتکابی توسط مباشر لاجرم بایست مستقیم باشد؟

۳- آیا معافیت مباشر جرم از مجازات در هر صورت موجب معافیت معاون نیز خواهد بود؟

۴- آیا معاونت در جرم از طریق ترک فعل نیز ممکن خواهد بود؟

۵- مصادیق قانونی معاونت در جرم به نحو حصر است یا تمثیل؟

۶- آیا علم و آگاهی معاون از قصد مجرمانه مباشر برای تحقق رکن روانی معاونت در جرم کفایت می کند یا علاوه بر آن قصد مجرمانه معاون نیز ضروری است؟

پ) فرضیات تحقیق

۱- درهردو نظام کیفری معاونت عنوان مستقل مجرمانه نیست بلکه امری تبعی وفرعی بوده­و تحقق آن مستلزم وجود فعل مجرمانه اصلی است.

۲- رابطه سببیت غیر مستقیم نیز بین رفتار معاون و جرم ارتکابی توسط مباشر در تحقق معاونت در جرم کفایت می کند.

۳- معافیت مباشر جرم از مجازات بعضا موجب معافیت معاون از مجازات می گردد.

۴- اصولا معاونت در جرم از طریق ترک فعل قابل تحقق نخواهد بود مگر در موارد خاص که قانونگذار به آن تصریح نموده باشد.

۵- مصادیق قانونی معاونت در جرم به نحو حصر است.

۶-در حقوق ایران علاوه بر علم و آگاهی، قصد مجرمانه معاون نیز ضرورت دارد.

ج) اهداف وکاربردها

اهداف و کاربردهای این تحقیق را می توان در موارد ذیل ذکر نمود.

۱- در میان سایر رشته­های علوم جنایی، حقوق کیفری عمومی دارای اهمیت زیادی است و در حقیقت پایه و اساس دیگر رشته­های علوم جنایی را تشکیل می­دهد.در واقع می­توان با بحث و بررسی عناصروخصوصیات عمومی جرایم و ضمانت اجرای کیفری،­آن را کلید فهم بسیاری از مسایل حقوقی جنایی و تضمین کننده حقوق و آزادی های طبیعی و مشروع افراد دانست.

۲- انتخاب موضوع «معاونت درجرم» از بین تمام مسایل حقوقی کیفری عمومی به این دلیل می­باشدکه همکاری ومساعدت درارتکاب جرم بخش مهمی ازحقوق کیفری عمومی راتشکیل می­دهد به طوری که در قانون مجازات اسلامی فصلی به شرکاء ومعاونین جرم اختصاص یافته است.

× بستن تبلیغات